377
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

صاحب دلان را در اين مقام ، كلماتى ارجمند ، اشاراتى رمزى و تلويحاتى ذوقى است كه مشام جان ها را مى نوازد و معطّر مى كند و استخوان هاى پوسيده را زنده مى سازد كه تنها آنان كه تن خود را با رياضت ، خسته كرده اند و جانشان را با مجاهدت ، رنجه ساخته اند و مشرب آنان را دريافته اند و مقصود و مطلبشان را فهميده اند ، به معانى و ژرفايش دست مى يابند .
امّا كسى كه به سبب دل بستن به بهره هاى دنيوى و فرو رفتن در لذّات جسمانى ، اين رمزها را درنيافته و به اين گنجينه ها راه نبرده است ، به هنگام شنيدن اين سخنان ، در آستانه خطر بزرگى ، همچون فرو رفتن در تاريكى هاى الحاد و در افتادن در پرتگاه هاى حلول و اتّحاد است ؛ كه خداوند به غايت، از چنين انديشه هايى برتر است.
ما در اين مقام ، به گونه اى كه دريافت آن بر اذهان آسان باشد ، مى گوييم كه در اين تعبيرات ، مبالغه در قرب و بيان چيرگى محبّت بر ظاهر و باطن و پيدا و پنهان بنده است . بنا بر اين، مقصود ـ واللّه اعلم ـ آن است كه چون بنده ام را دوست بدارم ، او را به جايگاه انس خود فرا مى كشم و به عالم قدس برمى آورم و انديشه اش را در اسرار ملكوت ، غرقه و حواسش را منحصر به برگرفتن انوار آن مى كنم . در نتيجه ، قدمش در مقام قربْ استوار مى گردد و گوشت و خونش با محبّت درمى آميزد ، تا آن كه خود را فراموش كند و از حسّ خود غافل گردد و اغيار در برابرش از ميان بروند، تا آن جا كه به منزله چشم و گوش او گردم . ۱

1.الأربعون : ص ۶۸۹ ح ۳۵ .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
376

بر فراقت چگونه صبر كنم ؟!
محبّت خدا نسبت به اين دسته ، مفهومى ديگر دارد . معنا و مفهوم واقعى اين دو نوع محبّت را تنها كسانى مى توانند درك كنند كه به آن رسيده باشند . هر سخنى در تبيين و تفسير محبّت حقيقىِ آفريده به آفريدگار و بالعكس ، ناقص و نارساست . بهترين بيان در توضيح آثار اين محبّت ، همان است كه در حديث «قرب نوافل» ، آمده است . ۱
فقيه و محقّق بزرگوار ، شيخ بهايى ، درباره اين حديث مى فرمايد :
سند اين حديث، صحيح است و از احاديث مشهور ميان شيعه و اهل سنّت به شمار مى رود كه آن را با تغييرى اندك در كتب صحاح خود روايت كرده اند .
و در تبيين جمله «وإنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إلَىَّ بِالنَّوافِلِ حَتّى اُحِبَّهُ ؛ او با انجام دادن نوافل ، به من نزديك و نزديك تر مى شود تا آن جا كه او را دوست مى دارم» ، مى گويد :
نوافل ، همه اعمال غير واجبى است كه براى خداوند سبحان به جاى آورده مى شود ؛ ليكن تخصيص آن به نمازهاى مستحبّى، عارضى و حاصل استعمال عرف است . معناى محبّت خداى سبحان نسبت به بنده ، توفيق دادن او براى دورى جستن از سراى فريب و ترقّى به سوى عالم نور ، و انس گرفتن به خدا و وحشت از ماسواى او و يكى شدن همه انديشه ها و هموم است . يكى از عارفان مى گويد : «اگر مى خواهى مقام خود را بشناسى ، بنگر تو را در كجا جاى داده است» .
و نيز در توضيح گفتار خداوند متعال در حديث قدسى كه «فَإِذا أَحبَبتُهُ كُنتُ سَمعَهُ الَّذى يَسْمَعُ بِهِ ؛ ۲ پس چون او را دوست بدارم ، گوش شنوايش خواهم بود . . .» ، مى گويد :

1.ر . ك : مصباح المتهجّد : ص ۸۴۷ .

2.ر . ك : صحيح البخارى : ج ۵ ص ۲۳۸۵ ح ۶۱۳۷ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7714
صفحه از 643
پرینت  ارسال به