91
منشأ عصمت از گناه و خطا (نظریه ها و دیدگاه ها)

می‏داند که انسان به گاه فرمانبری از رهگذر آن از ناخوشایند خود در امان می‏ماند؛ مانند ریسمانی که برمردی در حال غرق‏شدن می‏افکنند تا بدان چنگ زند و در امان ماند. اگر آن را بگیرد، و بدان پناه برد، آن ریسمان را «عصمتِ» او خوانند؛ چه به آن دست یازیده و از غرق‏شدن نجات یافته است؛ اما اگر چنین نکند، دیگر عصمت نامیده نمی‏شود. مفهوم لطف نیز چنین است: اگر انسان اطاعت کند، توفیق و عصمت نامیده می‌شود و اگر سرپیچی کند، دیگر توفیق و عصمت نام ندارد.۱ به طور خلاصه از دیدگاه وی عصمت، تفضل خداوند است بر کسی که می‏داند به حفظ و عصمت او تمسک می‏جوید و اعتصام، فعل و عمل معتصم و پناه‏جوست.۲

1.. احتمالاً شیخ مفید در این تبیین، متأثر از امثال قاضی عبدالجبار است که تحقق عصمت را منوط به پذیرش لطف از سوی معصوم دانسته و در غیر این صورت، چنین لطفی را عصمت نمی‏داند؛ همان‏گونه که این موضوع در تشریح دیدگاه وی خواهد آمد. برای اطلاع بیشتر ر.ک: القاضی عبدالجبار، المغنی فی ابواب العدل و التوحید، ج۱۲، ص۱۵.

2.. الشیخ المفید، أوائل المقالات فی المذاهب و المختارات، ص۱۳۴ - ۱۳۵.


