663
دانشنامه احاديث پزشكي - جلد اوّل

۱۱۱۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :براى نطفه هاى خود ، نيكوترين [زن ها ] را برگزينيد ؛ چرا كه زنان ، همانندهاى برادران و خواهران خويش را مى زايند . ۱

۱۱۱۴.قصص الأنبياءـ به نقل از شهربن حَوشَب: هنگامى كه پيامبر خدا به مدينه درآمد ، شمارى از يهوديان نزد او آمدند و گفتند : ما درباره چهار چيز از تو مى پرسيم . اگر درباره آنها به ما آگاهى دادى ، تو را باور داريم و به تو ايمان آوريم . . . گفتند : درباره همانندى ، كه چگونه كودك با مادر شباهت مى يابد ، در حالى كه نطفه از مرد است؟
فرمود : «شما را به خداوند سوگند مى دهم ، آيا [نه اين است كه ]خود مى دانيد نطفه مرد ، سفيد و غليظ ، و نطفه زن ، سرخ و رقيق است. هر يكى از آنها كه بر ديگرى چيرگى يابد ، شباهت را از آن خود مى سازد؟» .
گفتند : البته كه چرا .

۱۱۱۵.امام باقر عليه السلام :مردى از انصار ، نزد پيامبر خدا آمد و گفت : اين ، دختر عمو و زنِ من است و از او جز نيكى سراغ ندارم . امّا او برايم فرزندى آورده است بسيار سياه ، با سوراخ هاى بينى گشاد ، موهاى مجعّد پُرگِرِه و بينى پهن و به صورت چسبيده ، به گونه اى كه همانند آن ، نه در دايى هاى خود سراغ دارم ، نه در نياكان خويش .
پيامبر صلى الله عليه و آله از همسر وى پرسيد : «تو چه مى گويى؟» .
گفت : سوگند به آن كه تو را به حق ، به پيامبرى برگزيده است ، از آن روز كه مرا در اختيار گرفته ، هيچ كس را در نظر خود ، بر جايگاه او قرار نداده ام (اشاره به اين كه به او خيانت نكرده است) .
پيامبر خدا ، مدّتى سر فرو افكنْد و سپس ، لَختى نگاه خويش را به سوى آسمان برداشت و آن گاه ، بدان مرد رو كرد و فرمود : «اى مرد! هيچ كس نيست كه ميان او و آدم ، نود و نُه رگ ـ كه همه به نسب او بازمى گردند ـ نباشد . آن گاه كه نطفه در رَحِم جاى مى گيرد ، هر يك از آن رگ ها به جنب وجوش در مى آيد و از خداوند مى خواهد كه شباهت را به آن دهد . اين كودك ، از آن رگ هايى برخاسته است كه اجدادِ تو و اجداد اجدادت ، آنها را درك نكرده اند . فرزند خويش را براى خود بردار» .
پس آن زن گفت : اى پيامبر خدا ! گِرِه از كار من گشودى.

1.در عوالى اللّئالى عبارت آخر روايت ، چنين آمده است : «دايى ، يكى از همخوابان است».


دانشنامه احاديث پزشكي - جلد اوّل
662

۱۱۱۳.عنه صلى الله عليه و آله :تَخَيَّروا لِنُطَفِكُم ؛ فَإِنَّ النِّساءَ يَلِدنَ أشباهَ إخوانِهِنَّ وأخَواتِهِنَّ . ۱

