53
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم

به اهل بيت آن بزرگوار پس از ايشان ، به روشنى ، بر مرجعيّت دينى و سياسى آنان و وجوب پيروى از آنان دلالت دارد .
البتّه تمسّك و تبعيت دينى و سياسى در مورد امام حاضر و امام غايب ، متفاوت است ، چنان كه توضيح خواهيم داد .

۳ . چگونگى تمسّك به امام غايب

تا اين جا روشن شد كه بر پايه حديث ثقلين ، اهل بيت پيامبر صلى الله عليه و آله ، تا قيامتْ باقى هستند و تمسّك به آنان در دين و سياست ، واجب است ؛ امّا مسئله مهم اين است كه جامعه اسلامى چگونه مى تواند به امامى كه غايب است ، تمسّك بجويد .
با اندكى تأمّل ، روشن مى شود كه تمسّك به امام غايب ، به معناى پيروى از نايبان خاص و عام او ، تبليغ و ترويج مكتب اهل بيت ، پيكار با موانع ظهور او ، تلاش براى برقرارى پيوند ميان قرآن و عترت و دين و سياست ، و بالأخره زمينه سازى فرهنگى ، سياسى و اقتصادى براى حكومت جهانى اسلام به رهبرى اهل بيت است . و اين ، كارى است كارستان و بس دشوار . امام صادق عليه السلام در اين باره مى فرمايد :
إنَّ لِصاحِبِ هذا الأمرِ غَيبَةً ، المُتَمَسِّكُ فيها بِدينِهِ كَالخارِطِ لِلقَتادِ ! ۱ صاحب اين امر ، غيبتى دارد كه چنگ زننده به دين در آن زمان ، همانند كسى است كه خارهاى مغيلان را [با گرفتن شاخه آن در داخل مُشت] مى كَنَد !
بدين سان است كه ولايت مَداران واقعى و متمسّكان به اهل بيت در عصر غيبت ، پاداش هزار شهيد همچون شهداى بدر و اُحُد دارند . ۲

1.. الكافى: ج۱ ص۳۳۵ ح۱ ، كمال الدين : ص۳۴۶ ح۳۴ ، الغيبة ، نعمانى : ص۱۶۹ ح۱۱، الغيبة ، طوسى : ص۴۵۵ ح۴۶۵، بحار الأنوار : ج۵۲ ص۱۱۱ ح۲۱ .

2.. ر . ك : كمال الدين : ص ۳۲۳ ح ۷ ، إعلام الورى : ج ۲ ص ۲۳۲ ، كشف الغمّة : ج ۳ ص ۳۱۲ . اگر اشكال شود كه با اين فرض ، مى توان گفت: مقصود از تمسّك، پيروى كردن از سنّت (روش) اهل بيت است و در نتيجه به حضور اهل بيت عليهم السلام در جامعه نياز نيست ، اين گونه جواب گفته مى شود كه: اين سخن، تمسّك به «سنّت» شمرده مى شود ، نه تمسّك به «عترت» ، در حالى كه پيامبر صلى الله عليه و آله صراحتاً تمسّك به عترت را توصيه و گوشزد كرده است . تمسّك به سنّت در عصر غيبت و پيروى از نايبان امامان عليهم السلام ، به جهت آن است كه در اين دوران، ارتباط با امام غايب عليه السلام و پيروىِ بى واسطه از او ممكن نيست و در نتيجه ، چاره اى جز اين راه وجود ندارد .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
52

فيكُم الثَّقَلَينِ» و «إن تَمَسَّكتُم بِهِما لَن تَضِلُّوا» است و اين دو جمله ـ كه دو قرينه روشن بر استمرار امامت اهل بيت عليهم السلام اند ـ در دو حديث مذكور وجود ندارند .
به سخن ديگر، پيوستگى امام با قرآن و حق ، اگر با موضوع جانشينى و ضرورت تمسّك به جانشين مطرح شود ، يك معنا دارد و اگر بدون آن مطرح گردد ، معنايى ديگر دارد . در حديث ثقلين ، پيوستگى اهل بيت با قرآن ، همراه با جانشينى آن دو براى پيامبر خدا و وجوب تمسّك به آنها تا قيامت آمده است . از اين رو ، بر استمرار حيات يكى از اهل بيت عليهم السلام تا قيامت دلالت دارد ؛ امّا پيوستگى امام على عليه السلام با قرآن و حق در دو حديث پيش گفته ، با موضوع جانشينى ايشان و وجوب تمسّك به اين امام تا قيامت ، همراه نيست . بدين جهت ، پيوستگى مذكور ، بيانگر مطلبى جز جدا نشدن قطعى امام على عليه السلام از مسير قرآن و حق نيست .
مقدّمه دوم . بقاى هر يك از اهل بيت عليهم السلام در كنار قرآن، اعم از حضور و غيبت اوست.
از آن جا كه پس از امام حسن عسكرى عليه السلام تا كنون ، امامى از اهل بيتْ حاضر و ظاهر نيست ، مقتضاى حديث ثقلين ، وجود امام غائب از اهل بيت است ؛ زيرا در غير اين صورت ، قرآن از عترت ، جدا خواهد شد . اين امام غائب ، شخصى جز امام مهدى عليه السلام نيست .

۲ . مقصود از تمسّك به اهل بيت

پيامبر خدا علاوه بر حديث ثقلين ، در احاديث فراوان ديگرى ۱ بر تمسّك به «اهل بيت» پس از رحلت خود ، تأكيد دارد . ترديدى نيست كه معناى تمسّك به پيامبر صلى الله عليه و آله در زمان حياتشان ، پيروى دينى و سياسى از ايشان است . بنا بر اين ، وجوب تمسّك

1.ر . ك : اهل بيت در قرآن و حديث : بخش هشتم / فصل سوم : عناوين حقوق اهل بيت / تمسّك .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5002
صفحه از 564
پرینت  ارسال به