75
حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوازدهم

۹۲۲۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حَجَر، دست خدا در زمين است، كه با آن با بندگانش دست مى دهد.

۹۲۲۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حَجَر، دست خدا در زمين است. هر كه دست خود را بر آن بكشد، با خدا بيعت كرده كه او را نافرمانى نكند.

۹۲۲۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حَجَر، دست خداست. هر كس بخواهد، به وسيله آن با خدا دست مى دهد . ۱

۹۲۲۶.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :در روى زمين، جز سه چيز از بهشت نيست: نهالِ عَجوه (نوعى خرماى خوب)، چند اوقيه ۲ آبى كه هر روز از بركت بهشت در فرات مى ريزد، و حَجَر الأسود.

۹۲۲۷.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حجر الأسود، از بهشت است.

۹۲۲۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :حجر الأسود، از سنگ هاى بهشت است.

۹۲۲۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :روزى كه قريش در نهادن حجر الأسود در جاى خود اختلاف كردند، من با دستانم آن را نهادم.

۹۲۳۰.دلائل النبوّة ، بيهقىـ به نقل از ابن شهاب ـ: چون پيامبر خدا به سنّ بلوغ رسيد، زنى كعبه را با بخور و عود، معطّر مى ساخت كه از مِجمر او جرقّه اى در پرده كعبه افتاد و سوخت. كعبه را خراب كردند ؛ امّا دوباره آن را ساختند و به محلّ حجر الأسود رسيدند . قريش در اين كه كدام يك از قبيله ها عهده دار بالا آوردن آن رُكن شود، با هم در افتادند. گفتند: اوّلين كسى كه بر ما آشكار شود، او را داور قرار مى دهيم.
در اين لحظه، پيامبر خدا آشكار شد، در حالى كه جوان بود و پارچه اى راه راه بر خود، حمايل كرده بود. او را به داورى برگزيدند. او دستور داد تا حجر الأسود را در پارچه اى نهادند. بزرگ هر قبيله را طلبيد و گوشه اى از پارچه را به او داد و خودش بالا رفت. حجر الأسود را [با آن پارچه] بالا آوردند و خودِ او آن را در جايش نهاد.

1. . سيّد رضى ، در بيان اين حديث گفته است : اين گفته ، مَجازى است و منظور ، اين است كه حجر الأسود ، جهتى از جهات نزديكى به خداوند است . هر كه به آن دست بكشد و از نزديكْ آن را لمس نمايد ، به طاعت خداوند متعال ، نزديك مى شود ، به طورى كه گويى به آن چسبيده و با آن در تماس است . در اين جا امام عليه السلام ، دست را به جاى «طاعت» قرار داده كه با آن مى توان به خداوند سبحان ، نزديك شد و اين ، از باب مجاز و توسعه در مفهوم است ، زيرا از منش هاى عرب اين بوده كه هر گاه مى خواسته اند به يكى از دوستانشان نزديك شوند و رابطه دوستانه را با پيوند استوار نشان دهند ، با او دست مى داده اند و دستشان را به او پيوند مى زده اند . همچنين درباره خداوند قديم متعال ، اين را مى دانيم كه نزديكى مادّى ، بر ذات او محال است . پس لازم است كه نزديكى ، از طريق طاعت و كسب خشنودى او باشد . لذا پيامبر صلى الله عليه و آله كه از دست راست (يمين) ياد كرده و در پىِ آن ، از مصافحه سخن گفته تا حقّ شيوايى كلام را به جا آورده باشد و گويايى آن را به حدّ اعلى برساند .

2. ) پيمانه و واحد وزن است.


حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوازدهم
74

۹۲۲۳.عنه صلى الله عليه و آله :الحَجَرُ يَمينُ اللّه ِ فِي الأَرضِ يُصافِحُ بِهِ عِبادَهُ . ۱

۹۲۲۴.عنه صلى الله عليه و آله :الحَجَرُ يَمينُ اللّه ِ فِي الأَرضِ ، فَمَن مَسَحَ يَدَهُ عَلَى الحَجَرِ فَقَد بايَعَ اللّه َ أن لا يَعصِيَهُ . ۲

۹۲۲۵.عنه صلى الله عليه و آله :الحَجَرُ يَمينُ اللّه ِ ، فَمَن شاءَ صافَحَهُ بِها . ۳