۱۱۱۴.قصص الأنبياء عن شَهرِ بن حَوشَب :لَمّا قَدِمَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله المَدينَةَ ، أتاهُ رَهطٌ مِنَ اليَهودِ ، فَقالوا : إنّا سائِلوكَ عَن أربَعِ خِصالٍ ، فَإِن أخبَرتَنا عَنها صَدَّقناكَ وآمَنّا بِكَ . . . قالوا : عَنِ الشَّبَهِ كَيفَ يَكونُ مِنَ المَرأَةِ وإنَّمَا النُّطفَةُ لِلرَّجُلِ؟
فَقالَ : أنشُدُكُم بِاللّهِ ، أتَعلَمونَ أنَّ نُطفَةَ الرَّجُلِ بَيضاءُ غَليظَةٌ وأنَّ نُطفَةَ المَرأَةِ حَمراءُ رَقيقَةٌ؟ فَأَيَّتُهُما غَلَبَت صاحِبَتَها كانَت لَهَا الشَّبَهُ .
قالوا : اللّهُمَّ ، نَعَم . ۲

۱۱۱۵.الإمام الباقر عليه السلام :أتى رَجُلٌ مِنَ الأَنصارِ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله ، فَقالَ : هذِهِ ابنَةُ عَمّي وَامرَأَتي لا أعلَمُ إلاّ خَيراً ، وقَد أتَتني بِوَلَدٍ شَديدِ السَّوادِ مُنتَشِرِ المِنخَرَينِ جَعدٍ قَطَطٍ ، أفطَسِ الأَنفِ ، لا أعرِفُ شِبهَهُ في أخوالي ولا في أجدادي .
فَقالَ لاِمرَأَتهِ : ما تَقولينَ؟
قالَت : لا وَالَّذي بَعَثَكَ بِالحَقِّ نَبِيّاً ، ما أقعَدتُ مَقعَدَهُ مِنّي مُنذُ مَلَكَني أحَداً غَيرَهُ .
قالَ : فَنَكَسَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِرَأسِهِ مَلِيّاً ، ثُمَّ رَفَعَ بَصَرَهُ إلَى السَّماءِ ، ثُمَّ أقبَلَ عَلَى الرَّجُلِ فَقالَ :
يا هذا ، إنَّهُ لَيسَ مِن أحدٍ إلاّ بَينَهُ وبَينَ آدَمَ تِسعَةٌ وتِسعونَ عِرقاً كُلُّها تَضرِبُ فِي النَّسَبِ ، فَإِذا وَقَعَتِ النُّطفَةُ فِي الرَّحِمِ اضطَرَبَت تِلكَ العُروقُ تَسأَلُ اللّهَ الشُّبهَةَ لَها ، فَهذا مِن تِلكَ العُروقِ الَّتي لَم يُدرِكها أجدادُكَ ولا أجدادُ أجدادِكَ ، خُذ إلَيكَ ابنَكَ .
فَقالَتِ المرَأَةُ : فَرَّجتَ عَنّي يا رَسولَ اللّهِ ! ۳

1.تاريخ دمشق ، ج ۵۲ ، ص ۳۶۲ ، ح ۱۱۰۶۸ عن عائشة ، كنز العمّال ، ج ۱۶ ، ص ۲۹۵ ، ح ۴۴۵۵۷ ؛ عوالي اللآلي ، ج ۱ ، ص ۲۵۹ ، ح ۳۲ وفيه «فإنّ الخال أحد الضجيعين» بدل «فإنّ النساء...».

2.قصص الأنبياء ، ص ۲۹۶ ، ح ۳۶۹ ، بحار الأنوار ، ج ۶۰ ، ص ۳۶۶ ، ح ۶۴.

3.الكافي ، ج ۵ ، ص ۵۶۱ ، ح ۲۳ ، عوالي اللآلي ، ج ۳ ، ص ۴۱۹ ، ح ۲۱ وراجع : الجعفريّات ، ص ۹۰ و النوادر للراوندي ، ص ۱۷۸ ، ح ۲۹۷ و الدرّ المنثور ، ج ۸ ، ص ۴۳۹.

  • نام منبع :
    دانشنامه احاديث پزشكي - جلد اوّل
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي خوش نصيب، محمّد تقي سبحاني نيا، رسول افقي، احمد سعادت فر، حسين صابري
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    02/01/1383
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 10195
صفحه از 712
پرینت  ارسال به