17
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم

ج ـ مسجد خَيف

۳۱۱۳.تفسير القمّى:پيامبر خدا، در حجّة الوداع در مسجد خَيف فرمود: «من پيش از شما مى روم و شما در كنار حوض [كوثر] بر من وارد مى شويد ؛ حوضى كه پهنايش از بُصرا ۱ تا صَنعا ۲ است و در آن، جام هايى سيمين به شمارِ ستارگان وجود دارد. بدانيد كه من، درباره دو گران سنگ از شما خواهم پرسيد».
گفتند: اى پيامبر خدا! دو گران سنگ ، چيست؟
فرمود: «كتاب خدا كه گران سنگِ بزرگ تر است. يك طرف آن در دست خداست و طرف ديگرش در دست شما. پس بدان چنگ زنيد كه هرگز گم راه نمى شويد و هيچ گاه نخواهيد لغزيد. و گران سنگ كوچك تر، عترت من و اهل بيت من اند. خداوند ريزبين و آگاه، مرا خبر داد كه اين دو ، هرگز از يكديگر جدا نمى شوند تا آن كه در كنار حوض [كوثر] بر من درآيند. آن دو به سان اين دو انگشت من اند (و دو انگشت نشانه اش را كنار هم قرار داد). نمى گويم همانند اين دو (و انگشت نشانه و ميانه اش را كنار هم نهاد) كه يكى بر ديگرى فزونى دارد».

د ـ مسجد الحرام

۳۱۱۴.تاريخ اليعقوبى پيامبر صلى الله عليه و آله در سال دهم [هجرى] آخرين حَجّةُ الإسلامِ (حجّ تمتّعِ) خود را به جا آورد...و در محلّ زمزم، توقّف كرد و به ربيعة بن اميّة بن خَلف ـ كه كودكى بود ـ دستور داد زير سينه شتر ايشان بِايستد و به او فرمود:«اى ربيعه! بگو: اى مردم! پيامبر خدا مى گويد: شايد شما ديگر مرا در چنين حالى نبينيد. چنين موقعيتى را دريابيد. آيا مى دانيد اين چه شهرى است؟ آيا مى دانيد اين چه ماهى است؟ آيا مى دانيد امروز ، چه روزى است؟» .
مردم گفتند: آرى! اين ، شهر حرام و ماه حرام و روز حرام است.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «پس، خداوند ، خون ها و اموال شما را همانند حرمت اين شهرتان و حرمت اين ماهتان و حرمت اين روزتان بر شما حرام [و محترم] قرار داد. هان! آيا ابلاغ كردم؟» .
همگى گفتند: آرى.
فرمود: «بار خدايا! گواه باش...» .
سپس فرمود: «مبادا پس از من به كفر و گم راهى باز گرديد و برخى بر گُرده برخى ديگر، سوار شويد. من در ميان شما چيزى بر جاى مى گذارم كه اگر به آن تمسّك جوييد، هرگز گم راه نمى شويد: كتاب خدا و عترتم [يعنى] اهل بيتم. هان! آيا ابلاغ كردم؟».
همگى گفتند: آرى.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «بار خدايا! گواه باش».
سپس فرمود: «شما مسئوليد . ۳ پس حاضران شما به غايبان برسانند».

1.دو بُصرا داريم : يكى در شام كه از توابع دمشق است، و ديگرى از روستاهاى بغداد كه نزديك عُكبَرا قرار دارد. اوّلى ، در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله شهرت داشت و از مراكز تجارت دوم و شام بود .

2.صنعاء : شهرى است در يمن و از نيكوترين شهرهاى آن است.

3.از شما درباره اين دو بازمانده ام ، سؤال و بازخواست خواهد شد.


