533
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد چهارم

۹ / ۶

آنچه درباره امام على و يازده تن از فرزندان او روايت شده است

۳۰۹۴.امام حسين عليه السلام :مردى خدمت او (يعنى امير مؤمنان) آمد و گفت : اى ابو الحسن! تو را امير مؤمنان مى خوانند . چه كسى تو را بر ايشان، امير كرده است؟
فرمود : «خداوند عز و جل مرا بر آنان، امير كرده است» .
آن مرد نزد پيامبر خدا آمد و گفت : اى پيامبر خدا ! آيا على راست مى گويد كه خدا او را بر خلقش امير كرده است؟
پيامبر صلى الله عليه و آله در خشم شد و فرمود : «على با ولايت از جانب خداوند عز و جل اميرِ مؤمنان است . لواى اميرى او را از فراز عرشِ خود براى او بست و فرشتگان را بر آن، گواه گرفت . على، خليفه خدا و حجّت خداست. او پيشواى مسلمانان است . اطاعت از او، مقرون به اطاعت از خدا و نافرمانى از او، مقرون به نافرمانى از خداست . هر كه او را نشناسد، مرا نشناخته است و هر كه او را بشناسد، مرا شناخته است. هر كه امامت او را انكار كند، نبوّت مرا انكار كرده است و هر كه اميرىِ او را نفى كند، رسالت مرا نفى كرده است . هر كه برترى او را رد كند، از من كاسته است و هر كه با او بجنگد، با من جنگيده است . هر كه او را دشنام دهد، به من دشنام داده است ؛ چرا كه او از من است ، از سرشت من آفريده شده است ، و او شوهر دخترم فاطمه، و پدر دو فرزندم حسن و حسين است» .
سپس فرمود : «من و على و فاطمه و حسن و حسين و نُه تن از نسل حسين، حجّت هاى خدا بر خلق او هستيم . دشمنان ما دشمنان خدا و دوستان ما دوستان خدايند» .

۳۰۹۵.امام رضا عليه السلامـ از پدرانش عليهم السلام ـ: پيامبر خدا فرمود : «هر كس دوست دارد كه به دين من چنگ زند و پس از من، بر كشتى نجات بنشيند ، به على بن ابى طالب، اقتدا كند و با دشمن او دشمنى و با دوست او دوستى ورزد؛ چرا كه او هم در زندگى و هم پس از مرگم، وصىّ من و جانشين من در ميان امتّم است. او پيشواى هر مسلمانى و امير هر مؤمنى پس از من است. سخن او، سخن من است و فرمان او، فرمان من و نهى او، نهى من. پيرو او، پيروِ من است و ياور او، ياور من. آن كه از يارى او دست كشد، از يارى دادن به من، دست كشيده است» .
سپس فرمود : «هر كس، پس از من، از على جدا شود، در روز قيامت، نه او مرا مى بيند و نه من او را مى بينم . هر كس با على مخالفت ورزد، خداوند، بهشت را بر او حرام مى گردانَد و جايگاهش را آتش قرار مى دهد و اين، بد فرجامى است . هر كس على را تنها گذارَد، خداوند، او را در آن روزى كه به پيشگاهش مى روند، تنها مى گذارد و هر كس على را يارى دهد، خداوند ، او را در روزى كه به ملاقاتش مى رود، يارى مى رساند و هنگام پرسش، حجّتش را به او القا مى كند» .
سپس فرمود : «حسن و حسين ، پس از پدرشان ، پيشوايان امّت من و سَروَر جوانان بهشت اند . مادرشان، سَروَر بانوان جهان است و پدرشان، سَروَر اوصيا. از نسل حسين، نُه امام است كه نهمين آنان، قائم از فرزندان من است . فرمانبَرى از آنان، فرمانبَرى از من است و نافرمانى آنان، نافرمانى من . از انكار كنندگانِ فضيلت و برترى آنان و از كسانى كه پس از من، حرمت ايشان را زير پا گذارند ، به خدا شِكوه مى كنم. حمايت و ياورى خدا از عزّتم و امامان امّتم ، خود، كافى است ، و براى انتقام گرفتن از منكرانِ حقّ آنان، او بسنده است «و به زودى كسانى كه ستم كردند، بدانند كه به چه بازگشتگاهى باز خواهند گشت» .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد چهارم
532

