نقد نظريه پنجم
ظاهرا مُهَلَّب درصدد توضيح متن منقول در صحيح البخارى بوده و به ساير گزارش هاى دقيق تر و مشروح تر حديث جابر بن سَمُره توجّه نداشته است . متن موجود در صحيح البخارى ، مختصر و مبهم است ، در نتيجه ، احتمالات گوناگونى درباره آن متصوّر است .
ابن حجر عسقلانى ، در نقد نظريه او به اين نكته اشاره كرده و معتقد است :
نقل هاى موجود در صحيح مسلم ، مشخّص كرده اند كه در زمان اين دوازده نفر ، اسلام ، عزيز و مَنيع خواهد بود . آيا مى توان تصوّر كرد كه افتراق دوازده گانه در ميان مسلمانان رُخ دهد و باز هم عزّت اسلام را در پى داشته باشد ؟ ۱
نظريه برگزيده و پاسخ دو اشكال
با توجّه به دلايل ارائه شده ، حديث «خلفاى دوازده گانه» ، تنها بر نظريه شيعيان دوازده امامى قابل انطباق است و ديگر تحليل ها و نظريه پردازى ها ، به جهت دارا بودن اشكالات متعدّد ، به هيچ وجه ، صحيح به نظر نمى رسند .
درباره نظريه اى كه ما در تبيين حديث «خلفاى دوازده گانه» انتخاب كرديم ، دو اشكال ، بدين شرح ، قابل طرح است كه همراه با پاسخ آنها ارائه مى گردند :
۱ . بيشتر امامان شيعه به خلافت نرسيدند
ايراد اوّل ، اين است كه در ميان امامان دوازده گانه اى كه پيروان اهل بيت عليهم السلام به آنها معتقدند ، تنها امام على عليه السلام و امام حسن عليه السلام به خلافت رسيدند . بنا بر اين ، چگونه مى توان آنها را خليفه پيامبر صلى الله عليه و آله شمرد ؟
پاسخ اين اشكال ، اين است كه بر پايه احاديث معتبرى كه بخشى از آنها گذشت ، امامت و خلافت ، منصبى است الهى و پيامبر خدا ، دوازده تن از اهل بيت خود را براى به عهده گرفتن اين مسئوليت ، تعيين كرده است و تبعيت نكردن اكثر مردم از آنها ، با خلافت واقعى آنها منافاتى ندارد .
به تعبير ديگر ، بر پايه احاديث معتبرى كه گذشت ، از جمله حديث «خلفاى دوازده گانه» ، پيامبر خدا ، خبر از شايستگى امامان اهل بيت عليهم السلام براى خلافت و تعيين آنها به عنوان جانشين خود داده است ؛ امّا اين كه مردم مى پذيرند يا نمى پذيرند ، موضوع ديگرى است كه در اين باره نيز پيامبر صلى الله عليه و آله در احاديثى ديگر ، با پيشگويى حوادثِ آينده امّت اسلامى خبر داده است كه امتش با اهل بيت او چه خواهند كرد . ۲