23
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم

ز ـ واپسين لحظات زندگى پيامبر

۳۱۱۹.دعائم الإسلام :از ابو ذر برايمان روايت شده است كه وى پس از درگذشت پيامبر خدا در مراسم حج حاضر شد و چون مردم در طواف گِرد آمدند، او بر در كعبه ايستاد و حلقه در را گرفت و سه بار صدا زد: اى مردم!
مردم، گِرد آمدند و به گوش دادن ايستادند. ابو ذر گفت: آن كه مرا مى شناسد ، مى شناسد ، و آن كه مرا نمى شناسد، بداند كه من، ابو ذر غِفارى هستم. حديثى را كه از پيامبر خدا شنيده ام، برايتان باز مى گويم. شنيدم كه ايشان، در هنگام احتضارش مى فرمايد: «من، دو چيز گران سنگ در ميان شما بر جاى مى نهم: كتاب خدا، و عترتم [يعنى] اهل بيتم. اين دو هرگز از يكديگر جدا نمى شوند تا آن كه در كنار حوض [كوثر] بر من درآيند ، مانند اين دو (دو انگشت نشانه دو دستش را كنار هم گذاشت و برابر قرارشان داد)» و فرمود: «و نمى گويم مانند اين دو (و انگشت ميانه و نشانه دست راستش را كنار هم قرار داد)؛ زيرا يكى از آنها جلوتر از ديگرى است. بدانيد كه حكايت اين دو در ميان شما، حكايت كشتى نوح است كه هر كس در آن نشست، نجات يافت و آن كه ننشست، غرق شد».

۳۱۲۰.مسند زيدـ به نقل از زيد بن على، از پدرش، از جدّش، از على عليهم السلام ـ: چون بيمارى پيامبر صلى الله عليه و آله شدّت يافت، در حالى كه اتاق، آكنده از جمعيت بود، فرمود: «حسن و حسين را برايم صدا زنيد».
من، آن دو را صدا زدم . پيامبر صلى الله عليه و آله شروع به بوسيدن آن دو كرد تا آن كه از هوش رفت. «بگذارشان تا از من لذّت برند و من از آنان لذت ببرم؛ زيرا به زودى پس از من به اين دو، ستم خواهد رسيد» .
سپس فرمود : «اى مردم! من در ميان شما كتاب خدا و سنّتم و عترتم [يعنى] اهل بيتم را جانشين خود قرار مى دهم. پس آن كه كتاب خدا را وا گذارَد، همچون كسى است كه سنّت مرا وا گذاشته باشد و كسى كه سنّت مرا وا گذارَد، چنان است كه عترت مرا وا گذاشته باشد. بدانيد كه اين دو از يكديگر جدا نمى شوند تا آن كه در كنار حوض [كوثر ]ملاقاتشان كنم».


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
22

ز ـ اللَّحَظاتُ الأَخيرَةُ مِن حَياتِهِ صلى الله عليه و آله

۳۱۱۹.دعائم الإسلام عن أبي ذرّـ أنَّهُ شَهِدَ المَوسِمَ بَعدَ وَفَاةِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَلَمَّا احتَفَلَ النّاسُ فِي الطَّوافِ ، وَقَفَ بِبابِ الكَعبَةِ وأخَذَ بِحلَقَةِ البابِ وقالَ ـ: يا أيُّهَا النّاسُ ـ ثَلاثاً ـ واجتَمَعوا ووَقَفوا وأنصَتوا .
فَقالَ : مَن عَرَفَني فَقَد عَرَفَني ومَن لَم يَعرِفني فَأَنا أبو ذَرٍّ الغِفارِيّ ، اُحَدِّثُكُم بِما سَمِعتُهُ مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، سَمِعتُهُ يَقولُ حينَ احتُضِرَ : إنّي تارِكٌ فيكُمُ الثِّقلَينِ ، كِتابَ اللّهِ ، وعِترَتي أهلَ بَيتي ، فَإِنَّهُما لَن يَفتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ كَهاتَينِ ، وجَمَعَ بينَ إصبَعَيهِ المُسَبِّحَتَينِ مِن يَدَيهِ ، وقَرَنَهُما وساوى بَينَهُما ، وقالَ : ولا أقولُ كَهاتَينِ ، وقَرَنَ بينَ إصبَعَيهِ الوُسطى والمُسَبِّحَةِ مِن يَدِهِ اليُمنى ، لاِنَّ إحداهُما تَسبِقُ الاُخرى ، ألا وإنَّ مَثَلَهُما فيكُم مَثَلُ سَفينَةِ نوحٍ ، مَن رَكِبَها نَجا ، ومَن تَرَكَها غَرِقَ . ۱

۳۱۲۰.مسند زيد عن زيد بن عليّ عن أبيه عن جدّه عن عليّ عليهم السلام :لَمّا ثَقُلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله في مَرَضِهِ ، وَالبَيتُ غاصٌّ بِمَن فيهِ ، قالَ : ادعوا لِيَ الحَسَنَ والحُسَينَ ، فَدَعَوتُهُما ، فَجَعَلَ يَلثِمُهُما حَتّى اُغمِيَ عَلَيهِ ، قالَ فَجَعَلَ عَلِيٌّ عليه السلام يَرفَعُهُما عَن وَجهِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، قالَ : فَفَتَحَ عَينَيهِ ، فَقالَ : دَعهُما يَتَمَتَّعانِ مِنّي وأتَمَتَّعُ مِنهُما ، فإِنَّهُ سَيُصيبُهُما بَعدي أثَرَةٌ . ۲
ثُمَّ قالَ : يا أَيُّهَا النّاسُ ، إنّي خَلَّفتُ فيكُم كِتابَ اللّهِ وسُنَّتي وعِترَتي أهلَ بَيتي ، فَالمُضَيِّعُ لِكِتابِ اللّهِ كَالمُضَيِّعُ لِسُّنَّتي ، والمُضَيِّعُ لِسُنَّتي كَالمُضَيِّعُ لِعِترَتي ، أما إنَّ ذلِكَ لَن يَفتَرِقا حَتّى ألقاهُ عَلى الحَوضِ . ۳

1.دعائم الإسلام : ج ۱ ص ۲۷ .

2.استأثر فُلانٌ بالشّي : استبدَّ به ، والاسم الأَثرَةُ ـ بالتحريك ـ (مجمع البحرين : ج ۱ ص ۱۵ «أثر») .

3.مسند زيد : ص ۴۰۴ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 4948
صفحه از 564
پرینت  ارسال به