41
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

۱۳۹۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بار خدايا! به آنچه پوشش ها از شُكوه و زيبايى تو پنهان كرده اند ، و به آنچه از درخشش كمال تو كه عرش را احاطه كرده است ، و به جايگاه عزّتمند عرشَت ، و به آنچه توانايى تو از ملكوت سلطنتت ، فرا گرفته است . . . .

۱۳۹۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در حِرزش ۱ ـ: به خدايى پناه مى برم كه هر چيزى را فرا گرفته و چيزى او را فرا نگرفته است و او همه چيز را فراگيرنده است .

۳ / ۶۰

مُحيى ، مُميت

واژه شناسى «مُحيى» و «مُميت»

صفت «مُحيى (زنده كننده) » ، اسم فاعل از «أحيا ، يُحيى» و از ريشه «حيى» است كه بر متضادّ مرگ ، دلالت مى كند .
صفت «مُميت (ميراننده) » نيز اسم فاعل از «أماتَ ، يُميتُ» و از ريشه «موت» به معناى از دست رفتن توانايى چيزى است . از همين ريشه است واژه «مَوت» كه به معناى متضادّ زندگى است . پس «مُحيى» ، بخشنده زندگى و «مُميت» ، مرگ دهنده است .

محيى و مميت ، در قرآن و حديث

در قرآن كريم ، صفت «مُحيى» دو بار به صورت «قطعا زنده كننده مردگان است» به كار رفته است ، و «اِحياء (زنده كردن) » به صورت فعلى ، ۴۷ بار به خدا نسبت داده شده است . صفت «مُميت» در قرآن كريم به كار نرفته ؛ امّا «اِماته (ميراندن) » ، بيست بار به صورت فعلى به خدا نسبت داده شده است .
در قرآن كريم ، عبارت «زنده مى كند و مى ميراند» ، نُه بار تكرار شده است ، و مضمون «خدا مردگان را زنده مى كند» ، هفت بار و معناى «بيرون آوردن زنده از مُرده» و عكس آن ، چهار بار ، و معناى «زنده كردن زمين پس از مرگ آن» ، نُه بار آمده است .
قرآن و احاديث ، خدا را سرچشمه زندگى و مرگ ، ذكر كرده اند ؛ امّا زندگى و مرگ ، به دو معناى ظاهرى و معنوى آمده است :
منظور از «زندگى و مرگ ظاهرى» ، زندگى و مرگ زمين و گياه و حيوان و انسان است . از آثار اين زندگى ، تغذيه ، رشد ، ادراك و توانايى است و از آثار مرگ ظاهرى ، نابودى آثار زندگى ظاهرى است .
مقصود از «زندگى و مرگ معنوى» ، زندگى و مرگ دل هاست ؛ زيرا سرچشمه زندگى معنوى ، حكمت ، فضايل اخلاقى و عنايت خداوند ، و سرچشمه مرگ معنوى ، پيروى از تمايلات نفْسانى و گناهان و نادانى است .
خدا ، سرچشمه زندگى و مرگ ظاهرى ، و نيز سرچشمه زندگى معنوى است ؛ امّا سرچشمه مرگ معنوى ، خود انسان و اراده سوء اوست .

1.حِرز : دعا يا ذكر يا هر چه براى دفع چشمْ زخم و بلا به كار مى رود.


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
40

۱۳۹۱.عنه صلى الله عليه و آله :اللّهُمَّ بِما وارَتِ ۱ الحُجُبُ مِن جَلالِكَ وجَمالِكَ ، وبِما أَطافَ بِهِ العَرشُ مِن بَهاءِ كَمالِكَ ، وبِمَعاقِدِ العِزِّ مِن عَرشِكَ ، وبِما تُحيطُ بِهِ قُدرَتُكَ مِن مَلَكوتِ سُلطانِكَ ... . ۲

۱۳۹۲.عنه صلى الله عليه و آلهـ في حِرزٍ لَهُ ـ: أَعوذُ بِاللّهِ المُحيطِ بِكُلِّ شَيءٍ ولا يُحيطُ بِهِ شَيءٌ ، وهُوَ بِكُلِّ شَيءٍ مُحيطٌ . ۳

۳ / ۶۰

المُحيي ، المُميتُ

المحيي و المميت لغةً

«المحيي» اسم فاعل من أَحيا ، يُحيي، من مادّة «حيّ» وهو يدلّ على خلاف الموت ۴ . «المميت» اسم فاعل من أَمات ، يُميت ، من مادّة «موت» وهو يدلّ على ذهاب القوّة من الشيء. منه الموت خلاف الحياة . ۵ فالمحيي والمميت هو الذي أَعطى الحياة والموت .

