517
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم

و در اثر كج فهمى راوى ، بدين گونه كه ملاحظه مى شود ، تحريف شده است . گفتنى است كه روايت عيسى بن ابى حمزه ، مؤيّد اين تحليل است . او مى گويد : مردى به امام صادق عليه السلام گفت : فدايت گردم! مردم مى گويند كه عمر دنيا هفت هزار سال است .
امام عليه السلام ضمن ردّ اين سخن و ارائه توضيحاتى در مورد آنچه پيش از آفرينش آدم در زمين روى داده ، فرمود :
ثُمَّ بَدَأَ اللّهُ فَخَلَقَ آدَمَ ، وَ قَدَّرَ لَهُ عَشرَةَ آلافِ عامٍ ، وَ قَدْ مَضى مِن ذَلِكَ سَبعةُ آلافِ عامٍ ومِئَتانِ وَأنتُم فى آخِرِ الزَّمان . ۱ آن گاه خداوند ، آغاز كرد . پس آدم را آفريد و براى او ده هزار [سال] مقرّر كرد و از آن ، هفت هزار و دويست سال مى گذرد و اكنون شما در آخِر زمان به سر مى بريد .
علّامه سيّد محمّد حسين طباطبايى در اين باره آورده است :
تاريخ يهود مى گويد كه عمر نوع بشر ، به فراتر از قريب هفت هزار سال نمى رسد . اين مطلب ، چندان هم بى وجه نيست ؛ چرا كه اگر ما زن و مردى را در نظر بگيريم كه داراى عمر متوسّطى بوده اند و با مزاج معتدل زيسته اند و در وضعيت ميانگينى از امنيت و فراوانى و رفاه و ساير عوامل و شرايط تأثيرگذار در زندگى قرار داشته اند ، آن گاه در نظر بگيريم كه آن دو با هم ازدواج كرده و در وضعيت متوسّط و متناسب ، توليد نسل كرده اند و دقيقا همين فرض را درباره فرزندانشان (چه دختر و چه پسر) ، بر حسب آنچه از ميانگين حال انسان ها به دست مى آيد ، در نظر بگيريم ، خواهيم ديد كه دو نفر اوّلى ـ كه ابتدا در نظر گرفتيم ـ در يك قرن ( در سر سده ) ، متجاوز از هزار نفر شده اند؛ يعنى هر يك نفر در طول يكصد سال ، به قريب پانصد نفر افزايش پيدا كرده است .

1.. تفسير العيّاشى : ج ۱ ص ۳۱ ح ۸ .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
516

پژوهشى درباره عمر دنيا

احاديث گذشته ، دلالت مى كنند كه عمر دنيا هفت هزار سال است . اگر مقصود از اين سخن ، آن باشد كه پس از گذشت اين مدّت ، قيامت كبرا برپا مى شود ـ چنان كه به حسب ظاهر ، مقصود ، همين است ـ اين معنا بى ترديد ، قابل قبول نيست؛ زيرا :
اوّلاً ، سند اين احاديث ، معتبر نيست؛ ۱ بلكه برخى ، اين احاديث را از مجعولات شمرده اند . ۲
ثانيا ، معيّن بودن وقت قيامت ، خلاف گفته قرآن است ؛ چرا كه از نظر قرآن ، قيامت ، ناگهان فرا مى رسد و كسى جز خداوند عز و جل ، وقت آن را نمى داند . ۳
ثالثا ، اگر هيچ يك از اشكالات گذشته هم وجود نداشت ، در اين گونه موارد ، صحّت سند ، كافى نيست و قطع به صدور ، ضرورى است .
امّا اگر مقصود ، اين باشد كه عمر دنيا در هنگام صدور احاديث ، در آستانه هزاره هفتم است ، احتمال صحّت آن بعيد نيست ، و شايد متن احاديث ، در نقل به معنا

1.. الإصابة : ج ۴ ص ۵۴۰ ش ۴۷۰۳ ، أخبار الزمان : ص ۳۱۰ ، تفسير الثعالبى : ج ۵ ص ۳۳۵ ، ردّ اعتبار الجامع الصغير : ص ۱۵۰ ، فيض القدير : ج ۳ ص ۷۳۱ ح ۴۲۷۸ ، كشف الخفاء : ج ۲ ص ۳۱۵ .

2.. الموضوعات : ج ۳ ص ۲۴۳ ، سبل الهدى : ج ۳ ص ۳۱۵ ، تذكرة الموضوعات : ص ۲۲۳ ، أضواء على السنّة المحمّديّة : ص ۲۸۸ .

3.. ر .ك : انعام : آيه ۳۱ ، اعراف : آيه ۱۸۷ ، يوسف : آيه ۱۰۷ ، حج : آيه ۵۵ ، لقمان : آيه ۳۴ ، احزاب : آيه ۶۳ ، شورا : آيه ۱۷۰ ، زخرف : آيه ۸۵ ، محمّد : آيه ۱۸ ، نازعات : آيه ۴۳ ، قيامت : آيه ۶ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 5007
صفحه از 564
پرینت  ارسال به