247
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

«يَمْحُواْ اللَّهُ مَا يَشَآءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِندَهُو أُمُّ الْكِتَـبِ ؛ ۱ خدا آنچه را بخواهد ، محو يا اثبات مى كند ، و اصل كتاب ، نزد اوست» مى گويد :
اين سخنشان باطل است ؛ چرا كه محو و اثبات ، با دانش و قدرت و اراده خداوند ، انجام مى پذيرد، بى آن كه برايش بدايى پيدا شود . و چگونه براى خدا ، توهّمِ بَدا شود ، در حالى كه اصل كتاب ، در نزد اوست و علم ازلى اش فراگيرى دارد؟ خداوند در پايان آيه تبيين كرده كه هر چه از محو و اثبات و تغيير ، حاصل مى شود ، به مشيّت خداست و در اُمّ الكتاب ثبت است . ۲
در پاسخ ، بايد گفت كه مقصود از بَدا ، همين «محو و اثبات ، با دانش و قدرت و اراده خداوند» است و اين سخن شما كه مى گوييد : «محو و اثبات ، با دانش و قدرت و اراده خداوند، انجام مى پذيرد، بى آن كه برايش بدايى پيدا شود» اجتماع نقيضين است ؛ چرا كه معناى آن ، اين است كه «براى خدا بَدا حاصل مى شود ، بى آن كه براى او در چيزى بَدا پيدا شود» .
فرض سخن غفارى ، اين است كه نسبت دادن بَدا به خداوند ، به نادانىِ او بازگشت مى كند ؛ چرا كه او مى گويد : «چگونه براى خدا توهّمِ بَدا شود ، در حالى كه اصل كتاب ، در نزد اوست؟» . اين فرض ، نادرست و بر خلاف نصوص احاديث اماميّه است كه پيش تر نقل شدند . احاديث اماميّه تصريح دارند كه بَدا ، از علم مكنون و مخزون خداوند ، نشئت مى گيرد و اين علم ، بر همه بَداها حاكم است . امام صادق عليه السلام در اين باره مى فرمايد :
إنّ للّهِِ عِلمَينِ : عِلمٌ مَكنونٌ مَخزونٌ لا يَعلَمُهُ إلّا هُوَ ، مِن ذلِكَ يَكونُ البَداءُ ، و عِلمٌ عَلَّمَهُ مَلائِكَتَهُ و رُسُلَهُ و أنبِياءَهُ فَنَحنُ نَعلَمُهُ . ۳
خداوند ، دو گونه علم دارد : علم مكتوم و اندوخته كه جز خود او ، كسى از آن

1.رعد : آيه ۳۹ .

2.اُصول مذهب الشيعة : ج ۲ ص ۹۴۹ ـ ۹۵۰ .

3.الكافى : ج ۱ ص۱۴۷ ح ۸ ، التوحيد : ص ۴۴۳ .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
246

است .
همچنين از امام على عليه السلام نقل شده است كه فرمود :
إنَّ اللّهَ يَدفَعُ الأَمرَ المُبرَمَ . ۱
خداوند ، امر قطعى شده را باز مى گرداند .
نظير اين احاديث ، در منابع اهل سنّت ، بسيار فراوان است . بنا بر اين ، منكِران بَدا ، بايد همه اين احاديث را مُنكِر شوند .

بَدا از ديدگاه وجدان و عقل

هر انسانى با مراجعه به وجدان خود ، در مى يابد كه وضعيّت موجودش مى توانست به گونه اى ديگر باشد . مثلاً اگر فقير است ، مى توانست غنى باشد ، يا اگر مريض است ، مى توانست سالم باشد و از همين روست كه در دعاهايش از خدا مى خواهد كه او را ثروتمند و تن درست كند . اين تغيير در تقدير ، چيزى جز بَدا نيست .
از سوى ديگر ، عقل ، وجود همه كمالات را در خدا اثبات مى كند و از جمله كمالات ، «قدرت مطلق» است . بر اساس اين كمال ، خداوند ، حتّى پس از تقديرى خاص مانند : فقر فلان كس ، يا بيمارى فلان كس ، مى تواند اين تقدير را تغيير دهد و آن دو كس را غنى و سالم كند . اين كه بگوييم : «خداوند ، پس از تقدير نمودنِ يك چيز ، ديگر توانايى تغيير آن را ندارد» ، محدود كردن قدرت خدا و سلب نمودن كمالى از كمالات اوست و اين ، خلاف حكم صريح عقل است .

عدم تعارض بَدا و علم ازلى

مهم ترين اشكال منكِران بَدا ، اين است كه بَدا با علم مطلق و ذاتى خدا ناسازگار است . غِفارى (از نويسندگان اهل سنّت و از مُنكِران بدا) در مورد استناد شيعه به آيه :

1.كنز العمّال : ج ۱ ص ۳۴۳ ح ۱۵۵۶ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6783
صفحه از 643
پرینت  ارسال به