العَقلُ أن تَقولَ ما تَعرِفُ و تَعمَلَ بِما تَنطِقُ بِهِ . ۱ خِرد، آن است كه آنچه مى دانى، بر زبان بياورى و به آنچه مى گويى، عمل كنى .
در مقابل، جهل نيز در عمل كردن به مقتضاى نادانى به كار رفته است ، چنان كه در مقام طلب مغفرت از خداوند متعال مى گوييم :
أسأَلُكَ ... أن تَهَبَ لى كُلَّ جُرمٍ أجرَمتُهُ ... وكُلَّ جَهلٍ عَمِلتُهُ . ۲ از تو مى خواهم كه بر من ببخشى ، هر جُرمى را كه مرتكب شده ام و هر [ كار ]جاهلانه اى را كه انجام داده ام.
زندگى عقل
هر چند عقل، حيات روح است، ۳ ليكن از نظر نصوص اسلامى، خودش نيز حيات و مرگ دارد و تكامل مادّى و معنوى انسان، در گرو حيات آن است. ميزان حيات عقلى بشر، به اندازه فعاليت قوّه عاقله به عنوان محرّك اخلاقى است و اين، يكى از رازهاى اصلى بعثت انبياى الهى است.
امام على عليه السلام در بيان فلسفه بعثت پيامبران مى فرمايد:
و يُثيروا لَهُم دَفائِنَ العُقولِ . ۴ گنجينه هاى خرد را در آنان، آشكار كنند.
فعّال كردن انديشه در جهت كشف اسرار طبيعت، از انسان ، ساخته است ؛ ولى زنده كردن عقل در زمينه شناخت كمال مطلق و برنامه ريزى براى حركت در