۶۳۶.دعائم الإسلام:سفيان ثورى نزد امام صادق عليه السلام درآمد و او را در جامه اى گرانبها ديد و گفت: «اى زاده رسول خدا! براى ما روايت مى كنى كه على عليه السلامجامه خشن و كرباس مى پوشيد ؛ و خود جامه قوهى و مروى [= جامه هاى لطيف ]مى پوشى!»
امام فرمود: «واى بر تو اى سفيان! همانا على عليه السلام در زمانه تنگنا به سر مى برد ، حال آن كه خداوند به ما گشايش عطا فرموده ؛ و آن را كه خداوند به وى گشايش بخشيده ، روا است كه اثر اين گشايش در زندگى اش ديده شود .
۶۳۷.مطالب السؤول از سفيان ثورى :نزد جعفر بن محمد عليه السلام رفتم و ديدم كه روجامه اى از خز سياه و نيز جامه اى از خز بر تن دارد . با شگفتى به او نگريستم . به من فرمود: «اى ثورى! تو را چه شده كه به ما [چنين ]مى نگرى؟ شايد از آن چه مى بينى ، تعجّب مى كنى!» گفتم: «اى زاده رسول خدا! اين نه جامه تو است و نه جامه پدرانت!»
فرمود: «اى ثورى! آن روزگار ، زمانه فقر و تنگدستى بود و آنان به فراخور آن تنگنا و فقر عمل مى كردند . و امروز ، روزگارى است كه همه چيز به وفور يافت مى شود» . سپس رو جامه اش را كنار زد ؛ زير آن جامه اى از پشم سفيد بر تن داشت كه نه پايينِ آن به تركيب بود و نه آستينش به اندازه . پس فرمود: «اى ثورى! اين را براى خدا مى پوشيم و آن را براى شما . اين را كه براى خدا مى پوشيم ، مى پوشانيم ؛ و آن را كه براى شما مى پوشيم ، آشكار مى كنيم» .
۶۳۸.الكافى از حمّاد بن عثمان :نزد امام صادق عليه السلام حضور داشتم كه مردى به وى گفت: «خدايت سامان دهاد! ياد كرده بودى كه علىّ بن ابى طالب عليه السلام جامه درشت مى پوشيد و پيراهنى چهار درهمى داشت و از اين قبيل . و اينك جامه نو بر تن تو مى بينيم!» .
امام به وى فرمود: «هر آينه علىّ بن ابى طالب عليه السلام آن جامه را در روزگارى مى پوشيد كه پوشيدنش ناپسند جلوه نمى كرد ؛ و اگر در آن روزگار جامه اى چنين مى پوشيد ، انگشت نما مى شد . پس بهترين جامه براى هر روزگار ، جامه مردم همان زمان است . البتّه قائمِ خاندان ما آن گاه كه برپاى شود ، جامه على عليه السلام را خواهد پوشيد و به گونه او زندگى خواهد كرد» .