27
توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج1

به بيان ديگر ، اسلام اين شش ركن توسعه اقتصادى را باور دارد : دانش ، مديريّت ، كار ، تنظيم بازار ، اتّكا به الگوى مصرف صحيح و مناسب ، و برنامه ريزىِ هدفمند و درستِ دولت ؛ همچنين اسلام اعتقاد دارد كه بايد تلاش كرد تا درآمد ناخالص ملّى افزايش يابد و سطح فنّى توليد بالا رود ؛ نيز تنظيم برنامه هايى براى كاستن از ميزان فقر و تعديل ثروت در جامعه را ترغيب مى كند . با اي ۱ ن همه ، اسلام معتقد است كه باورهاى درست دينى ، اخلاق نيكو ، و اعمال صالح نيز در توسعه اقتصادى نقش دارند . ۲ اين همان مفهوم حقيقى قائل بودن به نقش ايمان و معنويّات در اقتصاد از ديدگاه اسلام است كه هرگز مرادف با ناديده انگاشتن عوامل مادّى و طبيعى نيست .
قرآن به همين حقيقت اشاره دارد و تصريح مى كند:
«وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى ءَامَنُواْ وَ اتَّقَوْاْ لَفَتَحْنَا عَلَيْهِم بَرَكَـتٍ مِّنَ السَّمَآءِ وَ الأَْرْضِ». «و اگر مردم آبادى ها ايمان آورده و پرهيزگارى كرده بودند ، هر آينه بركت ها از

1.برخى از تدابير اسلام براى توزيع عادلانه ثروت و كاستن از فقر ، از اين قرارند: يك. به خلاف نظام سرمايه دارى كه توزيع عادلانه ثروت را در مرحله پس از توليد قرار مى دهد ، اسلام بر آن است كه بايد از آغاز كوشيد تا نابرابرى پديد نيايد . از اين رو ، تدابيرى اتّخاذ مى كند تا از نخست ، زمينه بروز فقر ايجاد نشود. برخى از برنامه هاى اسلام در همين مسير طرّاحى شده ، از جمله قرار دادن ثروت هاى طبيعى مانند معدن هاى مهم ، منابع بزرگ آب ، زمين هاى مرده ، زمين هاى ستانده شده از كافران ، و نظاير آن ها ، در قلمرو مالكيّت عمومى؛ با اين هدف : «كَىْ لاَ يَكُونَ دُولَةَ بَيْنَ الْأَغْنِيَآءِ مِنكُمْ (حشر/ ۷) : تا ميان توانگرانتان دستگَردان نباشد». دو . اسلام بر احكامى تكيه دارد كه چگونگى كسب ثروت و روش توزيع آن ميان عوامل توليد را تعيين مى كنند ، همچون: حرام بودن احتكار و ربا و فريبگرى در معامله و مانند آن ها. هدف آن است كه دارايى هاى متراكم پديد نيايد و اختلاف فاحش طبقاتى بروز نكند. سه. ديگر بار از راه پرداخت حقوق شرعى ، مانند خمس و زكات ، به توزيع درآمدها و ثروت ها عنايت مى كند. چهار . زمينه توزيع انتخابى و آزادانه درآمدها و ثروت ها را از طريق يارى ثروتمندان به فقيران ، فراهم مى آورد. پنج. از طريق انواع كفّاره ها ، توزيع ثروت به سود فقيران را سامان مى بخشد.

2.بنگريد به: ص۵۰۳ (اصول توسعه).


توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج1
26

مسلّم است كه اسلام دستاوردهاى فكرى اقتصاددانان معاصر را كه مبتنى بر يكى از دو طرز تفكّر حاكم ، سرمايه دارى و سوسياليزم ، است ، نه به طور مطلق رد مى كند و نه مطلقا مى پذيرد . هرگز چنين نيست ؛ كارشناسان اقتصاد اسلامى وظيفه دارند نكات مثبت هر يك از اين دو نظام را اقتباس كنند و عناصر منفى آن ها را كنار نهند تا به برنامه اى رسند كه نظام اسلامى براى توسعه و راهبردهاى آن را نشان دهد ، مشروط به اين كه برنامه ريزى مذكور در چهارچوب نظام اقتصادى اسلام و برخاسته از رويكرد اقتصادى در اسلام باشد .
اگر اين برنامه ريزى سامان يابد ، گامى بس بزرگ برداشته مى شود كه خدمتى است سترگ به جامعه اسلامى و به طور واقعى سبب ترويج فرهنگ اسلامى در سطح جهان مى شود .
در پرتو آموزه هاى اسلامى ، اين نظام و راهبردهايش داراى سه ويژگى هستند:

يك . نقش ارزش هاى معنوى در توسعه اقتصادى

پيش از بيان هرگونه توضيح درباره نقش امور معنوى در توسعه اقتصادى ، اشاره به اين نكته ضرورت دارد كه در چهارچوب جهان بينى اسلامى ، اعتقاد به تأثير معنويّات در اقتصاد ، مترادف با نفىِ سبب هاى مادّى نيست و از نقش اين سبب ها در اقتصاد نمى كاهد . مقصود آن است كه اسلام ، افزون بر عوامل مادّى مؤثّر در توسعه ، به عواملى ديگر نيز ايمان دارد كه در توسعه مؤثّرند ، امّا ناشناخته مانده اند .

  • نام منبع :
    توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: سیدرضا حسینی
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1382
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 71865
صفحه از 506
پرینت  ارسال به