ج . حضرت محمّد صلى الله عليه و آله
۳۳۳.الزهد لابن المبارك از ابو اسحاق :ميان شترداران و گوسفندداران گفت و گو درگرفت و شترداران در برابر گوسفندداران گردن افرازى كردند . خبردار شديم كه اين رويداد براى پيامبر صلى الله عليه و آلهذكر شد و او فرمود: «موسى عليه السلامدر حالى [به پيامبرى ]برانگيخته شد كه گوسفند مى چرانيد ؛ و داوود [هم ]در حالى [به پيامبرى ]برانگيخته شد كه گوسفند مى چرانيد ؛ و من [نيز] در حالى برانگيخته شدم كه در [منطقه ]اَجياد ، براى طايفه ام گوسفند مى چرانيدم» .
۳۳۴.مسند ابن حنبل از ابوسعيد خدرى :شترداران و گوسفندداران نزد پيامبر صلى الله عليه و آلهبه يكديگر فخر مى فروختند . . . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : «موسى عليه السلامبرانگيخته شد ، در حالى كه براى طايفه اش گوسفند مى چرانيد ؛ و من [نيز ]برانگيخته شدم ، در حالى كه در [منطقه ]اجياد ، براى طايفه ام گوسفند مى چرانيدم» .
۳۳۵.صحيح البخاري از ابوهريره از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند هيچ پيامبرى را برنينگيخت مگر آن كه گوسفند مى چرانيد . يارانش گفتند: «تو نيز؟» فرمود: «آرى ؛ من [نيز] با گرفتنِ یک قيراط (يكْ بيست و چهارم دينار) ، براى مردم مكّه گوسفند مى چرانيدم» .
۳۳۶.تاريخ الطبري از ابن اسحاق :آن گاه كه راست گفتارى ، امانت دارى ، و والا منشىِ پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهبراى حضرت خديجه ـ سلام اللّه عليها ـ مسلّم گشت ، فرستاده اى نزد وى گسيل داشت و به وى پيشنهاد كرد كه دارايى اش را براى بازرگانى به شام ببرد . . . رسول خدا صلى الله عليه و آلهپذيرفت و با دارايى او بدان مقصد روان شد .