57
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم

تذكّر چند نكته در خاتمه بحث ، مفيد است :
۱ . سخن بالا به معناى نفى حجّيت سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله نيست ؛ زيرا دلايل قرآنى ، روايى و عقلىِ حجّيت سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله ، چنان محكم و قوى است كه احتمال عدم اعتبار و حجّيت آن ، منتفى است . بنا بر اين ، انكار صدور اين گزارش ها ، به معناى انكار سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله نيست .
۲ . وجوب تمسّك به عترت در كنار حجيّت قرآن و سنّت ، دلالت مى كند كه پيامبر صلى الله عليه و آله در صدد بيان اين مطلب بوده كه هدايتگرى قرآن و سنّت ، با تمسّك به عترت ، امكان پذير است . ممكن است قرائت هاى مختلفى از «سنّت» وجود داشته باشد ـ چنان كه در گروه هاى فكرى متفاوت شيعه و سنّى يافت مى شود ـ ؛ ولى تنها گزارشى از سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله حجّت است كه از طريق «عترت» به دست بيايد . اين معناست كه كمال تلازم عترت و سنّت را در بر دارد .
۳ . اين احتمال ، بسيار قوى مى نمايد كه حكومت طولانى بنى اميّه و بنى عبّاس موجب شد كه نقل حديث در بيان فضايل اهل بيت عترت ، بسيار سخت و مشكل شود . طبيعى است كه در چنان موقعيت خطرناكى ، نقل چنين حديثى با اين صراحت ، ممكن نبوده و پيامدهاى خطرناكى داشته است . از اين رو ، برخى مطابق با تصوّر خويش ، به «نقل به معنا» روى آوردند و در حديث ، «عترتى» را به «سنّتى» تبديل نمودند تا زندگى آسوده اى داشته باشند ، خصوصا آن كه راوىِ مورد بحث (اسماعيل بن ابى اويس) تصريح كرده كه در موارد اختلاف اهل مدينه ، براى آنان حديثْ جعل مى كند .
۴ . در برابر احتمال گذشته ، احتمال صدور «كتاب اللّه و سنّتى» و نقل به معنا شدن آن به «كتاب اللّه و عترتى» بسيار بعيد و غير قابل قبول است ؛ چرا كه در فضاى آن روزگار ، انگيزه نقل به معنايى اين چنين ـ كه براى نقل كننده خطرساز باشد ـ وجود نداشته است .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
56

حديثْ جعل مى كردم . ۱
اين دو نفر در تمام نقل هاى «كِتابَ اللّهِ وَ سُنَّتى» حضور دارند و موجب بى اعتبارى همه آنها شده اند .
ج ـ حاكم نيشابورى ، اصل روايت ثقلين را صحيح دانسته ؛ ولى گزارش لفظ «سنّتى» را غريب شمرده است :
اين حديثِ خطبه پيامبر صلى الله عليه و آله كه بر صحيح بودنش بر اساس تخريج از مصادر ، اتّفاق نظر هست ، اين است : «اى مردم! من در ميان شما چيزى را بر جاى گذاشتم كه اگر به آن چنگ بزنيد ، هرگز گم راه نمى شويد و آن ، كتاب خداست و شما از آن ، بازخواست خواهيد شد . پس چه جوابى براى آن داريد؟» . ذكر «چنگ زدن به سنّت» در اين [گزارش از] خطبه ، امرى غريب (نادر) است ، گرچه لازم به نظر مى رسد . ۲
از اين رو ، گزارش مذكور از حديث ثقلين ، معتبر نيست و نمى تواند جايگزين «كتاب اللّه و عترتى» گردد .
د ـ در برخى از احاديث شيعى نيز ، «كِتابَ اللّهِ و سُنَّتى» ، به جاى «كِتابَ اللّهِ وَ عِترَتى» آمده است . شيخ صدوق رحمه اللهدر كتاب كمال الدين پس از نقل روايت مشهور حديث ثقلين ، اين متن را از ابو هريره نقل كرده است . ۳ سند اين حديث ، ضعيف است و احتمالاً وى براى اشاره به تفاوت مذكور ، اين گزارش را آورده است ؛ زيرا اين اقدام با هدف او از نگارش كتاب كمال الدين و نيز با عنوان باب : «اتّصال الوصيّة من لدن آدم عليه السلام » هماهنگ نيست .

1.تهذيب التهذيب : ج ۱ ص ۲۵۷ .

2.. المستدرك على الصحيحين : ج ۱ ص ۱۷ ح ۳۱۸ .

3.. ر . ك : كمال الدين : ص ۲۳۵ ح ۴۷ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5488
صفحه از 564
پرینت  ارسال به