211
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

خوش بخت خواهد شد يا بدبخت، و بهشتى مى شود يا دوزخى . اين مطلب ، به روشنى در برخى احاديث آمده است . شيخ صدوق ، از پيامبر خدا روايت كرده است كه مى فرمايد :
سَبَقَ العِلمِ و جَفَّ القَلَمُ وَ مَضَى القَدَرُ ، بِتَحقِيقِ الكِتابِ وَ تَصدِيقِ الرُّسُل ، وَ بِالسَّعادَةِ مِنَ اللّهِ عز و جللِمَنِ آمن و اتَّقى ، وَ بِالشَّقاءِ لِمَن كَذَّبَ وَكَفَرَ ، وَ بِوِلايَةِ اللّهِ المُؤمِنينَ وَ بَراءَتِهِ مِنَ المُشرِكينَ . ۱
علم پيشين ، قطعى شد و قلم تقدير ، رقم زد و تقدير ، مسلّم شد به : محقَّق شدن كتاب و تصديق پيامبران و سعادتمندى اهل تقوا و نگون بختى تكذيب كننده و كافر، و به ولايت خدا بر مؤمنان و برائت خدا از مشركان .
بنا بر اين ، خشك شدن قلم تقدير ، نه تنها آزادى را از انسانْ سلب نمى كند ، بلكه به او آزادى مى دهد ؛ زيرا نوشته غير قابل تغيير آن ، آزاد بودن انسان در انتخاب راهِ خوش بختى يا بدبختى است .
آرى! قلم ديگرى وجود دارد كه وقتى خشكيد ، آزادى از انسانْ سلب مى شود و آن ، قلم تكليف است، چنان كه در حديث نبوى در توصيف مرگ ناگهانى انسان هاى تبهكار آمده است :
أما رَأَيتُم المَأخُوذينَ عَلَى العِزِّةِ وَ المُزعجينَ بَعدَ الطُمَأنِينَةِ ، الّذينَ أقامُوا عَلَى الشُبهَاتِ وَ جَنَحُوا إلَى الشهَواتِ حَتّى أتَتهُم رُسُلُ رَبِّهِم فَلا ما كانُوا أمَّلُوا أدَركُوا وَ لا إلى ما فاتَهُم رَجَعُوا ، قَدِمُوا عَلى ما عَمِلُوا وَنَدَمُوا عَلى ما خَلَّفُوا وَ لَن يُغنِى النَّدَمُ وَ قَد جَفَّ القَلَمُ ، فَرَحِمَ اللّهُ امرَءا قَدَّمَ خَيرَا وَ أنَفَقَ قَصدا وَ قالَ صِدقَا وَ مَلِكَ دَواعى شَهوَتِهِ وَ لَم تَملِكهُ وَعَصى أمرَ نَفسِهِ فَلَم تَملِكهُ . ۲
آيا آنان را كه غافلگير شدند و پريشان ، نديده ايد كه بر شبههها ايستادگى

1.التوحيد : ص ۳۴۳ - ۳۴۴ ح ۱۳ .

2.بحارالأنوار : ج ۷۷ ص ۱۷۹ ح ۱۰ .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
210

۱ . تعارض اين گونه احاديث با قرآن و احاديث قطعىّ الصدور

اگر مقصود از اين احاديث ، نفى آزادى انسان در ساختن سرنوشت خود و سلب اراده و مشيّت از خداوند در تغيير سرنوشت انسان و جهان باشد، نه تنها اين احاديثِ آحاد ، مخالف احاديث متواتر و سنّت قطعى پيامبر صلى الله عليه و آله هستند ، بلكه با صريح قرآن كريم و اساسا با فلسفه بعثت انبياى الهى تعارض دارند . بنا بر اين ، بر فرض صحّتِ سندِ آنها ، باز هم مردود و غير قابل قبول خواهند بود .

۲ . عدم تعارض علم خداوند ، با اراده او و آزادى انسان

ممكن است اين احاديث ، كنايه از علم ازلى خداوند متعال به امور مذكور باشند ، چنان كه در برخى از آنها ۱ به اين موضوع ، اشاره شده است، بدين معنا كه همه حوادثى كه براى انسان و جهان پيش خواهد آمد ، براى خداوند متعال ، معلوم است . او مى داند كه هر كس : از دنيا ، چه بهره اى خواهد داشت؟ با كه ازدواج خواهد كرد؟ چه موقعيّتى از نظر سياسى و اجتماعى خواهد داشت؟ چه كسى ظالم خواهد بود و چه كسى مظلوم؟ چه كسى خوش بخت خواهد شد و چه كسى بدبخت؟ چه كسى به بهشت خواهد رفت و چه كسى به دوزخْ راه خواهد يافت؟ و در يك جمله : خداوند متعال ، سرنوشت دنيوى و اُخروى همه انسان ها را مى داند ؛ اما نكته مهم و دقيق ، اين است كه علم خدا، علّتِ معلوم نيست ؛ بلكه تابع معلوم است و نه متبوع آن ، چنان كه اَشاعره و همفكران آنها پنداشته اند .
بنا بر اين، علم ازلى خداوند متعال ، نه با اراده و مشيّت او تعارضى دارد و نه با اراده و اختيار انسان در ساختن سرنوشت خود .
به سخن ديگر، احاديث مذكور ، مى خواهند بگويند كه خداوند متعال مى داند كه انسان با انتخاب خود ، چگونه سرنوشت خود را در دنيا و آخرتْ رقم خواهد زد،

1.ر . ك : ص ۲۰۲ ح ۱۵۵۹ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7405
صفحه از 643
پرینت  ارسال به