191
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم

قدرت خويش ، علم حضورى و وجدانى دارد) و هم نظريّه جبرگرايى ميانه ، ابطال مى گردد (چون انسان به تأثير قدرت خويش بر عمل اختيارى اش نيز علم حضورى دارد) .
اين برهان، افزون بر ابطالِ جبر كلامى، جبر اجتماعى ، روانى و فلسفى را نيز ابطال مى نمايد ؛ چرا كه هر چند ساختار جامعه و جسم و روان، بر افعال انسانْ مؤثّر است و اين تأثير در برخى موارد ، فوق العاده زياد است ، امّا انسان با علم حضورى در مى يابد كه تأثير عوامل مذكور ، علّت تامّه براى انجام دادن كارها نيست ؛ بلكه او به رغم اقتضائات روانى و اجتماعى، مى تواند راه ديگرى را انتخاب كند .
به سخن ديگر، عوامل روحى و اجتماعى ، ممكن است انتخاب كارى را دشوار نمايند ؛ امّا انتخاب كارِ دشوار، محال نيست و انسان مى تواند كار دشوار را نيز انتخاب نمايد . واقعيّت نيز ، گواه اين مدّعاست ؛ چرا كه به چشم خود مى بينيم كه برخى افراد، به رغم خانواده ناشايست و اجتماع فاسد، راه صحيح زندگى را انتخاب مى كنند و به عكس ، شمارى از كسانى كه در خانواده هاى شايسته ، پرورش يافته اند و محيط زندگى آنان سالم است، راه فساد و تباهى را بر مى گزينند .
علّيت فلسفى نيز چيزى جز مجموعه عوامل مؤثّر بر افعال انسان نيست كه هيچ گاه موجب سلب اراده از انسان نمى گردد و به تعبير ديگر ، علّيت فلسفى در مورد افعال انسان ، هيچ گاه تحقّق نمى يابد .

۲ . جايز نبودن اِسناد «كار قبيح» و «ظلم» به خدا

دليل ديگر بطلان نظريّه جبر ، اين است كه لازمه اين نظريّه ، اِسناد دادن كارهاى قبيح به خدا و ظالم دانستن خداست . اگر فاعلِ همه افعال ، از جمله كارهاى قبيح انسان را خدا بدانيم، اين كارها به خدا منتسب خواهند شد. از سوى ديگر ، مجبور كردن انسان ها به گناه و مجازات آنها به خاطر انجام دادن گناه ، ظلمى آشكار است .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
190

دانسته است .

نقد دليل دوم

در مورد توحيد افعالى بايد گفت كه اگر توحيد اَفعالى ، به معناى انجام شدن همه كارها (از جمله كارهاى اختيارى انسان و گناهان او) به وسيله خدا باشد، اين معنا ، همان جبر است و سخنى است نادرست .
معناى درست توحيد اَفعالى ، اين است كه قدرت و توانايى انجام دادن همه افعال ، از سوى خداست ؛ يعنى حتّى آن گاه كه انسانْ كارى اختيارى انجام مى دهد ، نيز ، قدرت آن را از خدا دريافت كرده است . آيه يادشده هم خطاب به بت پرستان است و «ما تعملون» ، بت ها هستند ، نه افعال انسان ها .

دلايل بطلان نظريّه جبر

علاوه بر اين كه دلايل طرفداران جبر براى اثبات مدّعايشان كافى نيست و در واقع ، هيچ دليلى براى اين نظريّه وجود ندارد، چندين دليل وجود دارد كه بطلان اين نظريّه را ثابت مى نمايد :

۱ . علم حضورى به آزادى در افعال

روشن ترين دليل ردّ نظريّه جبر ، وجدان و علم حضورى انسان به خود و افعال خويش است . اگر انسان به خود باز گردد و به افعالش توجّه كند، در مى يابد كه عملى را كه اراده كرده و انجام داده ، مى توانسته اراده نكند و انجام ندهد ، يا كارى را كه اراده نكرده و انجام نداده ، مى توانسته اراده كند و انجام دهد . از سوى ديگر ، معناى اختيار ، همين آزادى در انجام دادن و ترك است و علم حضورى ، قوى ترين و معتبرترين علم انسان است .
بر اين اساس ، هم بطلان نظريّه جبرگرايىِ ناب ، ثابت مى شود (چون انسان به

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد سوّم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6805
صفحه از 643
پرینت  ارسال به