تقديم ذكر خود بوده است:
اللّهُمَّ اغفِر لى وَ لاُِمَّتى ، اللّهُمَّ اغفِر لى وَ لاُِمَّتى ، أستَغفِرُ اللّهَ لى وَ لَكُم .۱بار خدايا! مرا و امّتم را بيامرز. بار الها! مرا و امّتم را بيامرز . از خداوند براى خودم و شما آمرزش مىطلبم .
اين نتيجه، مشكلى به همراه ندارد؛ امّا با توجّه به نقل كاملتر دو گزارشِ ياد شده در منابع ديگر ،۲روشن مىشود كه آن دو، در واقع يك حديث اند و موضوع حديث هم در باره پيامبران پيشين است كه هر گاه پيامبر صلى اللّه عليه و آله از آنان ياد مىنمودند، رحمت الهى را ابتدا براى خود و سپس براى آنان طلب مىكردند.
اين، در حالى است كه احاديث ديگرى در دست اند كه نشان مىدهند پيامبر خاتم صلى اللّه عليه و آله گاه به اقتضاى جايگاه سخن، فقط براى پيامبران پيشين دعا كردهاند ، بى آن كه از خود ، ياد كرده باشند ، همان گونه كه در دعا براى موسى عليه السلام ۳ و لوط عليه السلام ۴ و يا
1.تفسير القمّى : ج ۱ ص ۲۹۱ ، الاختصاص : ص ۳۴۳ ، بحار الأنوار : ج ۲۱ ص ۲۱۲ ح ۲ ؛ تاريخ دمشق : ج ۵۱ ص ۲۴۱ ح ۱۰۸۷۴ ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۹۳۰ ح ۴۳۵۹۵ .
2.براى نمونه ، در سنن أبى داوود (ج ۴ ص ۳۳ ح ۳۹۸۴) به نقل از اُبَىّ بن كعب آمده است : «كان رسول اللّه صلى اللّه عليه و آله إذا دعا بدأ بنفسه و قال : رَحمَةُ اللّهِ عَلَينا وَ عَلى موسى ، لَو صَبَرَ لَرَأى مِن صاحِبِهِ العَجَبَ ، وَ لكِنَّها قالَ : « قَالَ إِن سَأَلْتُكَ عَن شَىْءٍ بَعْدَهَا فَلاَ تُصَـحِبْنِى قَدْ بَلَغْتَ مِن لَّدُنِّى [عُذْرًا]» (كهف : آيه ۷۶) ؛ پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله به هنگام دعا ، از خودش شروع مىنمود و مىگفت : رحمت خدا بر ما و بر موسى! اگر شكيبايى مىكرد ، بى گمان از همسفر خود ، شگفتىها مىديد ؛ امّا گفت : «اگر از اين پس ، چيزى از تو پرسيدم، ديگر با من همراهى مكن و از جانب من قطعاً معذور خواهى بود»» . نيز ، ر . ك : مسند ابن حنبل : ج ۸ ص ۲۱ ح ۲۱۱۸۴ و ۲۱۱۸۸ .
3.عبد اللّه مىگويد : «قَسَمَ النَّبِىُّ صلى اللّه عليه و آله قَسما فَقالَ رَجُلٌ : إنَّ هذِهِ لَقِسمَةٌ ما اُريدَ بِها وَجهُ اللّهِ ؛ فَأخبَرتُ النَّبِىَّ صلى اللّه عليه و آله فَغَضِبَ حَتّى رَأَيتُ الغَضَبَ فى وَجهِهِ ، وَ قالَ : يَرحَمُ اللّهُ موسى لَقَد اُوذِىَ بِأَكثَرَ مِن هذا فَصَبَرَ ؛ پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله مالى را تقسيم كرد. مردى گفت : اين تقسيم ، غير خدايى است . من ، ماجرا را به پيامبر صلى اللّه عليه و آله گفتم . ايشان چنان خشمگين شد كه خشم را در چهره ايشان ديدم . فرمود : خداوند ، موسى را رحمت كند كه بيش از اين ، آزار ديد ؛ ولى شكيبايى كرد!» (صحيح البخارى : ج ۵ ص ۲۳۳۳ ح ۵۹۷۷) .
4.در حديثى ، ابو هريره نقل مىكند كه پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : «نَحنَ أحَقُّ بِالشَّكِّ مِن إبراهيمَ إذ قالَ : «رَبِّ أَرِنِى كَيْفَ تُحْىِ الْمَوْتَى قَالَ أَوَ لَمْ تُؤْمِن قَالَ بَلَى وَلَـكِن لِّيَطْمَـئِنَّ قَلْبِى» ؛ وَ يَرحَمُ اللّهُ لوطا لَقَد كانَ يَأوِى إلى رُكنٍ شَديدٍ ؛ ما از ابراهيم عليه السلام به شك كردن ، سزاوارتريم ، هنگامى كه گفت : «پروردگارم ! به من نشان بده كه چگونه مردگان را زنده مىكنى؟ فرمود : آيا ايمان ندارى؟ گفت : چرا ؛ امّا مىخواهم دلم آرام گيرد» . خداوند ، لوط را رحمت كند كه به تكيهگاهى استوار پناه مىبرد [و به آن تكيه مىكرد]» (صحيح البخارى : ج ۳ ص ۱۲۳۴ ح ۳۱۹۲) .