161
توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج1

۳ . گروه سوم از روايات فصل ششم ، چند معيار را در ارزيابى فقر و توانگرى به دست مى دهند كه مى توان آن ها را چنين دسته بندى كرد:
أ . ثروت براى انسان ثروتمند خير است و فقر براى انسان فقير ، شر ؛ امّا نه به طور مطلق ، بلكه با توجّه به نقشى كه در زندگى انسان ايفا مى كنند . با اين معيار ، ثروت براى همگان خير نيست ، همان گونه كه فقر براى همه شر به شمار نمى آيد ۱ .
ب . از جهت استفاده نيازمندان اجتماع از ثروت ، توانگرى ارزشمند و مثبت است ۲ .
ج . در جامعه اى كه فقر در آن رواج دارد ، انتخاب فقر به منظور خدمت به نيازمندان ، يك ارزش پسنديده به شمار مى رود ۳ .
د . هر گاه فقر با حفظ ارزش ها و پايبندى به مواضع درست همراه گردد ، برتر از ثروتى است كه با اعمال نادرست و ضدّ ارزش درآميزد ۴ .
ه . براى گروهى كه در مسير اوج و دستيابى به كمال گام نهاده اند ، فقر و توانگرى يكسان است ۵ ؛ زيرا اينان مى توانند از هر گونه فضا و وضعيّتى ، براى رسيدن به ترقّى و كمال بهره ببرند .
۴ . در اصطلاح قرآن و حديث ، فقر داراى معانى متفاوت است ؛ گاه به معناى نياز در اصل وجود است ، چنان كه خداوند سبحان مى فرمايد:
«يَـأَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَآءُ إِلَى اللَّهِ ، ۶ »
«اى مردم! شماييد نيازمندان به خدا» ؛

1.بنگريد به : ص ۱۴۹ ، ح ۲۲۷ و ص ۱۵۱ ، ح ۲۳۰ .

2.بنگريد به : ص ۱۴۹ ، ح ۲۲۶ .

3.بنگريد به : ص ۱۵۱ ، ح ۲۲۹ و ۲۳۶ .

4.بنگريد به : ص ۱۴۹ ـ ۱۵۳ ، ح ۲۲۸ ، ۲۳۰ ، ۲۳۲ ـ ۲۴۰ .

5.بنگريد به : ص ۱۵۳ ، ح ۲۳۹ .

6.فاطر: ۱۵ .


توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج1
160

داراى ارزش و نوعى نعمت شمرده مى شود ، همانند دانش در برابر نادانى . امّا آن گاه كه ثروت از زاويه ارتباطش با انسان ثروتمند ارزيابى گردد ، اين معادله شكلى ديگر مى پذيرد . همان گونه كه دانش براى هر دانشمندى سودمند و نادانى براى هر جاهلى زيانمند نيست ۱ ، ثروت هم چنين است . هر توانگرى از ثروت سود نمى برد ، همان گونه كه هر فقيرى از فقر زيان نمى بيند ؛ بلكه به تعبير حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام : «بسا توانگرى اى كه فقرِ جاويدان بر جاى نهد» ۲ و «بسا فقرى كه به توانگرىِ هميشگى بينجامد» ۳ و «بسا كاسته كه سودمند است و بسا افزوده كه زيان بخش» . ۴
بر اين پايه ، آن گاه كه ثروت از جهتِ نوع ارتباطش با ثروتمند ، و فقر از ناحيه چگونگى پيوندش با فقير ارزيابى گردد ، نمى توانيم با قاطعيّت بگوييم كه ثروت مطلقا ارزش يا ضدّ ارزش است . در اين حال ، سزاوار است كه ارزيابى را از رهگذر نتايج به دست آوريم ؛ اگر ثروتمند از ثروتش به شكل مطلوب بهره برده باشد ، ثروت ارزش است ؛ وگرنه ، نه! درباره فقر نيز چنين است ؛ اگر فقر به خوارى و ويرانى بينجامد ، عاملى منفى است ؛ امّا اگر موضع گيرى هاى صحيحِ فقير او را از فقر به غناى حقيقى برساند و راه كمال او را هموار كند ، چنين فقرى ارزشمند است .
به طور كلّى ، فصول پنجگانه نخست اين كتاب ، موضوع توسعه اقتصادى را از دريچه نگاه نخست ، بررسى كرده و آيات و روايات فصل ششم ، آن را از نظرگاه دوم نگريسته ؛ پس تعارضى ميان اين دو دسته نيست .

1.همانگونه كه از امام على عليه السلام روايت شده : «رُبَّ جاهلٍ نجاتُه جَهله» . ر .ك : خردگرايى در قرآن و حديث : ص۳۳۳ (نادانى پسنديده) و علم و حكمت در قرآن و حديث : ص۳۹۳ (پرسيدن از چيزهايى كه پاسخش زيانبار است) .

2.غرر الحكم : ح ۵۳۲۸ .

3.غرر الحكم : ح ۵۳۲۷ .

4.غرر الحكم : ح ۶۹۶۰ .

  • نام منبع :
    توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: سیدرضا حسینی
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1382
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 72361
صفحه از 506
پرینت  ارسال به