441
سیره پیامبر خاتم صلّی الله علیه وآله - جلد ششم

۴۱۰۸.الطبقات الكبرىـ به نقل از ايّوب ، از حسن ـ :پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله سواد بن عمرو را ديد۱كه جامه‏اى طرحدار و رنگ و بو گرفته از گياه ورس ، به تن كرده است .۲پس با چوب يا مسواكى به شكمش زد ؛ ولى آن در شكمش پيچ خورد و در آن اثر نهاد . سواد گفت : اى پيامبر خدا! بايد قصاص شوى . پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله فرمود : «قصاص كن» و جامه را از روى شكمش كنار زد . انصار گفتند : اى سواد ! پيامبر خدا [را قصاص مى‏كنى] ؟ ! او گفت : پوست هيچ كس بر پوست من برترى ندارد ! پيامبر صلى اللّه عليه و آله شكمش را برهنه كرد ؛ ولى او آن را بوسيد و گفت : قصاص نمى‏كنم تا برايم روز قيامت ، شفاعت كنى .

۴۱۰۹.المستدرك على الصحيحينـ به نقل از حبيب بن مسلمه ـ :پيامبر خدا صلى اللّه عليه و آله به خاطر خراشى كه به يك صحرانشين بدون عمد وارد كرده بود ، خواستار قصاص از خود شد . جبرئيل ـ كه درود و سلام خدا بر او باد ـ نزد پيامبر صلى اللّه عليه و آله آمد و گفت : اى محمّد ! خداوند ، تو را گردنكش و متكبّر بر نينگيخته است .
پيامبر صلى اللّه عليه و آله آن عرب صحرانشين را فرا خواند و فرمود : «از من قصاص كن» . او گفت : پدر و مادرم فدايت باد ! تو را حلال كردم و هرگز قصاص نمى‏كنم ، حتّى اگر جانم را بستانى . و پيامبر صلى اللّه عليه و آله براى او دعاى خير كرد .

1.اسماعيل بن ابراهيم ، اين گزارش را از ايّوب براى مؤلّف الطبقات الكبرى نقل كرده و او اين ماجرا را به سواد بن عمرو نسبت داده است .

2.گياه ورس ، براى رنگ كردن جامه‏ها به كار مى‏رفته است و رنگى تند شبيه زعفران و مايل به سرخ ، به لباس مى‏دهد . (م)


سیره پیامبر خاتم صلّی الله علیه وآله - جلد ششم
440

۴۱۰۸.الطبقات الكبرى عن أيّوب ، عن الحسن :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى اللّه عليه و آله رَأى سَوادَ بنَ عَمروٍ ـ هكَذا قالَ إسماعيلُ ـ مُلتَحِفا ، فَقالَ : خَطٌّ خَطٌّ ، ورَسٌّ ورَسٌّ . ثُمَّ طَعَنَ بِعودٍ أو سِواكٍ في بَطنِهِ ، فَمادَ۱في بَطنِهِ فَأَثَّرَ في بَطنِهِ ، فَقالَ : القِصاصُ يا رَسولَ اللّهِ . قالَ رَسولُ اللّهِ : القِصاصُ ، وكَشَفَ لَهُ عَن بَطنِهِ . فَقالَتِ الأَنصارُ : يا سَوادُ ، رَسولُ اللّهِ ! فَقالَ : ما لِبَشَرِ أحَدٍ عَلى بَشَري مِن فَضلٍ ، قالَ : وكَشَفَ لَهُ عَن بَطنِهِ ، فَقَبَّلَهُ وقالَ : أترُكُها لِتَشفَعَ لي بِها يَومَ القِيامَةِ .۲

۴۱۰۹.المستدرك على الصحيحين عن حبيب بن مسلمة :إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى اللّه عليه و آله دَعا إلَى القِصاصِ مِن نَفسِهِ في خَدشَةٍ خَدَشَها أعرابِيّا لَم يَتَعَمَّدهُ ، فَأَتاهُ جِبريلُ عَلَيهِ الصَّلاةُ وَالسَّلامُ فَقالَ : يا مُحَمَّدُ ، إنَّ اللّهَ لَم يَبعَثكَ جَبّارا ولا مُتَكَبِّرا . فَدَعَا النَّبِيُّ صلى اللّه عليه و آله الأعرابِيَّ فَقالَ : اِقتَصَّ مِنّي ، فَقالَ الأَعرابِيُّ : قَد أحلَلتُكَ بِأَبي أنتَ واُمّي ، وما كُنتُ لِأَفعَلَ ذلِكَ أبَدا ولَو أتَيتَ عَلى نَفسي . فَدَعا لَهُ بِخَيرٍ .۳

1.ماد : تحرّك واضطرب (لسان العرب : ج ۳ ص ۴۱۱ ـ ۴۱۲ «ميد») .

2.الطبقات الكبرى : ج ۳ ص ۵۱۶ و راجع : الشفاء بتعريف حقوق المصطفى : ج ۲ ص ۱۹۹ ، الإصابة : ج ۵ ص ۲۲۸ الرقم ۶۸۷۲ .

3.المستدرك على الصحيحين : ج ۴ ص ۳۶۷ ح ۷۹۴۳ ، تاريخ دمشق : ج ۳۵ ص ۲۱۵ وفيه «أتضربني» بدل «اقتصّ منّي» ، سبل الهدى والرشاد : ج ۷ ص ۶۸ ، كنز العمّال : ج ۱۵ ص ۸۸ ح ۴۰۲۱۷ ؛ تنبيه الخواطر : ج ۲ ص ۲۷۵ عن حارثة بن مسلمة نحوه .

  • نام منبع :
    سیره پیامبر خاتم صلّی الله علیه وآله - جلد ششم
    سایر پدیدآورندگان :
    جمعي از پژوهشگران
    تعداد جلد :
    7
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    01/01/1394
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 15363
صفحه از 576
پرینت  ارسال به