المحيي والمميت في القرآن والحديث

وردت صفة «المحيي» في القرآن الكريم مرّتين ، ولفظها «لَمُحْىِ الْمَوْتَى» ۶ ، ونُسبت صفة الإحياء إِلى اللّه بشكل فعليّ سبعا وأَربعين مرّةً ، ولم ترد صفة «المميت» في القرآن الكريم، أَمّا صفة الإماتة فقد نُسبت إِلى اللّه سبحانه بشكل فعليّ عشرين مرّةً.
وقد تكرّرت عبارة «يُحيي ويُميت» في القرآن الكريم تسع مرّات ۷ ، وجاء مضمون جملة «يُحيي اللّه الموتى» سبع مرّات ۸ ، ومعنى «إِخراج الحيّ من الميّت» وبالعكس في أَربع آيات ۹ ، ومعنى «إِحياء الأَرض بعد موتها» تسع مرّات ۱۰ .
لقد ذكر القرآن الكريم والأَحاديث أَنّ اللّه تعالى مصدر الحياة والموت ، لكنّ الحياة والموت وردا بمعنيين ظاهريّ ومعنويّ ، والقصد من الحياة والموت الظاهريّين حياة الأَرض والنبات والحيوان والإنسان وموتها ، ومن آثار هذه الحياة التغذّي ، والنموّ ، والإدراك ، والقدرة ، ومن آثار الموت الظاهريّ انعدام آثار الحياة الظاهريّة. أَمّا الحياة والموت المعنويّان فهما حياة القلوب وموتها إِذ إِنّ مصدر الحياة المعنويّة الحكمة والفضائل الأَخلاقيّة وعناية اللّه ومصدر الموت المعنويّ اتّباع الأَهواء ، والمعاصي ، والجهل .
إِنّ اللّه ـ جلّ شأنه ـ منشئ الحياة والموت الظاهريّين ، وكذلك منشئ الحياة المعنويّة. أَمّا مصدر الموت المعنويّ فالإنسان نفسه وإِرادته للسوء .

1.وارَيتُ الشَّيء : أخْفَيتُه ، وتوارى هو : استتر (الصحاح : ج ۶ ص ۲۵۲۳ «ورى») .

2.مهج الدعوات: ص ۳۵۴ ، بحار الأنوار : ج ۹۴ ص ۳۷۲ ح ۱ .

3.مهج الدعوات : ص ۱۶ ، بحار الأنوار : ج ۹۴ ص ۲۱۵ ح ۱۴ .

4.معجم مقاييس اللغة : ج ۲ ص ۱۲۲ .

5.معجم مقاييس اللغة : ج ۵ ص ۲۸۳ .

6.الروم : ۵۰ ، فصّلت : ۳۹ .

7.البقرة: ۲۵۸ ، آل عمران : ۱۵۶ ، الأعراف: ۱۵۸ ، التوبة : ۱۱۶ ، يونس : ۵۶ ، المؤمنون : ۸۰ ، غافر : ۶۸ ، الدخان : ۸ ، الحديد : ۲ .

8.الروم : ۵۰ ، فصّلت : ۳۹ ، الحجّ : ۶ ، الشورى : ۹ ، الأحقاف : ۳۳ ، القيامة : ۴۰ ، يس : ۱۲ .

9.آل عمران : ۲۷ ، الأنعام : ۹۵ ، يونس : ۳۱ ، الروم : ۱۹ .

10.البقرة : ۱۶۴ ، النحل : ۶۵ ، العنكبوت : ۶۳ ، الجاثية : ۵ ، فاطر : ۹ ، الروم : ۱۹ ، ۲۴ ، ۵۰ ، الحديد : ۱۷ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6960
صفحه از 643
پرینت  ارسال به