۵۴۶.امام على عليه السلام :بسا سود بسيار كه به زيانكارى مى انجامد .
۵۴۷.الكافى از ميسّر :به امام صادق عليه السلام گفتم: «شمارى از دوستانم نزد من مى آيند ؛ براى من در معامله با ايشان حدّى بگذار كه از معامله با جز آن ها متمايز باشد» . فرمود: «اگر دوستى همدل و نزديك است ، با او به نيكى معامله كن ؛ و گرنه ، با چشم باز و حسابگرانه به معامله با وى پرداز» .
۵۴۸.الكافى از ابوجعفر فزارى :امام صادق عليه السلام يكى از خدمتكارانش به نام مصادِف را فراخواند و به وى هزار دينار داد و فرمود: «بار بربند تا روانه مصر شوى ؛ كه نان خوران من بسيار شده اند» .
[راوى] گفت: پس بارى فراهم كرد و همراه بازرگانان روانه مصر شد . چون به مصر نزديك شدند ، با كاروانى كه از مصر بيرون مى آمد ، روبه رو گشتند و از ايشان پرسيدندكه وضعِ كالايى كه با خود دارند در مدينه چگونه است ـ و آن ، كالايى بود همگانى ـ . ايشان به اينان خبر دادند كه از كالاى اينان در مصر چيزى نيست . از اين رو ، اهل قافله هم سوگند و هم پيمان شدند كه به ازاى هر دينار ، يك دينار سود كنند .
پس چون اموال خويش را جمع كرده ، به مدينه باز آمدند ، مصادف با دو هميان كه در هر يك هزار دينار بود ، نزد امام صادق عليه السلام آمد و گفت: «فدايت شوم! اين يك اصل سرمايه است و اين ديگرى ، سود!» فرمود: «اين سود ، بسيار است ؛ مگر با آن كالا چه كردى؟» وى شرح كار و هم سوگندى شان را باز گفت . امام فرمود : «سبحان اللّه ! ضدّ مسلمانان هم پيمان مى شويد كه به ازاى هر دينار ، يك دينار سود كنيد؟» سپس يكى از هميان ها را برگرفت و فرمود: «اين اصلِ سرمايه من است و ما را به اين سود نيازى نيست» . آن گاه ، فرمود: «اى مصادف! با شمشير به نبرد برخاستن ، ساده تر از جست و جوى حلال است» .