شکل چشمگیری با ایزوتسو متفاوت بوده است.
این کتاب که به زبان خود ترجمه کردهایم، بررسی مطالعه توسعه تاریخی معنا در چارچوب حوزه معناشناسی است. این کتاب واژگان قرآنی را در چارچوب تغییرات تاریخی معنا و معانی جدید در نه فصل مورد بررسی قرار میدهد. نویسنده معنای اولیه را معنای ضروری میداند درحالیکه معنای جدید (ثانویه) را بهعنوان معنایی شرح میدهد که در سیاق و سباق (بافت) بهصورت اضافی (نسبی) است.
در اینجا گوچر توجه ما را به چگونگی ترجمه نادرست برخی مفاهیم کلیدی بسیار مهم در رویکردهای ساختاری به قرآن - توسط آتش - جلب میکند. اول از همه، آتش اصطلاح «معناشناسی قرآن» (semantics of the Qur’an) را به «درجات معنایی که واژهها کسب میکنند» ترجمه کرده است که در متن اصلی وجود ندارد. افزون بر این، او واژه تخصصی معنای رابطهای (relational meaning) را که با ایزوتسو مورد استفاده قرار گرفته است، بهصورت معنای اضافی (relative meaning) ترجمه کرده است. گوچر به درستی استدلال میکند که واژه relational به طور ضمنی خوانش ساختاری آشکاری را از قرآن بیان میکند، درحالیکه واژه relative چنین معنایی ندارد؛ بنابراین، تأکید ایزوتسو بر روی یک خوانش ساختاری و رابطهای از قرآن در این ترجمه از دست رفته است. متأسفانه همین اشتباه تاکنون به وسیله دانشمندان بسیاری تکرار شده است. همچنین مهم است اشاره کنیم که اکثر آثار دانشگاهیان تُرک، تحت تأثیر آثار ایزوتسو به طریقی گیجکننده روششناسی ایزوتسو را با سوءبرداشتهای خود از معنای روششناسیِ او ترکیب کردهاند. گوچر مثال جالبی میزند: پژوهشگری که تحت نظارتِ آتش مطالعه کرده است، آنچه را روش معناشناختی ایزوتسو میپنداشته در اثر خود بهکار بسته است؛ اما از آنجا که به شیوهای تلفیقی بر مبنای ترجمههای نادرست برخی کلیدواژهها کار کرده