خودداری از گناهان را به معصوم نسبت میدهد. از سوی دیگر ایشان ارسال نبی و عصمت وی را لطف برای مکلفان میداند و بنابراین انجام این لطف را بر خداوند لازم میشمارد. ظاهراً استفاده از تعبیر «لطف» (به ضمیمه فحوای عبارات وی) نشان از تأثیر پذیرفتن او از اندیشه مدرسه بغداد و نزدیکشدن دیدگاه وی به معتزله دارد.
به طور خلاصه وی عصمت نبی را هم مستند به لطف الهی و هم مستند به اراده وی در امتناع از گناهان میداند. یک نکته قابل توجه، ذیل این بحث، این است که وی توضیحش درباره پیراستگی نبی از چیزهایی که موجب نفرت از وی میشود، این است که مقصود از این عبارت این نیست که این امور از نبی سر نمیزند، بلکه مقصود این است که صدور امور مُنَفِّره از نبی، به واقع نشدن، نزدیکتر است؛ زیرا شرط بازدارندگی یک چیز، این نیست که الزاماً با وجود آن رخ ندهد، بلکه نزدیک بودن به عدم وقوع برای صدق بازدارندگی آن شیء کفایت میکند.۱ شاید وی در این عبارت که خالی از پیچیدگی هم نیست، در صدد این است که بگوید نبی با لطفی که خدای سبحان درباره وی انجام داده است، مسلوب الاختیار نخواهد شد.
مقری نیشابوری درباره اوصاف امام نیز بر این باور است که واجب است امام، معصوم باشد و بدون شبهه، مکلف است.۲ از این عبارت وی نیز دانسته میشود که وی امام را در افعال خویش مختار میداند؛ زیرا اگر مختار نداند، نمیتواند وی را «مکلف» بداند؛ چون عقلاً انسان مجبور، مکلف نیست. وی در ادامه، لازم میداند که امام صفاتی دیگر داشته باشد؛ مانند اینکه آگاهترین،