469
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم

اصلاح آنان ثابت نگردد . بنا بر اين ، نفرين شدن كسى به دليل گناهى خاص ، دليل فساد مطلق او نخواهد بود .

۵ . نفرين هاى صورى

در دوران امامت شمارى از امامان اهل بيت عليهم السلام گاه زمامداران حاكم ، برخى از ياران آنها را تحت تعقيب قرار مى دادند و درصدد حبس و يا قتل آنها بودند . از اين رو ، امام براى حفظ جان آنها ، گاه در ملأ عام يا نزد جاسوسان رژيم حاكم ، آنها را نفرين مى كرد تا نشان دهد ارتباطى با وى ندارند و دشمن را از تعقيب آنها منصرف نمايد ، مانند نفرين هايى كه درباره زُرارة بن اَعيَن ۱ و بريد بن معاويه ۲ و محمّد بن مسلم ۳ وصفوان بن يحيى و محمّد بن سِنان ۴ صادر شده است .

1.. روايت لعن وى را بنگريد در : رجال الكشّى ، ج ۱ ، ص ۳۵۹ ش ۲۳۴ ؛ و روايات توثيق وى را بنگريد در : رجال الكشّى ، ج ۱ ، ص ۳۴۵ و ۳۴۶ و ۳۴۷ شماره هاى ۲۰۸ و ۲۱۰ و ۲۱۱ و ۲۱۵ و ۲۱۷ و ... .

2.. روايت لعن وى را بنگريد در : رجال الكشّى ، ج ۱ ، ص ۳۶۴ ، ش ۲۳۷ و ج ۲ ص ۵۰۹ ش ۴۳۶ و روايات توثيق وى را بنگريد در : رجال الكشّى ، ج ۱ ، ص ۳۹۸ ، ش ۲۸۶ و ۲۸۷ و ج ۲ ص ۴۲۳ ش ۳۲۶ .

3.. روايت لعن وى را بنگريد در : رجال الكشّى ، ج ۱ ، ص ۳۹۴ ، ش ۲۸۴ و روايات مدح و توثيق وى را بنگريد در : رجال الكشّى ، ج ۱ ص ۳۸۳ و ۳۸۷ و ۳۸۸ ، شماره هاى ۲۷۳ و ۲۷۷ و ۲۷۸ و ... .

4.. روايات لعن صفوان بن يحيى و محمّد بن سنان را بنگريد : رجال الكشّى ، ج ۲ ، ص ۷۹۳ ، ش ۹۶۴ روايات مدح و توثيق بنگريد : رجال الكشّى ، ج ۲ ، ص ۷۹۲ و ۷۹۳ ، شماره هاى ۹۶۱ و ۹۶۲ و ۹۶۳ و ۹۶۶ .


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم
468

بار خدايا ! قوم مرا هدايت فرما ، كه اينان نادان اند ، و مرا بر آنان نصرت بخش تا دعوت مرا به فرمان بُردارى از تو ، پاسخ دهند .
و نيز هنگامى كه در جنگ اُحُد ، دندانش شكست و صورتش جراحت برداشت و اصحاب از او خواستند كه دشمنانش را نفرين كند ، فرمود :
إنّي لَم اُبعَث لَعّانا ، و لكنّي بُعثتُ داعيا و رحمةً . اللّهمّ اهدِ قومى ؛ فإنَّهم لا يَعلمون . ۱ من براى لعن [و نفرين] مبعوث نشده ام ؛ بلكه براى دعوت [به حق] و از سر مِهر ، برانگيخته گشته ام . بار خدايا! قوم مرا هدايت فرما كه آنان نادان اند .
در موارد ديگر نيز مكرّر به ايشان پيشنهاد نفرين فرستادن بر دشمنان مى شد و ايشان نه تنها نفرين نمى كرد ، بلكه آنها را دعا نيز مى نمود!

۳ . مقصود از نفرين كردن يك طايفه

در شمارى از احاديث ، برخى از طوايف (مانند قريش و بنى اميّه) ، مورد نفرين اهل بيت عليهم السلام قرارگرفته اند . بى ترديد ، تنها افرادى از آن طوايف كه در واقع ، استحقاق چنان نفرينى را دارند ، مقصود و مشمول آن نفرين خواهند بود . شاهد اين سخن ، احاديثى است كه افراد مورد لعنت را مشخص كرده اند يا احاديثى كه درباره سعد الخير و ديگر مؤمنان و نيكان بنى اميّه وارد شده اند .

۴ . نفرين شدن به دليل گناهى خاص

گاه بعضى از اشخاص ، مرتكب گناه خاصّى شده اند كه مقتضاى حكمت ، نفرين كردن آنها به جهت همان گناه است ، مانند كتمان حديث ولايت . بايد توجه داشت كه اين گونه نفرين ها در صورتى دلالت بر فساد اشخاص مورد اشاره دارند كه توبه و

1.. ر . ك نهج الدعاء با ترجمه فارسى : ج ۲ ص ۱۵۰ ح ۱۲۶۳ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6369
صفحه از 547
پرینت  ارسال به