۷۹۶.الكافى از مهاجر از مردى اهل ثقيف :علىّ بن ابى طالب عليه السلام مرا بر بانقيا و يكى از توابع كوفه گماشت و در حضور مردم به من فرمود: «بر خراجى كه بايد بستانى ، خوب مراقبت كن و در آن بكوش و از آن درهمى را وامگذار ؛ و آن گاه كه خواستى براى مأموريت خويش رهسپار شوى ، نزد من آى!» .
گفت: نزد وى رفتم ؛ مرا فرمود: «آن چه از من شنيدى ، سخنى زيركانه [و به مصلحتِ مكان و حاضران] بود [نه اين كه بخواهم به آن عمل كنى] ؛ مبادا مسلمان يا يهودى يا مسيحى اى را براى ستاندنِ درهمى خراج ، بزنى يا براى گرفتن درهمى ، چهارپايى را كه با آن كار مى كنند ، بفروشى ؛ كه ما مأموريم تا زياده مال ايشان را بگيريم» .
۷۹۷.السنن الكبرى از عبدالملك بن عمير :مردى از ثقيف مرا خبر داد: علىّ بن ابى طالب عليه السلام مرا بر بزرگْ شاپور گماشت و فرمود: «هرگز براى جمع آورى درهمى ، كسى را به تازيانه مزن و روزىِ افراد ، جامه زمستان و تابستان ، و چهارپايى را كه با آن كار مى كنند ، مفروش ؛ و كسى را در طلب درهمى بر پاى ايستاده نگه مدار!» .
گفت: گفتم: «اى اميرالمؤمنين! پس بايد همان گونه كه از نزدت مى روم ، بازگردم!»
فرمود: «اگر چنان كه رفته اى ، بازگردى ، واى بر تو! جز اين نيست كه ما مأموريم تا زياده مالشان را از ايشان بگيريم» .
۷۹۸.امام كاظم عليه السلام :زمين هايى كه قدرتمندانه و با سپاه سواره و پياده فراچنگ مى آيند ، همواره در دست كسى مى مانند كه آن را آباد و سرزنده نگاه دارد و در آن كار كند ؛ و به اندازه توانشان ، حكمران از ايشان ماليات مى ستانَد ؛ خواه نيم ، خواه يك سوم ، و خواه دو سوم ؛ يعنى به اندازه اى كه به صلاح ايشان باشد و زيانشان نرسانَد .