99
منشأ عصمت از گناه و خطا (نظریه ها و دیدگاه ها)

واجب خودداری خواهد کرد. وی معصوم را کسی دانسته که به کردار او در باطن قطع پیدا می‏شود و دانسته می‏شود که از کار قبیح خودداری می‏کند؛ همانند امتناعش از کار زشت در ظاهر.۱ اگرچه از این تعریف وی برای «عصمت و معصوم»، هم نقش خدا و معصوم در تحقق عصمت آشکار است؛ اما از آن، جزئیات بیشتری درباره کیفیت نقش خدا و معصوم برداشت نمی‏شود.۲

از سدیدالدین محمود بن علی حمصی رازی (متوفای اوایل قرن هفتم) دو اثر کلامی برجای مانده است. او در تعریف لطف تقریری مشابه دیدگاه مقری نیشابوری دارد.۳ همچنین با اینکه وی عصمت را یکی از صفات رئیس می‏داند، اما در عبارات وی در المنقذ من التقلید نه تعریفی روشن از صمت به چشم می‏خورد و نه مطلبی درباره منشأ آن یافت می‏شود.۴ وی با اینکه در المعتمد من مذهب الشیعة الإمامیة از عصمت یاد کرده اما به بحث از منشأ آن نپرداخته است.۵

خواجه نصیرالدین طوسی (م ۶۷۲ ق) در آثار خویش درباره تعریف عصمت، دو گونه اظهار نظر کرده است: دسته نخست، آثاری است که در آنها عصمت را به سبک متکلمان بغداد، لطف دانسته است. وی در فصول نصیریه، عصمت را لطفی دانسته که با وجود آن، وقوع قبایح و اخلال به واجبات از سوی انبیا علیهم السّلام ممتنع می‏گردد؛ به گونه‏ای که آنان از حد اختیار خارج نمی‏شوند.۶ وی

1.. ابن شهر آشوب، أعلام الطرائق فی الحدود و الحقائق، ص۷.

2.. یکی از متکلمان قرن هفتم، سید بن طاووس (م۶۶۴ق) است که در آثار وی تصریحی به منشأ عصمت به چشم نمی‏خورد. برای اطلاع بیشتر ، ر.ک: جلالی، آرای کلامی سید بن طاووس، ص۷۸ - ۸۲ و ۹۵ - ۹۶ و ۱۶۴ - ۱۷۴.

3.. ر.ک: حمصی رازی، المنقذ من التقلید، ج۱، ص۳۰۵ - ۳۰۶.

4.. ر.ک: همو، المنقذ من التقلید، ج۱، ص۲۷۸ - ۲۸۸.

5.. ر.ک: همو، المعتمد من مذهب الشیعة الإمامیة، ص۲۶، ۳۱ و ۳۴.

6.. الفاضل المقداد، الأنوار الجلالیة فی شرح الفصول النصیریة، ص۱۴۷.


منشأ عصمت از گناه و خطا (نظریه ها و دیدگاه ها)
98

ارائه برهان به حضرت یوسف علیه السّلام که سبب شد تا آن حضرت آلوده به گناه نگردد و اگر ارائه برهان نبود، ظاهر آیه۱ این است که به گناه آلوده می‏گشت.۲

درباره دیدگاه فوق، نخست باید گفت که اگر توفیق و عصمت مذکور، محصور در معصوم باشد و یا آنان را در بر گیرد، طبعاً مرتبط به بحث ما خواهد بود وگرنه اگر مقصود، الطاف مخصوص به غیر معصومان باشد، ارتباطی به بحث ما نخواهد داشت؛ ثانیاً از اینکه وی این لطف را از سوی خدا می‏داند، دانسته می‏شود که وی خدا را در تحقق آن دخیل می‏داند و از اینکه وی عصمت را لطف پس از تکلیف می‏داند، فهمیده می‏شود که او معصوم را مکلف می‏داند و مکلف، عقلاً و نقلاً بدون اختیار معنا ندارد. به طور خلاصه، از مجموع عبارات وی در الحدود نیز فهمیده می‏شود که وی تحقق عصمت را برای معصوم، همراه با دخالت خدا و معصوم توأمان می‏داند و این دیدگاه او با نظراتش در التعلیق انطباق کامل دارد. اگرچه توضیحات وی درباره «لطف»، دیدگاه معتزله را در ذهن تداعی می‏کند، اما ارجاع وی به روایات عصمت ـ که عصمت را از سوی خدا می‏دانند ـ۳ نشانگر آن است که وی به گونه‏ای، مفهوم «توفیق» و به‏ویژه «عصمت» را ناظر به روایات این موضوع، نظریه‏پردازی کرده است.

ابن‏شهرآشوب (م ۵۸۸ ق) در أعلام الطرائق فی الحدود والحقائق معنای عصمت را در اصل، «منع» دانسته و معنای آن را در عرف، هر لطفی دانسته که هنگامی که خدای تعالی آن را انجام دهد، مکلف از ارتکاب معصیت و ترک

1.. «وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بهِا لَوْ لَا أَن رَّءَا بُرْهَانَ رَبِّه» (یوسف: ۲۴)‏.

2.. عبارات مقری نیشابوری در این بحث در «الحدود»، تا حدی غامض است؛ ازاین‏رو مطالب این پاراگراف، در حد فهم و همراه توضیح و مثال‏هایی ارائه شد که در عبارات ایشان نیست. برای توضیح بیشتر ر.ک: المقری النیسابوری، التعلیق فی علم الکلام، ص۱۲۷ - ۱۳۰.

3.. ر.ک: همان، ص۱۲۹.

  • نام منبع :
    منشأ عصمت از گناه و خطا (نظریه ها و دیدگاه ها)
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1399
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6795
صفحه از 258
پرینت  ارسال به