۹۲۲۶.عنه صلى الله عليه و آله :لَيسَ فِي الأَرضِ مِنَ الجَنَّةِ إلّا ثَلاثَةُ أشياءَ : غَرسُ العَجوَةِ ، وأواقٍ تَنزِلُ فِي الفُراتِ كُلَّ يَومٍ مِن بَرَكَةِ الجَنَّةِ ، والحَجَرُ . ۴

۹۲۲۷.عنه صلى الله عليه و آله :الحَجَرُ الأَسوَدُ مِنَ الجَنَّةِ . ۵

۹۲۲۸.عنه صلى الله عليه و آله :الحَجَرُ الأَسوَدُ مِن حِجارَةِ الجَنَّةِ . ۶

۹۲۲۹.رسول اللّه صلى الله عليه و آله :أنَا وَضَعتُ الرُّكنَ بِيَدي يَومَ اختَلَفَت قُرَيشٌ في وَضعِهِ . ۷

۹۲۳۰.دلائل النبوّة للبيهقي عن ابن شِهاب :لَمّا بَلَغَ رَسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله الحُلُمَ أجمَرَتِ امرَأَةٌ الكَعبَةَ وطارَت شَرارَةٌ مِن مِجمَرَتِها في ثِيابِ الكَعبَةِ فَاحتَرَقَت ، فَهَدَموها ، حَتّى إذا بَنَوها فَبَلَغوا مَوضِعَ الرُّكنِ اختَصَمَت قُرَيشٌ فِي الرُّكنِ : أيُّ القَبائِلِ تَلي رَفعَهُ ، فَقالوا : تَعالَوا نُحَكِّم أوَّلَ مَن يَطلُعُ عَلَينا ، فَطَلَعَ عَلَيهِم رَسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله وهُوَ غُلامٌ عَلَيهِ وِشاحٌ نَمِرَةٌ ، فَحَكَّموهُ فَأَمَرَ بِالرُّكنِ فَوُضِعَ في ثَوبٍ ، ثُمَّ أخرَجَ سَيِّدَ كُلَّ قَبيلَةٍ فَأَعطاهُ ناحِيَةً مِنَ الثَّوبِ ، ثُمَّ ارتَقى هُوَ فَرَفَعوا إلَيهِ الرُّكنَ ، فَكانَ هُوَ يَضَعُهُ . ۸

1. الفردوس : ج ۲ ص ۱۵۹ ح ۲۸۰۸ عن جابر ؛ عوالي اللآلي : ج ۱ ص ۵۱ ح ۷۵ عن ابن عبّاس .

2. الفردوس : ج ۲ ص ۱۵۹ ح ۲۸۰۷ عن أنس بن مالك .

3. المجازات النبويّة : ص ۴۴۴ ح ۳۶۱ . قال الشريف الرضيّ رحمه الله في بيانه : وهذا القول مجاز ، والمراد أنّ الحجر جهة من جهات القرب إلى اللّه ، فمن استلمه وباشره قرب من طاعته تعالى ، فكان كاللاصق بها ، والمباشر لها ، فأقام عليه الصلاة والسلام اليمين هاهنا مقام الطاعة التي يُتقرّب بها إلى اللّه سبحانه على طريق المجاز والاتّساع ؛ لأنّ من عادة العرب إذا أراد أحدهم التقرّب من صاحبه وفضّل الأَنَسَة بمخالطته أن يصافحه بكفّه ، ويعلّق يده بيده ، وقد علمنا في القديم تعالى أنّ الدنوّ يستحيل على ذاته ، فيجب أن يكون ذلك دنوًّا من طاعته ومرضاته ، ولمّا جاء عليه الصلاة والسلام بذكر اليمين أتبعه بذكر الصفاح ، ليوفي الفصاحة حقّها ، ويبلغ بالبلاغة غايتها .

4. تاريخ بغداد : ج ۱ ص ۵۵ عن أبي هريرة .

5. سنن النسائي : ج ۵ ص ۲۲۶ عن ابن عبّاس .

6. السنن الكبرى : ج ۵ ص ۱۲۲ ح ۹۲۳۱ عن أنس .

7. أخبار مكّة للأزرقيّ : ج ۱ ص ۱۷۲ عن عمر بن عليّ .

8. دلائل النبوّة للبيهقيّ : ج ۲ ص ۵۷ وراجع : دعائم الإسلام : ج ۱ ص ۲۹۲ .

  • نام منبع :
    حكمت نامه پيامبر اعظم صلَّي الله عليه و آله و سلّم - جلد دوازدهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    14
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1386
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 7195
صفحه از 550
پرینت  ارسال به