۱۶ / ۲۰
حُذَيفة بن يَمان ۱
۸۲۰۴.تاريخ دمشقـ به نقل از حذيفه ـ: خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدم و ايشان مشغول نماز خواندن بين مغرب و عشا بود و پيوسته نماز مى خواند تا آن كه نماز عشا را نيز گزارد . چون نمازش را تمام كرد و به راه افتاد ، من در پى او رفتم. فرمود : «تو كيستى؟».
گفتم : حذيفه .
گفت : «خدايا ! حذيفه و مادرش را بيامرز».
۱۶ / ۲۱
حَسّان بن شدّاد ۲
۸۲۰۵.اُسد الغابةـ به نقل از نهشل بن حسّان بن شدّاد ، از پدرش ـ: مادرم نزد پيامبر خدا رفت و گفت : اى پيامبر خدا! من نزد شما آمده ام تا براى اين پسرم دعا كنى كه خداوند در او بركت نهد و وى را به بزرگى رساند و پاك و با بركت قرارش دهد .
پيامبر صلى الله عليه و آله دستى به صورتش كشيد و گفت : «بار خدايا! او را براى پدر و مادرش با بركت كن و او را به بزرگى رسان و انسانى پاك قرارش ده».