۱۶ / ۴۶
پسرى از انصار
۸۲۳۶.المعجم الصغيرـ به نقل از اَنَس ـ: روزى ، پيامبر صلى الله عليه و آله به پسركى از انصار فرمود : «كفشم را به من بده» .
پسرك گفت : اى پيامبر خدا! پدر و مادرم فدايت! اجازه دهيد من آن را به پايت كنم .
پيامبر خدا گفت : «بار خدايا! اين بنده ات در صدد جلب خشنودى توست . پس ، از او خشنود باش!» .
۱۶ / ۴۷
مردى بخيل و ترسو و پرخواب
۸۲۳۷.الخرائج و الجرائحـ به نقل از فضل بن عبّاس ـ: مردى گفت : اى پيامبر خدا! من شخصى بخيل و ترسو و پرخواب هستم . برايم دعا كن .
پيامبر صلى الله عليه و آله دعا كرد كه خداوند ، ترسويى را از او بزدايد و سخاوتمندش گرداند و پرخوابى را از او ببرد .
از آن پس، مردى سخاوتمندتر و شجاع تر و كم خواب تر از او ديده نشد .
۱۶ / ۴۸
مردى يهودى
۸۲۳۸.المصنَّف ، ابن ابى شيبهـ به نقل از قتاده ـ: مردى يهودى براى پيامبر صلى الله عليه و آله شترى را دوشيد . ايشان گفت : «بار خدايا! او را زيبا بدار» .
پس، موهاى او سياه شد .