فصل دهم : وسوسه
۱۰ / ۱
وسوسه در اعتقادات
۱۰۸۰.كنز العمّالـ به نقل از عبد اللّه بن مسعود ـ: از پيامبر خدا سؤال كرديم كه گاهى اوقات چيزهايى از ذهن انسان مى گذرد كه اگر از آسمان سقوط كند و در وسط آسمان ، پرنده او را برُبايد ، برايش خوش تر است تا اين كه آن خطورات ذهنى را به زبانش آورَد .
پيامبر خدا فرمود : «اين ، ايمان محض است ، يا ايمان ناب است» .
۱۰۸۱.كنز العمّالـ به نقل از زُهرى ـ: عدّه اى از اصحاب ، خدمت پيامبر خدا آمدند و گفتند : [گاهى اوقات ]در سينه هاى خود ، وسوسه شيطان را مى يابيم كه اگر هريك از ما از ستاره ثريّا سقوط كند ، برايش خوش تر از آن است كه آن وسوسه ذهنى را به زبان آورَد .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «آيا به راستى ، چنين احساسى (ترس از اظهار آن) مى يابيد؟» .
گفتند : آرى .
فرمود : «اين ، ايمان ناب است . شيطان در پايين تر از اين چيزها ، قصد [منحرف ساختن ]بنده را مى كند و هر گاه بنده از [خطر ]او مصون ماند ، با اين گونه وسوسه ها به سراغ او مى آيد» .
۱۰۸۲.امام جواد عليه السلامـ در پاسخ به نامه مردى كه به ايشان نوشته بود و در آن ، از وسوسه هايى كه به ذهنش خطور مى كند ، شكايت كرده بود ـ: اگر خداوند عز و جل بخواهد ، تو را ثبات [ـِ عقيده] مى بخشد و راه نفوذ شيطان را در تو مى بندد . به پيامبر صلى الله عليه و آله نيز عدّه اى ، از وسوسه هاى ذهنىِ خود شكايت كردند ؛ وسوسه هايى كه دوست داشتند باد ، آنان را به جاهاى دوردست پرتاب كند و يا قطعه قطعه شوند ، امّا آنها را به زبان نياورند ؛ امّا پيامبر خدا به ايشان فرمود : «سوگند به آن كه جانم در دست اوست ، اين همان ايمان ناب است . هر گاه با اين وسوسه ها رو به رو شديد ، بگوييد : آمنّا باللّه و رسوله ولا حول ولاقوّة الا باللّه ؛ به خدا و پيامبرش ايمان آورده ايم و هيچ نيرو و توانى نيست ، مگر به خدا » .