۴۱۷۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كسى كه تيراندازى را پس از يادگيرى آن ، در حالتى كه از آن رو برگردانده ، ترك كند ، به درستى نعمتى را كفران كرده است .
۴۱۷۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :كسى كه تيراندازى را ياد بگيرد و سپس آن را ترك كند ، مرا نافرمانى كرده است .
۴۱۷۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :سوار شويد، تيراندازى كنيد و اگر تيراندازى كنيد ، نزد من محبوب تر است از اين كه سوار شويد... آگاه باشيد كه به تحقيق ، خداوند عز و جل به سبب [ساختن] يك تير، سه نفر را به بهشت مى برد : سازنده چوب ، و تقويت كننده به وسيله آن در راه خداوند (كسى كه آن تير را به دست پرتاب كننده بدهد)، و پرتاب كننده آن تير در راه خداوند .
۵ / ۵
كُشتى
۴۱۷۵.مستدرك الوسائل :روزى پيامبر صلى الله عليه و آله به سمت درّه اى مى رفت . مردى باديه نشين را ديد كه گوسفند مى چرانَد و آن مرد ، به نيرومندى شُهره بود . چوپان به پيامبر خدا گفت : ميل دارى با من كُشتى بگيرى؟
فرمود : «[اگر پيروز شوم ،] چه چيزى جايزه مى دهى؟» .
گفت : يك گوسفند .
پيامبر صلى الله عليه و آله با او كُشتى گرفت و او را بر زمين زد . مرد باديه نشين گفت : حاضرى يك بار ديگر ، كشتى بگيرى؟
فرمود : «چه جايزه مى دهى؟» .
گفت : يك گوسفند ديگر .
پيامبر صلى الله عليه و آله با او كُشتى گرفت و او را بر زمين زد . مرد باديه نشين گفت : اسلام را بر من عرضه بدار . كسى تاكنون مرا به زمين نزده است .
پيامبر خدا ، اسلام را بر او عرضه داشت . آن مرد ، اسلام آورد و پيامبر صلى الله عليه و آله گوسفندانش را به وى باز گردانْد .
۴۱۷۶.المناقب ، ابن شهر آشوبـ به نقل از اسحاق بن بشّار ـ: رُكانة بن عبد بن زيد بن هاشم ، از نيرومندترين مردمان قريش بود . روزى پيامبر صلى الله عليه و آله در سرزمينى سفت و سنگلاخ به وى فرمود : «اى رُكانه! از خدا نمى ترسى كه دعوت مرا نمى پذيرى؟» .
گفت : اگر بدانم بر حقّى ، از تو پيروى مى كنم .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : «اگر در كُشتى تو را بر زمين بزنم ، خواهى دانست كه بر حقّم؟» .
گفت : آرى .
[پيامبر صلى الله عليه و آله ] فرمود : «بلند شو تا كُشتى بگيريم» .
رُكانه بلند شد و كُشتى گرفتند . چون پيامبر صلى الله عليه و آله بر او يورش بُرد ، او را به پهلو خوابانْد . ركانه گفت : يك بار ديگر كشتى بگيريم .
يك بار ديگر كشتى گرفتند و پيامبر صلى الله عليه و آله او را بر زمين زد .