۱۹۵۴.الإرشاد :هنگامى كه حسين عليه السلام از سيل بندِ فرات به سوى خيمه اش باز گشت ، شمر بن ذى الجوشن ، با گروهى از يارانش جلو آمدند و او را محاصره كردند و مردى از ميان آنان به نام مالك بن نَسْر كِنْدى ، به سرعت آمد و به حسين عليه السلام دشنام داد و با شمشير ، بر سرِ او زد و كلاهى را كه بر سرِ امام عليه السلام بود ، شكافت و شمشير به سرِ امام عليه السلام رسيد و خون افتاد و كلاه ، پُر از خون شد .
حسين عليه السلام به او فرمود : «با دست راستت [ كه شمشير را با آن ، فرود آوردى ] ، نخورى و ننوشى ، و خدا ، تو را با ستمكاران ، محشور كند !» .
سپس كلاه را انداخت و پارچه اى خواست و سرش را با آن ، محكم بست . آن گاه ، كلاه ديگرى خواست و بر سر نهاد و روى آن ، عمامه بست .