۹ / ۶

ما رُوِيَ في إمامة الإمام عليّ وأحد عشر من ولده

۳۰۹۴.الإمام الحسين عليه السلام :جاءَ إلَيهِ ـ أي إلى أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام ـ رَجُلٌ ، فَقالَ لَهُ : يا أبَا الحَسَنِ ، إنَّكَ تُدعى أميرَ المُؤمِنينَ ، فَمَن أمَّرَكَ عَلَيهِم ؟ قالَ عليه السلام : اللّه ُ جَلَّ جَلالُهُ أمَّرَني عَلَيهِم .
فَجاءَ الرَّجُلُ إلى رَسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله فَقالَ : يا رَسولَ اللّه ِ ، أيَصدُقُ عَلِيٌّ فيما يَقولُ : إنَّ اللّه َ أمَّرَهُ عَلى خَلقهِ ؟
فَغَضِبَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله وقالَ : إنَّ عَلِيّا أميرُ المُؤمِنينَ بِوِلايَةٍ مِنَ اللّه ِ عز و جل ، عَقَدَها لَهُ فَوقَ عَرشِهِ ، وأشهَدَ عَلى ذلِكَ مَلائِكَتَهُ ، إنَّ عَلِيّا خَليفَةُ اللّه ِ وحُجَّةُ اللّه ِ ، وإنَّهُ لَاءِمامُ المُسلِمينَ ، طاعَتُهُ مَقرونَةٌ بِطاعَةِ اللّه ِ ومَعصِيَتُهُ مَقرونَةٌ بِمَعصِيَةِ اللّه ِ ، فَمَن جَهِلَهُ فَقَد جَهِلَني ومَن عَرَفَهُ فَقَد عَرَفَني ، ومَن أنكَرَ إمامَتَهُ فَقَد أنكَرَ نُبُوَّتي ، ومَن جَحَدَ إمرَتَهُ فَقَد جَحَدَ رِسالَتي ، ومَن دَفَعَ فَضلَهُ فَقَد تَنَقَّصَني ، ومَن قاتَلَهُ فَقَد قاتَلَني ، ومَن سَبَّهُ فَقَد سَبَّني ؛ لِأَنَّهُ مِنّي ، خُلِقَ مِن طينَتي ، وهُوَ زَوجُ فاطِمَةَ ابنَتي ، وأبو وَلَدَيَّ الحَسَنِ وَالحُسَينِ .
ثُمَّ قالَ صلى الله عليه و آله : أنَا وعَلِيٌّ وفاطِمَةُ وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ وتِسعَةٌ مِن وُلدِ الحُسَينِ حُجَجُ اللّه ِ عَلى خَلقِهِ ، أعداؤُنا أعداءُ اللّه ِ ، وأولِياؤُنا أولِياءُ اللّه ِ . ۱

۳۰۹۵.الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام: قالَ رَسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله : مَن أحَبَّ أن يَتَمَسَّكَ بِديني ، ويَركَبَ سَفينَةَ النَّجاةِ بَعدي ، فَليَقتَدِ بِعَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ ، وَليُعادِ عَدُوَّهُ ، وَليُوالِ ولِيَّهُ ، فَإِنَّهُ وصِيّي وخَليفَتي عَلى اُمَّتي في حَياتي وبَعدَ وَفاتي ، وهُوَ إمامُ كُلِّ مُسلِمٍ ، وأميرُ كُلِّ مُؤمِنٍ بَعدي ، قَولُهُ قَولي ، وأمُرهُ أمري ، ونَهيُهُ نَهيي ، وتابِعُهُ تابِعي ، وناصِرُهُ ناصِري ، وخاذِلُهُ خاذِلي .
ثُمَّ قالَ صلى الله عليه و آله : مَن فارَقَ عَلِيّا بَعدي لَم يَرَني ولَم أرَهُ يَومَ القِيامَةِ ، ومَن خالَفَ عَلِيّا حَرَّمَ اللّه ُ عَلَيهِ الجَنَّةَ وجَعَلَ مَأواهُ النّارَ وبِئسَ المَصيرُ . ومَن خَذَلَ عَلِيّا خَذَلَهُ اللّه ُ يَومَ يُعرَضُ عَلَيهِ ، ومَن نَصَرَ عَلِيّا نَصَرَهُ اللّه ُ يَومَ يَلقاهُ ولَقَّنَهُ حُجَّتَهُ عِندَ المُساءَلَةِ .
ثُمَّ قال صلى الله عليه و آله : الحَسَنُ والحُسَينُ إماما اُمَّتي بَعدَ أبيهِما ، وسَيِّدا شَبابِ أهلِ الجَنَّةِ ، واُمُّهُما سَيِّدةُ نِساءِ العالَمينَ ، وأبوهُما سَيِّدُ الوَصِيّينَ . ومِن وُلدِ الحُسَينِ تِسعَةُ أئمَّةٍ ، تاسِعُهُمُ القائِمُ مِن وُلدي ، طاعَتُهُم طاعَتي ومَعصِيَتُهُم مَعصِيَتي ، إلَى اللّه ِ أشكُو المُنكِرينَ لِفَضلِهِم ، والمُضَيِّعينَ لِحُرمَتِهِم بَعدي ، وكَفى بِاللّه ِ ولِيّا وناصِرا لِعِترَتي ، وأئِمَّةِ اُمَّتي ، ومُنتَقِما مِنِ الجاحِدِينَ لِحَقِّهِم ، وسَيَعلَمُ الَّذينَ ظَلَموا أيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبونَ . ۲

1. الأمالي للصدوق : ص ۱۹۴ ح ۲۰۵ عن أبي حمزة عن الإمام زين العابدين عليه السلام ، بحار الأنوار : ج ۳۶ ص ۲۲۷ ح ۵ .

2. كمال الدين : ص ۲۶۰ ح ۶ عن الحسين بن خالد ، بحار الأنوار : ج ۳۶ ص ۲۵۴ ح ۷۰ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد چهارم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7070
صفحه از 568
پرینت  ارسال به