بود. امّا بعد از واقعة حرّه در سال ۶۳ هجري۱ که مدينه به ناچار از صحنة سياسي خارج شد، و پس از نيم قرن آشفتگي، آرمان اسوة نبوي دوباره پيروزمندانه سر بر آورد. در مدينه فرزندان صحابه نخستين همراه با مواليانشان زندگي خود را وقف جمعآوري روايات مربوط به زندگي و سيرة پيامبر کردند تا ضابطهاي براي تنظيم امور خود بنا نهند. بحثهاي تاريخي، تفسير قرآن، و اجراي احکام شرعي تنها وجوه مختلف فعاليتي بود که طبعاً تمرکز اصلياش پيامبر تاريخي بود و جنبههاي ماوراء طبيعي او مورد بازنگري قرار نميگرفت. سرآغاز قديمترين فعاليت عقيدتي در اسلام حلقههاي حديثي اين راويان متقدّم در مسجد مدينه بود که در آنها براي همدينان مشتاق خود از سراسر حکومت اسلام اطّلاعاتي از تاريخ صدر اسلام، تأويل مشکلات قرآن، و بحث دربارة مسائل مربوط به آداب و رسوم ديني را طرح ميکردند. زائراني که هر سال به تعداد بسيار روانة مکّه و مدينه ميشدند، روح حديث نبوي را از مدينه به اقصي نقاط حکومت اسلامي ميبردند؛ و چنين مرسوم شد که دربارة محّمد صلي الله عليه و آله از اصحاب يا تابعينش اطّلاع کسب کنند.
عُروة بن زبير (حدود ۲۲ ـ ۹۴ ق)، شيخ مکتب مدينه به عنوان برجستهترين نمايندة نخستين راويان حديث شناخته شد. او از خانوادة نخستين بزرگان اسلام بود. پدرش زبير بن عوّام (مقتول در ۳۶ هجري در جنگ جمل) پسر عمة پيامبر صلي الله عليه و آله و از نخستين مسلمانان و مادرش اسماء دختر ابوبکر بود. او مورد عنايت خاص خالهاش عايشه بود و عبداللّه بن زبير، مخالف خليفه، برادرش بود. عروة بن زبير از سياست کناره گرفت و خود را وقف علم حديث کرد که در اين باب، پيوندهاي خويشاوندياش به ويژه با عايشه برايش بسيار سودمند بود. نامههاي او به عبدالملک بن مروان (حکومت ۶۵ ـ ۸۶) دربارة رويدادهاي صدر اسلام (که در تاريخ طبري ثبت شده است) نشان از آغاز تاريخنگاري در اسلام دارد. امّا او گزارش خويش از سيرة پيامبر صلي الله عليه و آله را براي مستمعانش به صورت شفاهي بيان ميکرد. پسر خواندهاش، ابوالأسود محمّد بن عبدالرحمان بن نوفل، يتيم عروة (متوفاي ۱۳۰ ق) اولين کسي