۵ / ۲
جنگ هاى اُحُد و حَمراءُ الأسد
قرآن
«و [ ياد كن ] زمانى را كه [ در جنگ اُحُد ] بامدادان، از پيشِ كسانت بيرون آمدى [ تا ] مؤمنان را براى جنگيدن، در مواضع خود جاى دهى؛ و خداوند، شنواى داناست» .
حديث
۹۱۵۰.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خشم خدا سخت است بر مردى كه پيامبر خدا او را بكُشد؛ خشم خدا سخت است بر مردى كه خود را شاهِ شاهان مى نامد، حال آن كه پادشاهى جز خدا نيست!
۹۱۵۱.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خشم خدا سخت است بر مردمى كه چهره پيامبر خدا را مجروح كردند!
۹۱۵۲.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :بار خدايا! قوم مرا ببخشا؛ زيرا آنان ، مردمى نادان اند.
۹۱۵۳.الدرّ المنثورـ به نقل از ابن مسعود ـ: در جنگ اُحد، زنان در پشت جبهه مسلمانان بودند و مجروحان را مداوا مى كردند... . ابو سفيان آمد و شعار «پيروز باد هبل!» را سر داد.
پيامبر خدا به مسلمانان فرمود : «شما بگوييد : خدا برتر و بزرگ تر است و مسلمانان، اين شعار را سر دادند. ابو سفيان، شعار داد : «ما عُزّا را داريم و شما عزّايى نداريد».
پيامبر خدا به مسلمانان فرمود : «شما هم بگوييد : خدا مولاى ماست و كافران، مولايى ندارند ».
۹۱۵۴.صحيح مسلمـ به نقل از اَنَس ـ: در جنگ اُحد، دندان پيشين پيامبر خدا شكست و سر ايشان، شكاف برداشت. در حالى كه از فرقش خون جارى بود، مى فرمود : «چگونه رستگار مى شوند مردمى كه فرق پيامبر خود را كه آنان را به خدا دعوت مى كند، شكافتند و دندان پيشينش را شكستند؟».
پس خداوند عز و جل اين آيه را فرو فرستاد : «تو را در اين كارها دستى نيست . [خدا] يا بر آنان مى بخشايد، يا عذابشان مى كند ؛ زيرا آنان ستمكارند» .