۲۳۹.صحيح البخارىـ به نقل از سهل بن سعد ساعدى ـ: هنگامى كه كلاه خُود بر سرِ پيامبر خدا شكست ، چهره وى به خون نشست و دندان رباعى ۱ ايشان نيز شكست و زمانى كه على عليه السلام با سپر ، آب مى آورد و فاطمه عليهاالسلام ، بدان جا آمد و از چهره ايشان ، خون را مى شست ، چون فاطمه عليهاالسلاممشاهده كرد كه خون بر چهره بيشتر مى شود ، حصيرى را برداشت و سوزانْد و اين سوزانده را به زخم پيامبر خدا چسبانْد و پس از آن ، خون ، فرو نشست .
۲۴۰.السيرة النبويّةـ به نقل از ابن اسحاق ـ: پيامبر خدا ، سعد بن معاذ را در خيمه زنى از خاندان اَسلَم ، قرار داده بود كه او را «رُفيده» مى ناميدند ، و اين خيمه را در مسجد ، برافراشته بود و در آن ، مجروحان را درمان مى كرد و به رايگان ، به كسانى از مسلمانان كه گرفتارى اى داشتند ، خدمت مى كرد. پيامبر خدا ، هنگامى كه در نبرد خندق ، تيرى به سعد اصابت كرد ، به كسان وى چنين فرمان داده بود: «او را به خيمه رفيده ببريد تا وى را از نزديك ، عيادت كنم».
۲۴۱.المعجم الصغيرـ به نقل از انس ـ: اُمّ سلمه گفت: اى پيامبر خدا! آيا مى توانم به همراهت روانه پيكار شوم؟
فرمود: «اى امّ سلمه! جهاد بر زنان نوشته نشده است» .
امّ سلمه گفت: مجروحان را درمان مى كنم ، چشم را علاج مى سازم و آب مى رسانم.
فرمود: «در اين صورت ، آرى».
۲۴۲.صحيح مسلمـ به نقل از انس ـ: پيامبر خدا ، امّ سليم و زنانى از انصار را با خود به پيكار مى برد و آنان ، آب مى رساندند و مجروحان را درمان مى كردند.