267
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

۱ . خداوند ، قبل از تولّد انسان ها ، به خوش بختى و بدبختى آنها علم دارد

خداوند متعال ، سرنوشت همه انسان ها را قبل از تولّد آنها مى داند ؛ امّا روشن است كه علم ازلى خداوند ، علّت صدور افعال انسان نيست . به سخن ديگر ، خداوند متعال مى داند كه هر انسانى با اراده و انتخاب خود ، چه راهى را در زندگى انتخاب مى كند . با اين فرض ، انسان در انتخاب راه خوب يا بد ، مجبور نيست . اين تفسير از حديث ، عينا از امام كاظم عليه السلام روايت شده است :
الشَّقىُّ مَن عَلِمَ اللّهُ وَ هُوَ فى بَطنِ أُمِّهِ أَنَّهُ سَيَعمَلُ أَعمالَ الأَشقياءِ ، وَ السَّعيدُ مَن عَلِمَ اللّهُ وَ هُوَ فى بَطنِ أُمِّهِ أَنَّهُ سَيَعمَلُ أَعمالَ السُّعداء . ۱
بدبخت ، كسى است كه خداوند از همان زمانى كه او در رحم مادرش است ، مى داند كه او كارهاى بدبختان را خواهد كرد ؛ و خوش بخت ، كسى است كه خداوند از همان زمانى كه او در رحم مادرش است ، مى داند كه او كارهاى خوش بختان را خواهد كرد .
به بيان روشن تر ، اگر معناى حديث مورد بحث ، اين بود كه خداوند متعال عدّه اى از مردم را فطرتا خوش بخت و مؤمن و عدّه اى ديگر را فطرتا بدبخت و كافر آفريده است ، انسان ها در پيمودن راه سعادت و شقاوت ، مجبور بودند ، حالْ آن كه چنين نيست و آفريدگار جهان ، هيچ كس را بدبخت و كافر نيافريده و همه را فطرتا موحّد آفريده است ، چنان كه در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است :
إنَّ اللّهَ خَلَقَ خَلقَهُ جَميعا مُسلِمينَ ، أَمَرَهُم وَ نَهاهُم ، وَ الكُفرُ اسمٌ يَلحَقُ الفِعلَ حينَ يَفعَلُهُ العَبدُ ، وَ لَم يَخلُقِ اللّهُ العَبدَ حينَ خَلَقَهُ كافِرا، إِنَّهُ إِنَّما كَفَرَ مِن بَعدِ أَن بَلَغَ وَقتا لَزِمَتهُ الحُجَّةُ مِنَ اللّهِ ، فَعَرَضَ عَلَيهِ الحَقَّ فَجَحَدَهُ ، فَبِإِنكارِهِ الحَقَّ صارَ كافِرا . ۲
خداوند ، آفريده هاى خود را آفريد و به آنها دستور داد و نهيشان كرد . و كفر،

1.التوحيد : ص ۳۵۶ ح ۳ ، بحار الأنوار : ج ۵ ص ۱۵۷ ح ۱۰ .

2.الاحتجاج : ج ۲ ص ۲۲۳ ح ۲۲۳ ، بحار الأنوار : ج ۵ ص ۱۸ ح ۲۹ .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
266

پژوهشى درباره حديث «خوش بخت ، در رحم مادرش خوش بخت است»

از ظاهر اين حديث ، چنين برداشت مى شود كه خوش بختى و بدبختى ، مادرزادى اند و سعادت و شقاوت انسان ها ، پيش از آن كه متولّد شوند ، مشخّص است . به سخن ديگر ، هر كسى در شكم مادرْ سعادتمند باشد ، زندگى او پس از تولّد نيز توأم با خوش بختى است و اگر در شكم مادرْ بدبخت رقم خورده باشد، پس از تولّد نيز بدبخت خواهد بود.
بنا بر اين برداشت ، اين سؤال ، مطرح مى شود كه : آيا اين حديث ، بر مجبور بودن انسان ها در پيمودن راه سعادت و شقاوت ، دلالت ندارد؟
پيش از پاسخگويى به اين سؤال ، توجّه به اين نكته ضرورى است كه اعتقاد به جبر ـ چنان كه پيش از اين به تفصيل توضيح داديم ـ به معناى انكار علم حضورى انسان به اختيار و آزادى خويش و نيز به معناى انتساب ظلم و فعل قبيح به خداوند متعال است و در صورت جبرى بودن افعال انسان ، دين و شريعت و ارزش هاى اخلاقى بى معنا خواهند بود . بر اساس اين نكته مسلّم و ترديدناپذير، قضا و قدر الهى و از جمله تقدير خوش بختى و بدبختى انسان ، حتما بايد به گونه اى تفسير شود كه به مجبور بودن انسان در انتخاب راه زندگى نينجامد .
با عنايت به اين نكته، مى توان گفت كه اين حديث ، به يكى از معانى زير ، اشاره دارد :

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6822
صفحه از 643
پرینت  ارسال به