139
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد نهم

را درآورى، اين نيز غيبت و بلكه بدتر از غيبت است؛ زيرا اين عمل به مراتب ، گوياتر از گفتار زبانى طرف را معرّفى و مقصودت را مى رساند. با كتاب و نوشته نيز غيبت تحقّق مى يابد؛ زيرا همچنان كه گفته اند، كتاب و نوشته، يكى از دو زبان است.
غيبتِ كتابى اين است كه نويسنده، در كتاب خود از شخص معيّنى نام ببرد و از سخنان او عيب و ايراد بگيرد، مگر اين كه در سخنان او عذرهايى باشد كه موجب گردد نام او برده شود، مانند مسائل مربوط به اجتهاد كه براى رسيدن به فتوا و اقامه دليل بر مطلوب، لازم است سست و بى پايه بودنِ سخنان ديگرى بيان شود و امثال اينها. امّا در اين باره نيز بايد به همان اندازه اى كه نياز برطرف شود، بسنده كرد. البته اگر شخصى در كتاب خود بگويد : «عدّه اى چنين گفته اند» و شخص معيّنى را نام نبرد، اين غيبت نيست؛ امّا اگر شخصى بگويد : «فردى كه امروز از كنار ما گذشت يا فردى كه امروز او را ديديم، چنين و چنان است» و مخاطب بفهمد كه آن شخص كيست، اين كار، غيبت است؛ زيرا آنچه منع شده است، صِرف فهماندن و معرّفى كردن است و فرقى نمى كند كه از چه راهى صورت گيرد. امّا اگر از اين نحوه بيان ما، شخص معيّنى فهميده نشود، اشكالى ندارد. پيامبر خدا، هر گاه رفتار ناخوشايندى از كسى مى ديد، مى فرمود : «چه شده است كه عدّه اى چنين و چنان مى كنند؟» و شخص معيّنى را نام نمى برد.
يكى از زشت ترين و پليدترين انواع غيبت، آن است كه افراد متّصف به فهم و دانش، امّا رياكار، غيبت كنند؛ زيرا اين اشخاص در زير نقاب پاك دامنى و پرهيزگارى، مقصود خود را مى فهمانند تا هم دامن خود را از غيبت، پاك نشان دهند و هم مقصودشان را برسانند. اين نادانان نمى دانند كه با اين عمل خود، هم زمان دو كار زشت انجام داده اند : ريا و غيبت. براى مثال، در حضور چنين شخصى از كسى


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد نهم
138

ذكر معايب اخلاقى مانند اين كه بگويى : بداخلاق است، بخيل است، متكبّر است، رياكار است، بدخشم است، ترسوست، بُزدل است و امثال اينها.
معايب رفتارى كه به مسائل دينى مربوط مى شود، مثل اين كه بگويى : دزد است، دروغگوست، شرابخوار است، خيانتكار است، ستمگر و حق كُش است، به نماز اهمّيتى نمى دهد، ركوع و سجده را خوب بلد نيست، از نجاست، پرهيز نمى كند، به پدر و مادرش نيكى نمى كند و از غيبت و آبروريزى خوددارى نمى ورزد.
معايب رفتارى مربوط به مسائل دنيوى ، مانند اين كه بگويى : بى ادب است، مردم را تحقير مى كند، براى هيچ كس بر خود، حقّى قائل نيست ، پُرحرف است، پُرخور است، پُرخواب است، جاى نشستنش را در مجالس بلد نيست و امثال اينها.
و امّا عيبگويى از لباس او عبارت از اين است كه مثلاً بگويى : آستين هايش گشاد است، درازدامن است ، لباس هايش كثيف و چركين است و جز اينها.
بدان كه غيبت كردن به زبان منحصر نمى شود؛ بلكه غيبت زبانى از اين رو حرام شده كه سبب فهماندن عيب و نقص برادرت به ديگران و معرّفى كردن او به صفاتى است كه خوشش نمى آيد.
بنا بر اين، گوشه و كنايه زدن نيز مانند آشكارا گفتن است و با عمل اين كار را كردن، مانند گفتن و اشاره و ايما و چشم و ابرو جنباندن و كنايه زدن و حركات دست است و خلاصه، هر عمل و حركتى كه رساننده مقصود باشد، داخل در غيبت است و با غيبت زبانى فرقى نمى كند.
از عايشه روايت شده است كه گفت : زنى بر ما وارد شد. چون رفت، من با دستم اشاره اى كردم، يعنى قد كوتاه است. پيامبر خدا فرمود : «غيبتش را كردى».
تقليد و اداى رفتار ديگران را در آوردن، مانند اين كه در راه رفتن اداى افراد لَنگ

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد نهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 8509
صفحه از 563
پرینت  ارسال به