است .
همچنين از امام على عليه السلام نقل شده است كه فرمود :
إنَّ اللّهَ يَدفَعُ الأَمرَ المُبرَمَ . ۱
خداوند ، امر قطعى شده را باز مى گرداند .
نظير اين احاديث ، در منابع اهل سنّت ، بسيار فراوان است . بنا بر اين ، منكِران بَدا ، بايد همه اين احاديث را مُنكِر شوند .
بَدا از ديدگاه وجدان و عقل
هر انسانى با مراجعه به وجدان خود ، در مى يابد كه وضعيّت موجودش مى توانست به گونه اى ديگر باشد . مثلاً اگر فقير است ، مى توانست غنى باشد ، يا اگر مريض است ، مى توانست سالم باشد و از همين روست كه در دعاهايش از خدا مى خواهد كه او را ثروتمند و تن درست كند . اين تغيير در تقدير ، چيزى جز بَدا نيست .
از سوى ديگر ، عقل ، وجود همه كمالات را در خدا اثبات مى كند و از جمله كمالات ، «قدرت مطلق» است . بر اساس اين كمال ، خداوند ، حتّى پس از تقديرى خاص مانند : فقر فلان كس ، يا بيمارى فلان كس ، مى تواند اين تقدير را تغيير دهد و آن دو كس را غنى و سالم كند . اين كه بگوييم : «خداوند ، پس از تقدير نمودنِ يك چيز ، ديگر توانايى تغيير آن را ندارد» ، محدود كردن قدرت خدا و سلب نمودن كمالى از كمالات اوست و اين ، خلاف حكم صريح عقل است .
عدم تعارض بَدا و علم ازلى
مهم ترين اشكال منكِران بَدا ، اين است كه بَدا با علم مطلق و ذاتى خدا ناسازگار است . غِفارى (از نويسندگان اهل سنّت و از مُنكِران بدا) در مورد استناد شيعه به آيه :