به عبارت ديگر ، احاديث اسلامى ، براى برطرف شدن ترديد در مورد خوبى يا بدى يك كار ، انسان را به داورىِ وجدان (فطرت) خويش ، ارجاع داده اند .
پيامبر خدا در اين باره مى فرمايد :
إنَّ الخَيرَ طُمَأنينَةٌ ، و إنَّ الشَّرَّ ريبَةٌ . ۱ نيكى ، [ مايه] اطمينان خاطر است و بدى ، [ مايه] ترديد و دو دلى.
نيز در سخنى ديگر مى فرمايد :
البِرُّ مَا اطْمَأَنَّ إلَيهِ القَلبُ وَ اطْمَأَنَّت إلَيهِ النَّفسُ ، وَ الإثمُ ما حاكَ فِى القَلبِ و تَرَدَّدَ فِى الصَّدرِ و إن أفتاكَ النّاسُ . ۲ نيكى ، آن است كه دل و جان نسبت به آن آرامش يابد ، و اثم (گناه) ، آن است كه در دل بچرخد و در سينه دچار ترديد باشد ؛ هر چند مردم به آن نظرمساعد دهند.
نه تنها فطرت پاك ، كار «خير» و «برّ» را تشخيص مى دهد ، بلكه دل از انجام دادن آن ، آرامش مى يابد. در مقابل ، دل به هنگام آلوده شدن به گناه و كارِ «شر» ، ناآرام مى گردد. از اين رو ، در موارد شبهه، آرامش دل ، نشانه «خير» و «برّ» است و ناآرامى و بى قرارى آن ، نشانه «شر» و «اثم» .
ارزش رأى مردم در برابر داورىِ وجدان
برخى احاديث ۳ بر اين نكته تأكيد كرده اند كه رأى مردم در برابر داورىِ وجدان ، بى ارزش است ؛ يعنى اگر وجدان ، درستى و خوبىِ كارى را گواهى مى دهد ، انسان حق ندارد به دليل اين كه مردم نمى پسندند ، آن را رها كند. نيز اگر وجدان ، كارى را