191
دانشنامه احاديث پزشكي - جلد اوّل

۲۴۷.مسند ابن حنبل ـ به نقل از اميّه دختر ابوالصلت ، از يكى از زنان خاندان بنى غفّار ـ :همراه با شمارى از زنان بنى غفّار ، به حضور پيامبر خدا رسيدم . به ايشان گفتيم : اى پيامبر خدا! ما مى خواهيم در اين پيكارى كه آهنگش را كرده اى ـ و در آن زمان ، پيامبر صلى الله عليه و آله آهنگ خيبر داشت ـ با تو روانه شويم و آن جا مجروحان را درمان كنيم و به مسلمانان ، با آنچه در توانمان هست ، يارى رسانيم .
فرمود : «در سايه بركت خداوند!» .
پس ما با ايشان ، روانه شديم... .
چون پيامبر خدا ، خيبر را گشود ، از غنايم ، قدرى نيز به ما بخشيد . او اين گردنبند را كه اكنون در گردن دارم ، [از ميان غنايم] برداشت و به من داد و به دست خويش ، بر گردنم آويخت. به خداوند سوگند ، هرگز اين گردنبند از من جدا نخواهد شد .

۲۴۸.السنن الكبرىـ به نقل از حشرج بن زياد ، از مادربزرگ وى (مادر پدرش) ـ: در نبرد خيبر ، در حالى كه يكى از شش زن حضور يافته در آن نبرد بودم ، شركت كردم . به پيامبر خدا خبر رسيد كه تنى چند از زنان با او همراه شده اند . او در پىِ ما فرستاد و ما نيز نزد وى رسيديم. بر چهره پيامبر خدا ، خشم را ديدم .
او به ما فرمود : «به چه سبب و به دستور چه كسى روانه شده ايد؟» .
گفتيم : اى پيامبر خدا! همراهت روانه شده ايم تا تيرى به دست تيراندازان دهيم و سويقى ۱ به شما بخورانيم و مجروحان را درمان كنيم و مو ببافيم و بدين وسيله ، به جهاد در راه خدا ، يارى برسانيم .
فرمود : «برخيزيد و برويد» .
هنگامى كه خداوند ، فتح خيبر را نصيب پيامبرش كرد ، وى به ما سهمى همانند سهم مردان ، اختصاص داد .
راوى (حشرج) مى گويد : به او گفتم : مادربزرگ! سهمى كه به شما داد ، چه بود؟
گفت : ميوه .

1.معناى سويق در ج۲ صفحه ۳۷۵ خواهد آمد .


دانشنامه احاديث پزشكي - جلد اوّل
190

۲۴۷.مسند ابن حنبل عن اُميّة بنت أبي الصلت عن امرأة من بني غفار :أتَيتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله في نِسوَةٍ مِن بَني غِفارٍ ، فَقُلنا لَهُ : يا رَسولَ اللّهِ ، قَد أرَدنا أن نَخرُجَ مَعَكَ إلى وَجهِكَ هذا ـ وهُوَ يَسيرُ إلى خَيبَرَ ـ فَنُداوِيَ الجَرحى ، ونُعينَ المُسلِمينَ بِمَا استَطَعنا .
فَقالَ : عَلى بَرَكَةِ اللّهِ .
قالَت : فَخَرَجنا مَعَهُ . . .
قالَت : فَلَمّا فَتَحَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله خَيبَرَ ، رَضَخَ لَنا مِنَ الفَيءِ ، وأخَذَ هذِهِ القِلادَةَ الَّتي تَرينَ في عُنُقي فَأَعطانيها ، وجَعَلَها بِيَدِهِ في عُنُقي ، فَوَاللّهِ لا تُفارِقُني أبَداً . ۱

۲۴۸.السنن الكبرى عن حشرج بن زياد عن جدّته اُمّ أبيه :خَرَجتُ مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله في غُزاةِ خَيبَرَ وأنَا سادِسَةُ سِتِّ نِسوَةٍ ، فَبَلَغَ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله أنَّ مَعَهُ نِساءً ، فَأَرسَلَ إلَينا فَأَتَيناهُ ، فَرَأَينا عَلى وَجهِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله الغَضَبَ .
فَقالَ لَنا : ما أخرَجَكُنَّ وبِأَمرِ مَن خَرَجتُنَّ؟
قُلنا : خَرَجنا يا رَسولَ اللّهِ مَعَكَ نُناوِلُ السِّهامَ ، ونَسقِي السَّويقَ ، ونُداوِي الجَرحى ، ونَغزِلُ الشَّعرَ نُعينُ بِهِ في سَبيلِ اللّهِ .
قالَ : قُمنَ فَانصَرِفنَ .
قالَت : فَلَمّا فَتَحَ اللّهُ لِرَسولِهِ خَيبَرَ أسهَمَ لَنا كَسِهامِ الرِّجالِ .
قالَ : فَقُلتُ لَها : يا جَدَّةُ ، مَا الَّذي أسهَمَ لَكُنَّ ؟
قالَت : الثَّمَرَ . ۲

1.مسند ابن حنبل ، ج ۱۰ ، ص ۳۲۴ ، ح ۲۷۲۰۶ ، الطبقات الكبرى ، ج ۸ ، ص ۲۹۳.

2.السنن الكبرى للنسائي ، ج ۵ ، ص ۲۷۷ ، ح ۸۸۷۹ ، مسند ابن حنبل ، ج ۸ ، ص ۳۱۳ ، ح ۲۲۳۹۵ وفيه «تمراً» بدل «الثَّمَر».

  • نام منبع :
    دانشنامه احاديث پزشكي - جلد اوّل
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي خوش نصيب، محمّد تقي سبحاني نيا، رسول افقي، احمد سعادت فر، حسين صابري
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    02/01/1383
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 9976
صفحه از 712
پرینت  ارسال به