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
16

ج ـ مَسجِدُ الخَيفِ

۳۱۱۳.تفسير القمّي :قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله في حَجَّةِ الوَداع في مَسجِدِ الخَيفِ : إنّي فَرَطُكُم ۱ وإنَّكُم وارِدونَ عَلَيَّ الحَوضَ ، حَوضٌ عَرضُهُ ما بَينَ بُصرى ۲ وصَنعاءَ ۳ ، فيهِ قِدحانٌ من فِضَّةٍ عَدَدَ النُّجومِ ، ألا وإنّي سائِلُكُم عَنِ الثِّقلَينِ ، قالوا : يا رَسولَ اللّهِ وَمَا الثَّقَلانِ ؟
قالَ : كتابُ اللّهِ ، الثَّقَلُ الأَكبَرُ ، طَرَفٌ بِيَدِ اللّهِ وَطَرَفٌ بِأَيديكُم ، فَتَمَسَّكوا بِهِ لَن تَضِلّوا ولَن تَزِلّوا ، والثَّقَلُ الأَصغَرُ عِترَتي وأهلُ بَيتي ، فَإِنَّهُ قَد نَبَّأَنِيَ اللَّطيفُ الخَبيرُ أنَّهُما لَن يَفتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ كَإِصبَعَيَّ هاتَينِ ـ وجَمَعَ بَينَ سَبّابَتَيهِ ـ ولا أقولُ كَهاتَينِ ـ وجَمَعَ بَينَ سَبّابَتِهِ وَالوُسطى ـ فَتَفضُل هذِهِ عَلى هذِهِ . ۴

د ـ المَسجِدُ الحَرامُ

۳۱۱۴.تاريخ اليعقوبي :حَجَّ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله حَجَّةَ الوَداعِ سَنَةَ عَشرٍ ، وَهِيَ حَجَّةُ الإِسلامِ ... ووَقَفَ عِندَ زَمزَمَ ، وأمرَ رَبيعَةَ بنَ أُمَيَّةَ بنِ خَلَفٍ فَوَقَفَ تَحتَ صَدرِ راحِلَتِهِ ـ وكانَ صَبِيّا ـ فَقالَ : يا رَبيعَةُ ، قُل : يا أيُّهَا النّاسُ ، إنَّ رَسولَ اللّهِ يَقولُ : لَعَلَّكُم لا تَلقَونَني عَلى مِثلِ حالي هذِهِ وعَلَيكُم هذا ،هَل تَدرونَ أيُّ بَلَدِ هذا ؟ وهَل تَدرونَ أيُّ شَهرٍ هذا ؟ وهَل تَدرونَ أيُّ يَومٍ هذا ؟ فَقالَ النّاسُ : نَعَم ! هذَا البَلَدُ الحَرامُ وَالشَهرُ الحَرامُ واليَومُ الحَرامُ .
قالَ : فإِنَّ اللّهَ حرَّمَ عَلَيكُم دِماءَكُم وأموالَكُم كَحُرمَةِ بَلَدِكُم هذا ، وكَحُرمَةِ شَهرِكُم هذا ، وكَحُرمَةِ يَومِكُم هذا ، ألا هَل بَلَّغتُ ؟ قالوا : نَعَم ، قالَ : اللّهُمَّ اشهَد ... .
ثُمَّ قالَ : لا تَرجِعوا بَعدي كُفّارا مُضِلّينَ يَملِكُ بَعضُكُم رِقابَ بَعضٍ ، إنّي قَد خَلَّفتُ فيكُم ما إن تَمَسَّكتُم بِهِ لَن تَضِلّوا : كِتابَ اللّهِ وعِترَتي أهلَ بَيتي ، ألا هَل بَلَّغتُ ؟ قالوا : نَعَم ! قالَ : اللّهُمَّ اشهَد ، ثُمَّ قالَ : إنَّكُم مَسؤولونَ ، فَليُبَلِّغِ الشَّاهِدُ مِنكُمُ الغائِبَ . ۵

1.فَرَطُكم : أي مُتقدّمكم إليه (النهاية : ج ۳ ص ۴۳۴ «فرط») .

2.بُصرى : في موضعين : بالشام من أعمال دمشق . وبُصرى من قرى بغداد قرب عكبراء (معجم البلدان : ج ۱ ص ۴۴۱) .

3.صَنعاء : قصبة باليمن ومِن أحسن بلادها (معجم البلدان : ج ۳ ص ۴۲۶) .

4.تفسير القمّي : ج ۱ ص ۳ ، بحار الأنوار : ج ۲۳ ص ۱۲۹ ح ۶۱ .

5.تاريخ اليعقوبي : ج ۲ ص ۱۰۹ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد پنجم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 4951
صفحه از 564
پرینت  ارسال به