منشأ عصمت از گناه و خطا (نظریه ها و دیدگاه ها)
90

نیست (چون اسم ذات است نه اسم معنا). او عصمت را لطف۱ و توفیقی

1.. اصطلاح «لطف»، در دیدگاه متکلمان، فراوان به کار رفته است. اگرچه در مقصود از این اصطلاح، توافقی در میان آنان وجود ندارد، اما یکی از مشهورترین تعریف‏های آن، این است که لطف، چیزی است که بنده با وجود آن به انجام طاعت و ترک معصیت، نزدیک‏تر باشد و به حد الجاء نرسد و بهره‏ای برای آن در تمکین نباشد. در اینجا شایسته است تعریف دو تن از مهم‏ترین متکلمان، ذکر شود: قاضی عبدالجبار معتزلی چند تعریف برای لطف بیان کرده است. وی در جایی لطف را چیزی می‏داند که مکلف با وجود آن، فعلی را بر می‏گزیند که خدا او را به انجام آن مکلف ساخته یا اجتناب از آنچه او را به پرهیز از آن مکلف کرده است (القاضی عبدالجبار بن احمد، المغنی فی أبواب التوحید و العدل، ج۱۳، ص۱۱۳. برای اطلاع بیشتر از دیگر دیدگاه‏های وی در باره تعریف لطف، ر.ک: القاضی عبد الجبار بن احمد، شرح الأصول الخمسة، ص۳۵۱ و ۳۵۴ و ۵۲۸؛ همو، کتاب المجموع فی المحیط بالتکلیف، ص۳۳ و همو، المغنی فی أبواب التوحید و العدل، ج۱۳، ص۹۳). توضیحات خواجه نصیرالدین طوسی نیز درباره لطف در همه آثار کلامی وی یکسان نیست. وی در یک جا از تلخیص المحصل، لطف را همه چیزهایی دانسته که بنده را به طاعت، نزدیک و از معصیت، دور کند به طوری که به حد الجاء نرسد (طوسی، تلخیص المحصل المعروف بنقد المحصل، ص۳۴۲. همچنین ر.ک: همان، ص۴۵۳؛ همو، قواعد العقائد، ص۶۵). برای دیدن تعریف‏های دیگر متکلمان ر.ک: الحلی، أنوار الملکوت فی شرح الیاقوت، ص۱۵۳؛ الشریف المرتضی، الحدود و الحقائق، ص۱۷۱؛ همو، الذخیرة فی علم الکلام، ص۱۸۶؛ همو، جمل العلم والعمل، ص۳۳؛ ابو یعلی الحنبلی، المعتمد فی اصول الدین، ص۲۸۱؛ الطوسی، الاقتصاد فیما یتعلق بالاعتقاد، ص۱۳۰؛ همان، تمهید الأصول، صص۲۰۳ و ۲۰۸؛ جوینی، الإرشاد إلی قواطع الأدلة فی أول الاعتقاد، ص۱۲۳؛ البریدی الآبی، الحدود و الحقایق فی شرح الال‍ف‍اظ الم‍ص‍طل‍حة بین الم‍ت‍ک‍لمین من الام‍ام‍یة، ص۲۲۹؛ قسم الکلام فی مجمع البحوث الاسلامیة، شرح المصطلحات الکلامیة (ص۳۰۴، به نقل از البراهین فی علم الکلام، ج۲، ص۲۰۷)؛ طوسی، تلخیص المحصل المعروف بنقد المحصل، ص۳۴۲؛ ابن‎میثم بحرانی، قواعد المرام فی علم الکلام، ص۱۱۷؛ الحلی، الألفین، ص۱۵؛ همو، أنوار الملکوت فی شرح الیاقوت، ص۱۵۳ - ۱۵۴؛ همو، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص۳۲۴؛ همو و... النافع یوم الحشر فی شرح الباب الحادی عشر، ص۳۲؛ الفاضل المقداد، إرشاد الطالبین إلی نهج المسترشدین، ص۲۷۶؛ الفاضل المقداد، اللوامع الإلهیة فی المباحث الکلامیة، ص۲۲۷؛ فیاض لاهیجی، گوهر مراد، ص۳۵۱؛ مشکوة، معتقد الامامیه، ص۹۹؛ قسم الکلام فی مجمع البحوث الاسلامیة، شرح المصطلحات الکلامیة، ص۳۰۳ - ۳۰۴ و قدردان قراملکی، کلام فلسفی، تحلیل عقلی از (( آموزه‏های دینی، ص۳۶۴ - ۳۶۶). در پایان، توجه به دو نکته مهم به نظر می‏رسد: یک: مقایسه تعریف‏های متکلمان نشان می‏دهد که گرچه بیشتر این تعریف‏ها نزدیک به هم به نظر می‏رسند، اما یکسان نیستند؛ ازاین‏رو این تفاوت‏ها در تعریف هر یک از آنان باید مورد توجه باشد تا برخی دقائق تعریف کسانی که عصمت را لطف می‏دانند، فوت نشود؛ دو: هرچند تا حدی، لطف از دیدگاه متکلمان با آنچه در روایات به عنوان امدادهای الهی برای معصومان بیان شده، نزدیک به نظر می‏رسد؛ اما تفصیلی که برای این امدادها در آیات و روایات دیده می‏شود، به ندرت در نوشته‏های متکلمان به چشم می‏خورد و این نکته مهم و ظریف، تنها یکی از تفاوت‏های دیدگاه متکلمان با دیدگاه آیات و روایات درباره منشأ عصمت است. البته از حق نباید گذشت که برخی متکلمان، افزون بر ارائه دیدگاه کلامی خویش به محتوای برخی آیات و روایات این موضوع نیز التفات نشان داده‏اند. احتمالاً فخر رازی در میان اهل سنت و علامه حلی و فیاض لاهیجی در این دسته از متکلمان می‏گنجند که اندکی به محتوای آیات و روایات این موضوع توجه داشته‏اند. تفاوت دیگر، این که بیشتر متکلمان معتزلی، لطف را بر خدا، واجب می‏دانند؛ در حالی که از روایاتی که لطف را بیان کرده‏اند چنین الزامی برداشت نمی‏شود.

  • نام منبع :
    منشأ عصمت از گناه و خطا (نظریه ها و دیدگاه ها)
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1399
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6806
صفحه از 258
پرینت  ارسال به