451
توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج1

۷۹۵.تاريخ دمشق از عبدالملك بن عمير :مردى از ثقيف برايم حكايت كرد كه على وى را به كارگزارىِ عُكبَرا گماشت ـ گفت: در آن سرزمين ، مسلمانان ساكن نبودند ـ . [آن كارگزار مى گويد : ]على در حضور آنان ، به من فرمود: «خراج ايشان را البتّه مى ستانى ، بى آن كه اهمال يا ضعفى در تو ببينند» . سپس مرا فرمود: «نيمروز ، نزد من آى!» نيمروز نزد وى رفتم و هيچ پرده دارى نيافتم كه در حضور من و او فاصله باشد . او را ديدم كه نشسته و پياله اى و كوزه اى آب پيش رو دارد . پس كيسه اى فراپيش كشيد ؛ با خود گفتم: «حتما مرا امين شمرده تا گوهرى را نشانم دهد!» ـ و اين از آن روى بود كه نمى دانستم در آن كيسه چيست ـ . پس ديدم كه در آن ، مُهرى است . مُهر را شكست ؛ در ميان آن ، قدرى آردِ مخلوط بود . آن آرد مخلوط را برگرفت و در پياله ريخت ؛ سپس بر آن آب ريخت و خود نوشيد و مرا هم نوشاند . كاسه صبرم لبريز شد و گفتم: «اى اميرالمؤمنين! آيا در عراق ، چنين مى كنى؟ غذاى عراق بيش از اين است!» .
فرمود: «هلا به خداى سوگند كه من به جهت بخل ورزى بر اين مُهر نمى كنم ؛ امّا همان مقدار مى خرم كه مرا كفايت مى كند ؛ و بيم دارم كه تمام شود ، و غيرِ آن در آن به كار رود . جز اين نيست كه نگهدارى من بدين جهت است و نمى خواهم در اندرون خويش ، جز غذاى پاكيزه را راه دهم .
مرا ياراى آن نبود كه جز آن چه را نزد آنان [بنا به مصلحت] به تو گفتم ، با تو واگويم ؛ [زيرا ]ايشان قومى فريب پيشه اند . ليكن اكنون تو را فرمان مى دهم كه از مردم چه بگيرى ؛ اگر چنين كنى ، [باكى نيست] ؛ وگرنه ، پيش از من ، خداوند از تو بازخواست مى كند . پس هر گاه به من خبر رسد كه جز آن چه فرمانت داده ام عمل كرده اى ، تو را بركنار خواهم كرد . و هرگز از ايشان روزى اى را كه مى خورند ، نخواه و جامه زمستان و تابستانشان را طلب نكن و به هيچ يك از ايشان در طلب درهمى تازيانه مزن و دشنام زشت مده ؛ كه ما به چنين كارى فرمان نيافته ايم . هرگز چهارپايى از ايشان را كه با آن كار مى كنند ، مفروشيد ؛ كه ما فرمان يافته ايم تا زياده مال آنان را بگيريم» .
گفت : گفتم: «پس همان سان كه رفته ام ، بايد بازگردم!»
فرمود : «[به وظيفه ات عمل كن] هر چند چنين شود!» .
گفت: «پس روان شدم و آن چه را فرمانم داد ، پى گرفتم و بازگشتم ، حال آن كه به خداى سوگند ، حتّى يك درهم نزد من نماند ، مگر اين كه آن را بازگرداندم» .


توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج1
450

۷۹۵.تاريخ دمشق عن عبد الملك بن عمير :حَدَّثَني رَجُلٌ مِن ثَقيفٍ أنَّ عَلِيّا اِستَعمَلَهُ عَلى عُكبَرا ـ قالَ : ولَم يَكُنِ السَّوادُ يَسكُنُهُ المُصَلّونَ ـ فَقالَ لي بَينَ أيديهِم : لَتَستَوفي خَراجَهُم ، ولا يَجِدونَ فيكَ رُخصَةً ، ولا يَجِدونَ فيكَ ضَعفا . ثُمَّ قالَ لي : إذا كانَ عِندَ الظُّهرِ فَرُح إلَيَّ ، فَرُحتُ إلَيهِ ، فَلَم أجِد عَلَيهِ حاجِبا يَحجُبُني دونَهُ ، وَجَدتُهُ جالِسا وعِندَهُ قَدَحٌ وكوزٌ فيهِ ماءٌ ، فَدَعا مُطَيَّبَهُ ، فَقُلتُ في نَفسي : لَقَد أمَنَني حَتّى يُخرِجَ إلَيَّ جَوهَرا ـ إذ لا أدري ما فيها ـ فَإِذا عَلَيها خاتَمٌ ، فَكَسَرَ الخاتَمَ فَإِذا فيها سَويقٌ ، فَأَخرَجَ مِنهُ وصَبَّ في القَدَحِ ، فَصَبَّ عَلَيهِ ماءً ، فَشَرِبَ وسَقاني ، فَلَم أصبِر أن قُلتُ لَهُ : يا أميرَ المُؤمِنينَ ، أ تَصنَعُ هذا بِالعِراقِ ؟ ! ! طَعامُ العِراقِ أكثَرُ مِن ذلِكَ ! !
قالَ : أما وَاللّهِ ما أختِمُ عَلَيهِ بُخلاً عَلَيهِ ، ولكِنّي أبتاعُ قَدرَ ما يَكفيني ، فَأَخافُ إن نَمى فَيُصنَعُ فيهِ مِن غَيرِهِ ؛ فَإِنَّما حِفظي لِذلِكَ ، وأكرَهُ أن اُدخِلَ بَطني إلاّ طَيِّبا . وإنّي لَم أستَطِع أن أقولَ لَكَ إلاَّ الَّذي قُلتُ لَكَ بَينَ أيديهِم ، إنَّهُم قَومٌ خُدَّعٌ ، ولكِنّي آمُرُكَ الآنَ بِما تَأخُذُهُم بِهِ ، فَإِن أنتَ فَعَلتَ وإلاّ أخَذَكَ اللّهُ بِهِ دوني ، فَإِن يَبلُغُني عَنكَ خِلافَ ما أمَرتُكَ عَزَلتُكَ ! فَلا تَتَّبِعَنَّ لَهُم رِزقا يَأكُلونَهُ ، ولا كِسوَةَ شِتاءٍ ولا صَيفٍ ، ولا تَضرِبَنَّ رَجُلاً مِنهُم سَوطا في طَلَبِ دِرهَمٍ ، ولا تُقَبِّحهُ في طَلَبِ دِرهَمٍ ؛ فَإِنّا لَم نُؤمَر بِذلِكَ ، ولا تَبيعَنَّ لَهُم دابَّةً يَعمَلونَ عَلَيها ؛ إنَّما اُمِرنا أن نَأخُذَ مِنهُمُ العَفوَ .
قالَ : قُلتُ : إذا أجيؤُكَ كَما ذَهَبتُ ! قالَ : وإن فَعَلتَ .
قالَ : فَذَهَبتُ فَتَتَبَّعتُ ما أمَرَني بِهِ ، فَرَجَعتُ وَاللّهِ ما بَقِيَ عَلَيَّ دِرهَمٌ واحِدٌ إلاّ وَفَيتُهُ . ۱

1.تاريخ دمشق : ۴۲ / ۴۸۷ ، حلية الأولياء : ۱ / ۸۲ وفيه إلى «طيّبا» وراجع السنن الكبرى : ۹ / ۳۴۵ / ۱۸۷۳۶ و اُسد الغابة : ۴ / ۹۸ / ۳۷۸۹ والمعيار والموازنة : ۲۴۸ و كنز العمّال : ۴ / ۵۰۱ / ۱۱۴۸۸ و ج ۵ / ۷۷۳ / ۱۴۳۴۶ والكافي : ۳ / ۵۴۰ / ۸ ومن لا يحضره الفقيه : ۲ / ۲۴ / ۱۶۰۵ وتهذيب الأحكام : ۴ / ۹۸ / ۲۷۵ وشرح الأخبار : ۲ / ۳۶۴ / ۷۲۶ .

  • نام منبع :
    توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: سیدرضا حسینی
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1382
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 71950
صفحه از 506
پرینت  ارسال به