397
دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد دوازدهم

۳۳۶۸.الأمالى ، طوسىـ به نقل از محمّد ابو عبد اللّه اَزْدى ـ: در مسجد جامع مدينه ، نماز خواندم و در دو سويم ، دو مرد بودند كه يكى لباس سفر به تن داشت . يكى به ديگرى گفت : اى فلانى ! آيا نمى دانى كه تربت قبر حسين عليه السلام ، شفاى هر دردى است ؟ من ، دردِ شكم داشتم و هر مداوايى كردم ، بهبود نيافتم و بر خود ترسيدم و از بهبود آن ، نااميد شدم . نزد ما پيرزن كهن سالى از اهل كوفه بود و روزى بر من در آمد كه در سخت ترين حالتِ بيمارى بودم . به من گفت : اى سالم ! آيا هر روز ، دردت بيشتر مى شود ؟
گفتم : آرى .
گفت : آيا مى خواهى تو را معالجه كنم تا به اذن خدا ، بهبود يابى ؟
به او گفتم : من به هيچ چيز به اندازه اين ، نياز ندارم!
او آبى در كاسه به من نوشانْد و دردم ساكت شد و بهبود يافتم ، گويى كه هيچ بيمار نبوده ام .
چند ماه بعد ، بر پيرزن ، وارد شدم . نامش سَلَمه بود . به او گفتم : اى سَلَمه ! تو را به خدا سوگند ، مرا با چه چيز ، مداوا كردى ؟
گفت : «با يك دانه تسبيح» از تسبيحى كه در دستش بود .
گفتم : اين ، چه تسبيحى است ؟
گفت : تسبيح از گِل قبر حسين عليه السلام .
به او گفتم : اى رافضى! مرا با تربت قبر حسين ، مداوا كردى ؟!
خشمگينانه ، از نزد او بيرون آمدم و به خدا سوگند ، دردم با شدّت تمام ، باز گشت ، و من ، در كمال سختى و گرفتارى ، از آن رنج مى كشم و به خدا سوگند ، بر جانم مى ترسم . سپس مؤذّن ، اذان گفت و آنها برخاستند و نماز گزاردند و از جلوى چشم من ، غايب شدند .


دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد دوازدهم
396

۳۳۶۸.الأمالي للطوسي عن محمّد أبي عبد اللّه الأزدي :صَلَّيتُ في جامِعِ المَدينَةِ وإلى جانِبي رَجُلانِ عَلى أحَدِهِما ثِيابُ السَّفَرِ ، فَقالَ أحَدُهُما لِصاحِبِهِ : يا فُلانُ ، أما عَلِمتَ أنَّ طينَ قَبرِ الحُسَينِ عليه السلام شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ ؟ وذلِكَ أنَّه كانَ بي وَجَعُ الجَوفِ ، فَتَعالَجتُ بِكُلِّ دَواءٍ فَلَم أجِد فيهِ عافِيَةً ، وخِفتُ عَلى نَفسي وأيِستُ مِنها ، وكانَت عِندَنَا امرَأَةٌ مِن أهلِ الكوفَةِ عَجوزٌ كَبيرَةٌ ، فَدَخَلَت عَلَيَّ وأنَا في أشَدِّ ما بي مِنَ العِلَّةِ .
فَقالَت لي : يا سالِمُ ، ما أرى عِلَّتَكَ كُلَّ يَومٍ إلّا زائِدَةً ، فَقُلتُ لَها : نَعَم .
قالَت : فَهَل لَكَ أن اُعالِجَكَ فَتَبرَأَ بِإِذنِ اللّهِ عز و جل ؟
فَقُلتُ لَها : ما أنَا إلى شَيءٍ أحوَجَ مِنّي إلى هذا !
فَسَقَتني ماءً في قَدَحٍ ، فَسَكَتَت عَنِّي العِلَّةُ وبَرِئَت، حَتّى كَأَن لَم تَكُن بي عِلَّةٌ قَطُّ .
فَلَمّا كانَ بَعدَ أشهُرٍ دَخَلَت عَلَيَّ العَجوزُ ، فَقُلتُ لَها : بِاللّهِ عَلَيكِ يا سَلَمَةُ ـ وكانَ اسمُها سَلَمَةَ ـ بِماذا داوَيتِني ؟ فَقالَت : بِواحِدَةٍ مِمّا في هذِهِ السُّبحَةِ ـ مِن سُبحَةٍ كانَت في يَدِها ـ .
فَقُلتُ : وما هذِهِ السُّبحَةُ ؟ ! فَقالَت : إنَّها مِن طينِ قَبرِ الحُسَينِ عليه السلام .
فَقُلتُ لَها : يا رافِضِيَّةُ ! داوَيتِني بِطينِ قَبرِ الحُسَينِ ؟
فَخَرَجَت مِن عِندي مُغضَبَةً ، ورَجَعَت وَاللّهِ عِلَّتي كَأَشَدِّ ما كانَت ، وأنَا اُقاسي مِنهَا الجَهدَ وَالبَلاءَ ، وقَد وَاللّهِ خَشيتُ عَلى نَفسي . ثُمَّ أذَّنَ المُؤَذِّنُ فَقاما يُصَلِّيانِ وغابا عَنّي. ۱

1.الأمالي للطوسي : ص ۳۱۹ ح ۶۴۸ ، الخرائج والجرائح : ج ۲ ص ۸۷۳ ح ۹۰ ، بحار الأنوار : ج ۴۵ ص ۳۹۹ ح ۹ وراجع: المناقب لابن شهرآشوب : ج ۴ ص ۶۴ .

  • نام منبع :
    دانشنامه امام حسين عليه السلام بر پايه قرآن و حديث - جلد دوازدهم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعی از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    16
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1388
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6783
صفحه از 467
پرینت  ارسال به