113
دانش نامه عقايد اسلامي - جلد اوّل

ندارد آنچه را نمى داند و برايش مجهول است ، انكار كند ، از كسانى كه غرور علمى را وسيله اى براى خوددانابينى قرار داده اند و جز آن را نمى بينند ، پنهان مانده است. توضيحات بيشتر در اين باره ، ضمن سخن گفتن از عقايد غير علمى خواهد آمد.

نشانه هاى عقايد غير علمى

مى توان عقايد غير علمى را همان گونه كه در عقايد علمى بيان كرديم ، آزمود و با ويژگى هاى فردِ معتقد به آنها آشنا شد. به سخن ديگر ، نشانه هاى عقايد غير علمى ، همان نشانه هاى عالِم نمايان و دانشمندان خيالى هستند كه امام على عليه السلام پس از بازگو كردن ويژگى هاى عالِم حقيقى ، آنها را بيان فرموده است. در اين جا نيز نخست اصل حديث را مى آوريم و آن گاه هر ويژگى را به بحث مى گذاريم. امام على عليه السلام مى فرمايد :
إنَّ الجاهِلَ مَن عَدَّ نَفسَهُ بِما جَهِلَ مِن مَعرِفَةِ العِلمِ عالِمًا وبِرَأيِهِ مُكتَفِيًا ، فَما يَزالُ لِلعُلَماءِ مُباعِدا وعَلَيهِم زارِيًا ، ولِمَن خالَفَهُ مُخَطِّئًا ، ولِما لَم يَعرِف مِنَ الأُمورِ مُضَلِّلاً ، فَإِذا وَرَدَ عَلَيهِ مِنَ الاُمورِ ما لَم يَعرِفهُ أنكَرَهُ وكَذَّبَ بِهِ وقالَ بِجَهالَتِهِ : ما أعرِفُ هذا ، وما أراهُ كانَ ، وما أظُنُّ أن يَكونَ ، وأنّى كانَ ؟ وذلِكَ لِثِقَتِهِ بِرَأيِهِ وقِلَّةِ مَعرِفَتِهِ بِجَهالَتِهِ .
فَما يَنفَكُّ بِما يَرى مِمّا يَلتَبِسُ عَلَيهِ رَأيُهُ مِمّا لا يَعرِفُ لِلجَهلِ مُستَفيداً ، ولِلحَقِّ مُنكِراً ، وفِي الجَهالَةِ مُتَحَيِّرًا ، وعَن طَلَبِ العِلمِ مُستَكبِرًا. ۱
به راستى كه نادان، كسى است كه خود را در آنچه نمى داند ، دانا شمرد و به انديشه و رأى خويش، اكتفا ورزد ، و هميشه از عالمان ، دورى گزيند و آنان را نكوهش كند ، و آن كه را با او مخالفت ورزد ، خطاكار قلمداد كند ، و هر چيزى

1.ر . ك : ج ۲ ص ۱۰۶ ح ۱۱۲۲ .


دانش نامه عقايد اسلامي - جلد اوّل
112

بيمارى غرور علمى ، در امان است و به كمىِ معلومات خود و نامتناهى بودن مجهولاتش آگاه است ، عقلش به وى اجازه نمى دهد كه آنچه را نمى داند و برايش مجهول است ، انكار كند.
ابن سينا در اين باره مى گويد :
فالصواب أن تسرّح أمثال ذلك إلى بقعة الإمكان ، ما لم يدرك عنه قائم البرهان. ۱ درست ، آن است كه امثال اين [ شگفتى ها] را در سراى «امكان» بگذارى، تا زمانى كه بُرهانى بر خلافش اقامه نشده است.
اين ، يك حقيقت روشن عقلى و علمى است كه : «ندانستن» بر «نبودن» دلالت نمى كند. چه بسيار حقايقى كه انسان بدانها عالِم نيست ؛ ولى وجود دارند! آيا هزار سال پيش ، بشر از حركت خون و اتم و صدها حقيقت علمى ديگر كه امروزه كشف و ثابت شده است ، خبر داشت؟ آيا ندانستن اين واقعيت ها در گذشته مى تواند دليلى بر نبود آنها باشد؟
اگر آدمى حقيقتا اهل دانش باشد ، مى داند كه بيشتر حقايق هستى ، براى انسان ، مجهول اند. امير مؤمنان عليه السلام در سخنى ديگر ، ضمن برشمردن ويژگى هاى عالِم حقيقى و عالِم نمايان مى فرمايد :
لا تَقولوا بِما لا تَعرِفونَ ، فَإِنَّ أَكثَرَ الحَقِّ فيما تُنكِرونَ. ۲ آنچه را نمى دانيد ، بر زبان مرانيد ؛ زيرا بيشتر حقايق ، همانهايى هستند كه شما آنها را انكار مى كنيد.
امّا اين مسئله كه بدين پايه از روشنى است و هر خردمندى مى داند كه حق

1.الإشارات و التنبيهات : ج ۳ ص ۴۱۸ (النمط العاشر) .

2.ر . ك : ج ۲ ص ۱۰۴ ح ۱۱۱۹ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي - جلد اوّل
    سایر پدیدآورندگان :
    رضا برنجكار
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 13091
صفحه از 518
پرینت  ارسال به