93
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد ششم

حديث

۴۰۵۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره آيه : «خدا آنچه را بخواهد ، محو يا اثبات مى كند و اصل كتاب ، در نزد اوست» ـ: [يعنى] از اجل ، هر اندازه كه بخواهد ، مى زُدايد [و كم ]مى كند و هر اندازه كه بخواهد ، به آن مى افزايد.

۴۰۵۴.صحيح البخارىـ به نقل از ابو عثمان ، از اُسامة بن زيد ـ: دختر پيامبر صلى الله عليه و آله به ايشان پيغام داد كه فرزندم در حال قبض روح است ، تشريف بياوريد .
پيامبر صلى الله عليه و آله كسى را روانه كرد كه سلام [ـِ ايشان را به دخترش] برساند و بگويد كه آنچه خدا مى گيرد و مى دهد ، از آنِ [خودِ] اوست و همه اينها نزد خداوند ، اجلى معيّن دارند . بنا بر اين ، صبور باشد و پاداش الهى را در نظر بگيرد .
دختر پيامبر صلى الله عليه و آله ، كسى را نزد ايشان فرستاد و ايشان را سوگند داد كه نزد وى بيايد. پيامبر صلى الله عليه و آله برخاست و همراه سعد بن عباده ، معاذ بن جبل ، اُبَىّ بن كعب ، زيد بن ثابت و عدّه اى ديگر رفت . كودك را كه بدنش مى لرزيد و در حال جان دادن بود ، نزد پيامبر خدا آوردند . به گمانم فرمود : «گويى مَشكِ خشكيده اى شده است» و اشك از چشمانش سرازير شد .
سعد گفت : اى پيامبر خدا! اين ، چه حالى است (چرا گريه مى كنيد)؟
فرمود : «اين ، مهربانى اى است كه خداوند در دل هاى بندگانش نهاده است . خداوند ، تنها به بندگانِ مهربانش مهر مى ورزد» .

۴۰۵۵.امام على عليه السلامـ در نامه اى به معاويه ـ: هر گاه جنگ ، شدّت مى گرفت و مردم پا پس مى نهادند ، پيامبر خدا افراد خانواده اش را پيش مى افكند (سپر بلا مى ساخت) و به واسطه آنان ، يارانش را از سوزش شمشيرها و نيزه ها حفظ مى كرد . چنين بود كه عبيدة بن حارث در جنگ بدر ، حمزه در جنگ اُحُد ، و جعفر در جنگ موته ، كشته شدند . و آن كسى هم كه اگر بخواهم ، نامش را مى برم، ۱ همانند آن بزرگواران ، خواهان شهادت بود ؛ امّا اجل هاى آنها پيش افتاد و مرگ او به تأخير افكنده شد.

1.مراد ، خودِ امام على عليه السلام است .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد ششم
92

الحديث

۴۰۵۳.رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في قَولِهِ تَعالى : «يَمْحُواْ اللَّهُ مَا يَشَاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِندَهُ أُمُّ الْكِتَـبِ » ۱ ـ: يَمحو مِنَ الأَجَلِ ما يَشاءُ ، ويَزيدُ فيهِ ما يَشاءُ . ۲

۴۰۵۴.صحيح البخاري عن أبي عثمان عن اُسامة بن زيد :أرسَلَتِ ابنَةُ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله إلَيهِ : إنَّ ابنا لي قُبِضَ فَائتِنا ، فَأَرسَلَ يُقرِئُ السَّلامَ ويَقولُ : إنَّ للّهِِ ما أخَذَ ولَهُ ما أعطى ، وكُلٌّ عِندَهُ بِأَجَلٍ مُسَمّىً ، فَلتَصبِر وَلتَحتَسِب . فَأَرسَلَت إلَيهِ تُقسِمُ عَلَيهِ لَيَأتِيَنَّها .
فَقامَ ومَعَهُ سَعدُ بنُ عُبادَةَ ، ومُعاذُ بنُ جَبَلٍ ، واُبَيُّ بنُ كَعبٍ ، وزَيدُ بنُ ثابِتٍ ورِجالٌ ، فَرُفِعَ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله الصَّبِيُّ ونَفسُهُ تَتَقَعقَعُ ۳ ـ قالَ : حَسِبتُهُ أنَّهُ قالَ : كَأَنَّها شَنٌّ ۴ ـ فَفاضَت عَيناهُ ، فَقالَ سَعدٌ : يا رَسولَ اللّهِ ما هذا؟
فَقالَ : هذِهِ رَحمَةٌ جَعَلَهَا اللّهُ في قُلوبِ عِبادِهِ، وإنَّما يَرحَمُ اللّهُ مِن عِبادِهِ الرُّحَماءَ . ۵

۴۰۵۵.الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كِتابٍ لَهُ إلى مُعاوِيَةَ ـ: كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذَا احمَرَّ البَأسُ ۶ وأحجَمَ النّاسُ ، قَدَّمَ أهلَ بَيتِهِ فَوَقى بِهِم أصحابَهُ حَرَّ السُّيوفِ وَالأَسِنَّةِ ، فَقُتِلَ عُبَيدَةُ بنُ الحارِثِ يَومَ بَدرٍ، وقُتِلَ حَمزَةُ يَومَ اُحُدٍ، وقُتِلَ جَعفَرٌ يَومَ مُؤتَةَ ۷ ، وأرادَ مَن لَو شِئتُ ذَكَرتُ اسمَهُ مِثلَ الَّذي أرادوا مِنَ الشَّهادَةِ ، ولكِنَّ آجالَهُم عُجِّلَت ، ومَنِيَّتَهُ اُجِّلَت . ۸

1.الرعد : ۳۹ .

2.الفردوس : ج ۵ ص ۲۶۱ ح ۸۱۲۶ عن ابن عبّاس .

3.تَتَقَعْقَع : أي تضطرِب وتتحرّك . أي : كلّما صار إلى حالٍ لم يلبث أن ينتقل إلى اُخرى تقرّبه من الموت (النهاية : ج ۴ ص ۸۸ «قعقع») .

4.الشَّنّ : القربة الخَلَق . وشنَّتِ القربة : إذا يبست (لسان العرب : ج ۱۳ ص ۲۴۱ «شنن») .

5.صحيح البخاري : ج ۱ ص ۴۳۲ ح ۱۲۲۴ .

6.احمرّ البأس : اشتدّت الحرب (النهاية : ج ۱ ص ۴۳۸ «حمر») .

7.مؤتة : قرية من قرى البلقاء ، في حدود الشام (معجم البلدان : ج ۵ ص ۲۲۰) .

8.نهج البلاغة : الكتاب ۹ ، بحارالأنوار : ج ۳۳ ص ۱۱۵ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد ششم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 8001
صفحه از 608
پرینت  ارسال به