۹۴۴۸.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه مردى ، برادرش را دوست داشت ، او را باخبر كند كه دوستش مى دارد .
۹۴۴۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه يكى از شما برادرش را دوست داشت ، او را [از اين دوستى] باخبر كند ؛ چرا كه اين كار ، افراد را بيشتر به هم مى پيوندد .
۹۴۵۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه يكى از شما برادرش را دوست داشت ، او را [از اين دوستى] باخبر كند ؛ زيرا همانند حالت خودش را نزد او خواهد يافت .
۹۴۵۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه يكى از شما برادرش را دوست داشت ، او را [از اين دوستى] باخبر كند و به ديدارش برود و نخستين كسى نباشد كه قطعِ رابطه مى كند .
۹۴۵۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه يكى از شما برادرش را دوست داشت ، او را [از اين دوستى] باخبر كند و [به او سخنانى از اين دست] بگويد : من ، تو را در راه خدا دوست مى دارم. من به تو در راه خدا علاقه دارم .
۹۴۵۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :دوستى خودت را نسبت به كسى كه تو را دوست دارد ، آشكار كن تا [در دوستى ات] استوارتر شوى .
۹۴۵۴.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هرگاه يكى از شما برادرش را در راه خدا دوست داشت ، او را [از اين دوستى ]باخبر كند ، كه اين كار ، اُلفت را پايدارتر مى سازد و دوستى را استوارتر مى كند .
۹۴۵۵.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :هر كه در دلش نسبت به برادرش محبّتى داشته باشد و او را از آن باخبر نكند ، به او خيانت كرده است .
۹۴۵۶.سنن أبى داوودـ به نقل از اَ نَس ـ: مردى نزد پيامبر خدا بود كه مردى ديگر بر ايشان گذشت . آن مرد گفت : اى پيامبر خدا ! من اين مرد را [كه گذشت ، ]دوست مى دارم .
پيامبر صلى الله عليه و آله به او فرمود : «آيا با خبرش كرده اى ؟» .
گفت : نه .
فرمود : «او را باخبر كن» .
پس خود را به آن مرد رساند و گفت : من ، تو را در راه خدا دوست مى دارم .
آن مرد گفت : آن كه مرا براى او دوست مى دارى ، نيز دوستت بدارد !
۹۴۵۷.الأدب المفردـ به نقل از مجاهد ـ: مردى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله مرا ديد و از پشت ، شانه ام را گرفت و گفت : بدان كه من ، تو را دوست دارم .
پاسخ داد[م] : آن كه مرا براى او دوست مى دارى ، دوستت بدارد!
آن مرد گفت : اگر نبود كه پيامبر خدا فرمود : «هرگاه كسى ، كسى را دوست داشت ، باخبرش كند كه دوستش مى دارد» ، تو را [از محبّتم] باخبر نمى كردم .