89
حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر

بودند؛ امّا در بين آنان کساني از قدريه، مانند قتادة (۶۱ ـ ۱۱۷ ق) ابن‌اسحاق (متوفاي ۱۵۰ ق) و ابن‌أبي‌عروبة (متوفاي ۱۵۶ ق)، و ابن‌أبي‌زائدة مرجئي (متوفاي ۱۸۳ ق)، و از کوفيان أبواسحاق سبيعي و أعمش که گرايش شيعي داشتند، و بالاخره حمّاد بن سلمة۱ که ديدگاهي نزديک به مشبّهه داشت، ديده مي‏شدند. خوارج در بين مفسران قرآن از مکتبِ ابن‌عباس سه نفر را۲ از خود مي‌دانستند، يعني مجاهد (متوفاي ۱۰۴ ق)، جابر بن زيد (متوفاي ۱۰۳ ق) اباضي،۳ و عِکرمة (متوفاي ۱۰۵ ق) که آراي صُفريه را در غرب ترويج مي‏کرد.۴ آنها به اندازه خود در اين وحدت اجتماعي سهم داشتند. علاوه بر کساني از اشراف عرب، مواليان بسياري از قبايل غير عرب به حوزه‏هاي علم حديث پيوستند. اعتقاد به شخصيّت اسوة پيامبر و ايمان به اينکه او الگويي از شيوه صحيح زندگي را براي امتش فراهم آورده است، موجب وحدت آنان بود. سنّتي که از طريق آنان معرفي شد، رشتة وحدتي بود که تمام سرزمين‏هاي اسلام را به هم پيوند داد. البته همه جا و بي‏استثنا از اين سنّت پيروي نشد. امّا دست کم همه جا اين سنّت مطلوب دانسته مي‏شد.
محدّثان خود از اين حقيقت آگاه بودند که سنّت نظامي بسته از احکام و مسائل عقيدتي نيست و لازم بود مطلوب يا معيار با زحمت بسيار از ميان احاديثي غالباً ناقص يا متناقض استنباط شود. اين وظيفه مستلزم بررسي دقيق روايات فراوان و ارزيابي محتاطانه تمام شرايط مؤثر در اعتبار احاديث بود. بر همين اساس، از آغاز دولت عباسيان، نخستين کوشش‏ها براي ارزيابي نقادانه حديث پديدار شد. با توجه به ماهيت شفاهي حديث، لازم بود اين مطالعة نقادانه با بررسي وثاقت يکايک راويان حديث آغاز شود. بنابراين بحث دربارة شيوه زندگي آنان نقش مهمي در اين تحقيق داشت. ناقد حديث چگونه مي‏توانست کسي را که در سلوک شخصي خود بر خلاف سنّت عمل مي‏کرد، شاهدي معتبر بشناسد؟ از آنجا که آنان معيارهايي کلي

1.. نگاه کنيد به: Festschrift P. Kahle, p. ۹۸f

2.. اشعري، مقالات الإسلاميين، ج ۱، ص ۱۰۹، ۱۲۰.

3.. ابن‌سعد، ج ۷ / ۱، ص ۱۳۰.

4.. ابن‌حجر، تهذيب التهذيب، ج ۱، ص ۲۶۷.


حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
88

۱۷۰ ـ ۲۳۸ ق) که متبحّر در علوم مختلف بود، علم حديث را تأسيس کرد و تأثير آن تا سدة سوم نيز همچنان باقي بود.۱ عالمان بسيار ديگري، همانند او، پس از انجام اعمال حج سال‏ها در شرق اقامت گزيدند. در واقع، سنّت علم‏آموزي در اين حوزه در اندلس آخرين محصول مکتب مدينه بود.
با گسترش روز افزون حديث‌گرايي، مجامع مردماني که مدت‏هاي مديد به آفاق حکومت اسلامي سفر مي‏کردند تا روايات مربوط به پيامبر را گرد آورند و با تبادل نظر با همفکران خود دانش خود را از روايات افزايش دهند، فزوني يافت. اين سفرهاي علمي توسط مرداني با خصايصي مشابه سرانجام به بسط فرهنگي همگون در سراسر دنياي وسيع اسلام انجاميد. اينان به فرقة واحدي وابسته نبودند و مي‏توان در تمام جريان‏هاي سياسي حضور آنان را مشاهده کرد. بسياري چون زُهري مشهور يا رجاء بن حَيْوَة (متوفاي ۱۱۲ ق) که سبب شد عمر بن عبدالعزيز که در مکتب پارسايان مدينه پرورش يافته بود، به خلافت برسد،۲ حامي حکومت بودند. کساني ديگر، مانند عروة بن زبير از ارتباط با دربار برکنار بودند. تعداد محدّثاني که منصب قضا را پذيرفته بودند، نسبتاً زياد بود. هرچند بيشترشان از قبول مناصبي که ممکن بود آنان را گرفتار دام وسوسه کند، پرهيز داشتند۳ و از اينکه جاذبه خدمت به حاکم چشمانشان را خيره کند، امتناع داشتند. استقلال شخصي‌اي که از راه مشاغلي نظير بازرگاني، تجارت يا صنعتگري به دست آورده بودند، از سوء استفادة صاحبان قدرت از علم حديث براي اهدافشان جلوگيري مي‌کرد. حتي در موضوعات عقيدتي اختلاف ‏نظرهاي بسياري در طبقات متفاوت ديده مي‏شد: در ميان کساني که علي بن مَديني از راويان احاديث صحيح نام مي‏برد،۴ ثقاتي چون مالک و ثوري در اکثريت

1.. ذهبي، تذکرة الحفاظ، ج ۲، ص ۱۰۷؛ ذهبي، ميزان الإعتدال، ج ۲، ص ۱۴۸، ابن‌حجر، لسان الميزان، ج۴، ص ۵۹؛ ابن‌فرحون، ديباج (قاهره، ۱۳۵۱)، ص ۱۵۴؛ YAqut, Geographisches Worterbuch, I, p. ۳۴۹.

2.. Wellhausen, Das Arabische Reich, p. ۱۶۵ [English trans. By M. G. Weir, The Arab Kingdom and Its Fall (Beirut, ۱۹۶۳), p. ۲۶۴-۶۵].

3.. Mez, Die Renaissance des Islams, pp. ۲۰۹f. [English trans. By S. K.Bakhsh and D. S. Margoliouth, The Renaissance of Islam [Patna ,(۱۹۳۷), p. ۲۱۸f].

4.. ذهبي، تذکرة الحفاظ، ج ۱، ص ۳۲۸ و جاهاي ديگر.

  • نام منبع :
    حديث اسلامي؛ خاستگاه‌ها و سير تطوّر
    سایر پدیدآورندگان :
    مرتضي كريمي نيا
    تعداد جلد :
    1
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1390
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 6094
صفحه از 534
پرینت  ارسال به