عبد اللّه ، از ياران پيامبر خدا بود و با ايشان ، اقامت داشت . او بسيار اهل ذكر و دعا و تلاوت قرآنِ عزيز بود و با صداى بلند ، قرآن مى خواند و تسبيح و تكبير مى گفت ، [تا جايى كه] عمر گفت : اى پيامبر خدا! آيا او رياكار است ؟ ايشان فرمود : «بس كن ! او يكى از ناله كنان [به درگاه خدا] است» . عبداللّه ، در زمان حيات پيامبر خدا ، درگذشت .
ر . ك : اسد الغابة : ج ۳ ص ۲۲۸ ، ش ۲۹۳۰ ، الإصابة : ج ۴ ص ۴۸۲۲.
او در كار خويش ، مستقل بود و از امير مؤمنان ، پيروى و دنباله روى نكرد .
ر . ك : معجم رجال الحديث : ج ۱۱ ص ۳۴۶.
عمر ، او را براى تعليم مسائل دينى به كوفه فرستاد و عمّار را به حكومت آن جا گماشت و گفت : اين دو نفر ، از ياران بزرگ محمّدند . پس از آنها پيروى كنيد . او در روزگار عثمان ، به حكومت كوفه گماشته شد ؛ امّا [بعد از اندكى] او را بركنار كرد و دستور داد به مدينه بازگردد . عبد اللّه ، در سال ۳۲ ق ، در مدينه درگذشت .
ر . ك : الاستيعاب : ج ۳ ص ۹۸۷ ، اُسد الغابة : ج ۳ ص ۳۸۴.
عبيد ابو عامر
ابو عامر اشعرى ، عموى ابو موسى اشعرى است . نام او عبيد بن سُلَيم بن حَضّار است . وى از صحابيان بزرگ پيامبر صلى الله عليه و آله بود و در جنگ حُنَين ، كشته شد .
عروه بارقى
عروة بن جعد و به قولى ابن ابى جَعد بارقى ، ساكن كوفه بود . او از جمله كوفيانى است كه عثمان ، آنها را به شام فرستاد . عروه ، از «اصحاب صُفّه» بود .
ر . ك : اُسد الغابة : ج ۴ ص ۲۷ ش ۳۶۵۰ ، الإصابة : ج ۵ ص ۲۴۵.
عكاشة بن محصن
وى از صحابيان بزرگ و فاضل بود . او در بدر و اُحُد و خندق و ديگر غزوات ، پيامبر خدا را همراهى كرد .
ر . ك : اُسد الغابة : ج ۴ ص ۶۷.