۹۵۵۰.الأمالى ، مفيدـ به نقل از عوف بن مالك ـ: روزى پيامبر خدا فرمود : «اى كاش برادرانم را مى ديديم!».
ابو بكر و عمر گفتند : مگر ما برادران تو نيستيم؟ به تو ايمان آورديم و با تو هجرت كرديم .
فرمود : «البته شما ايمان آورديد و هجرت كرديد ؛ [ولى] اى كاش برادرانم را ملاقات مى كردم !» .
آن دو ، سخن خود را تكرار كردند.
پيامبر خدا فرمود : «شما ياران منيد ؛ امّا برادران من ، آن كسانى هستند كه بعد از شما مى آيند ، به من ايمان مى آورند و دوستم مى دارند و يارى ام مى رسانند و تصديقم مى كنند ، در حالى كه مرا نديده اند. پس اى كاش برادرانم را ملاقات مى كردم!» .
۹۵۵۱.صحيح مسلمـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: پيامبر خدا به قبرستان رفت و فرمود : «درود بر شما ، اى ساكنان سراى گروه مؤمنان! ما نيز به خواست خدا ، به شما خواهيم پيوست . دوست داشتم كه برادرانمان را مى ديديم» .
گفتند : مگر ما برادران تو نيستيم ، اى پيامبر خدا؟
فرمود : «شما ياران منيد . برادران ما ، آن كسانى هستند كه هنوز [به دنيا ]نيامده اند» .
گفتند : اى پيامبر خدا! چگونه كسانى از امّتت را كه هنوز نيامده اند ، مى شناسى؟
فرمود : «به نظر شما ، اگر مردى از ميان رَمه اى از اسبان سياه يك دست ، اسبى با چهره و پاهاى سفيد داشته باشد ، اسبش را نمى شناسد؟» .
گفتند : چرا ، اى پيامبر خدا!
فرمود : «آنان نيز در حالى مى آيند كه بر اثر وضو ، چهره ها و پاهايشان سپيد است ، و من پيشرو ۱ آنان بر كنار حوض [كوثر] هستم . بدانيد كه مردانى از حوض من ، دور رانده مى شوند ـ چنان كه اُشتر گم شده ، دور رانده مى شود ـ و من صدايشان مى زنم : هان! بياييد! ؛ امّا گفته مى شود : اينان پس از تو، [دين و آيين تو را] تغيير دادند . پس من مى گويم : دور شويد ، دور شويد! » .