97
منشأ عصمت از گناه و خطا (نظریه ها و دیدگاه ها)

شجاع‏ترین و سخاوت‏مندترینِ اهل زمان خویش باشد.۱ وی سپس به تبیین دلیل لزوم هر یک از این صفات می‏پردازد. بدیهی است که بر اساس دیدگاه اکثر متکلمان امامیه، بخشی از علم امام معصوم، اعطایی و بخشی دیگر، کسبی است و شجاعت و سخاوت، از سویی، اعطایی و از سوی دیگر، مستند به اراده خود آنان است.

مقری نیشابوری در الحدود سه اصطلاح «لطف، توفیق و عصمت» را در کنار یکدیگر تبیین کرده است. وی لطف را چیزی دانسته که به سوی واجب۲ بخواند و از قبیح، باز دارد؛۳ آن‏گاه لطف را دو گونه دانسته: قسمتی که از مقوله فعل خداست و بخشی که از فعل مکلف قلمداد می‏گردد. وی سپس لطفی را که فعل خداست بر دو گونه دانسته: گونه‏ای که همراه تکلیف است و گونه‏ای که پس از تکلیف است و لطف در تکلیف به شمار می‏رود. قسم دوم از لطف خدا، فعلی است بعد از تکلیفی که آن فعل، لطف در آن تکلیف است. این لطف یا توفیق است یا عصمت.۴ توفیق، لطفی است که واجب با وجود آن تحقق می‏یابد و اگر نباشد، واجب انجام می‏شود؛ مانند اینکه خدا بنده‏ای را با کسی قرین می‏سازد که مقید به نماز اول وقت است و این همراهی سبب خواهد شد تا نمازش را اول وقت بخواند. عصمت، لطفی است که با وجود آن، قبیح از میان خواهد رفت و اگر این لطف نباشد، قبیح مرتفع نخواهد گشت؛۵ مانند

1.. المقری النیشابوری، التعلیق فی علم الکلام، ص۱۹۰.

2.. واجب، کاری است که لازم است مکلف آن را انجام دهد؛ مانند معرفت صانع و خواندن نماز.

3.. برای دیدن تعریف دیگر وی برای لطف ر.ک: همان، ص۱۷۲.

4.. با تأمل دریافته می‏شود که لطف نوع اول، همراه تکلیف (مکلف ساختن به انجام واجبات و ترک محرمات) است و باید دارای وجه حُسن باشد (یعنی قبیح یا مباح نباشد) و نوع دوم، در مقام امتثال تکلیف است.

5.. المقری النیشابوری، الحدود، ص۱۰۱ ـ ۱۰۲.


منشأ عصمت از گناه و خطا (نظریه ها و دیدگاه ها)
96

خودداری از گناهان را به معصوم نسبت می‏دهد. از سوی دیگر ایشان ارسال نبی و عصمت وی را لطف برای مکلفان می‏داند و بنابراین انجام این لطف را بر خداوند لازم می‏شمارد. ظاهراً استفاده از تعبیر «لطف» (به ضمیمه فحوای عبارات وی) نشان از تأثیر پذیرفتن او از اندیشه مدرسه بغداد و نزدیک‏شدن دیدگاه وی به معتزله دارد.

به طور خلاصه وی عصمت نبی را هم مستند به لطف الهی و هم مستند به اراده وی در امتناع از گناهان می‏داند. یک نکته قابل توجه، ذیل این بحث، این است که وی توضیحش درباره پیراستگی نبی از چیزهایی که موجب نفرت از وی می‏شود، این است که مقصود از این عبارت این نیست که این امور از نبی سر نمی‏زند، بلکه مقصود این است که صدور امور مُنَفِّره از نبی، به واقع نشدن، نزدیک‏تر است؛ زیرا شرط بازدارندگی یک چیز، این نیست که الزاماً با وجود آن رخ ندهد، بلکه نزدیک بودن به عدم وقوع برای صدق بازدارندگی آن شیء کفایت می‏کند.۱ شاید وی در این عبارت که خالی از پیچیدگی هم نیست، در صدد این است که بگوید نبی با لطفی که خدای سبحان درباره وی انجام داده است، مسلوب الاختیار نخواهد شد.

مقری نیشابوری درباره اوصاف امام نیز بر این باور است که واجب است امام، معصوم باشد و بدون شبهه، مکلف است.۲ از این عبارت وی نیز دانسته می‏شود که وی امام را در افعال خویش مختار می‏داند؛ زیرا اگر مختار نداند، نمی‏تواند وی را «مکلف» بداند؛ چون عقلاً انسان مجبور، مکلف نیست. وی در ادامه، لازم می‏داند که امام صفاتی دیگر داشته باشد؛ مانند اینکه آگاه‏ترین،

1.. المقری النیشابوری، التعلیق فی علم الکلام، ص۱۷۲.

2.. همان، ص۱۹۰.

  • نام منبع :
    منشأ عصمت از گناه و خطا (نظریه ها و دیدگاه ها)
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1399
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6798
صفحه از 258
پرینت  ارسال به