گاه به معناى احتياج مادّى است ، چنان كه خداى سبحان مى فرمايد:
«إِنَّمَا الصَّدَقَـتُ لِلْفُقَرَآءِ وَالْمَسَـكِينِ ، ۱ »
«همانا صدقه ها براى نيازمندان و درماندگان است» ؛
گاهى به مفهوم فقر معنوى است ، همان سان كه در بيانِ رسيده از امام اميرالمؤمنين عليه السلام آمده:
«فَقرُ النَّفسِ شَرُّ الفَقرِ» ؛ ۲
«فقرِ جان ، بدترين فقر است» .
و گاه نيز به مفهوم احساس نياز به خداوند و احتياج به او است ، همان طور كه در حديث شريف پيامبر صلى الله عليه و آلهآمده است:
«اللّهُمَّ أغنِنيِ بالاِفتِقارِ إلَيكَ» ؛ ۳
«بار خدايا! مرا با فقر به درگاه خود ، بى نيازى بخش» .
آشكار است كه در برخى از احاديث بخش نخست از فصل ششم ، فقر به همين معناى چهارم آمده است ـ و اين پس از فراغت جستن از اعتبار سندىِ آن احاديث است ـ همچون: «الفَقرُ فَخري ، وبِهِ أفتَخِرْ ؛ ۴ فقر مايه افتخار من است و به آن مباهات مى ورزم» .
در پرتو اين بيان ، آشكار مى شود كه اين دسته از روايات ، با مبحث توسعه اقتصادى ، خواه به شكل اثباتى و خواه به صورت نفيى ، هيچ پيوندى ندارند .