برخي از مدافعان هر يک از اين نظريههاي سه گانه در باب خاستگاه و پيدايش اِسناد، به حوادثي تاريخي ـ به ويژه فتنهها و جنگهاي داخلي در ميان مسلمانان ـ استناد ميکنند که گمان ميرود سبب به کارگيري و رواج اِسناد شدهاند. شگفت اينکه همگان به منبعي واحد، يعني خبري منسوب به ابنسيرين (م ۱۱۰ ق) استناد ميکنند که ميگويد «پس از فتنه»، مردم ديگر از سند روايات سراغ ميگرفتند. محقّقاني که خاستگاهي بسيار قديم براي اِسناد قائلند، اين جملة ابنسيرين را به «فتنة نخست» تفسير ميکنند که پس از قتل عثمان پديد آمد. دستة دوم که دهههاي پاياني قرن نخست را زمان آغاز اِسناد ميدانند، گمان دارند که مقصود ابنسيرين «فتنة دوم» بوده است که در پي مرگ معاويه روي داد. شاخت هم مراد از فتنه در کلام ابنسيرين را منازعات بنياميه و بنيعباس ميداند که به سقوط خلافت امويان انجاميد.۱
۲ ـ ۲ ـ تاريخگذاري از روي سندها
تا دهة ۱۹۷۰ ميلادي، اغلب محقّقان غربي با شک و ترديد بسيار به سند روايات مينگريستند و آنها را منبعي براي اطّلاعات تاريخي نميدانستند. امّا اين بدان معنا نيست که در نگاه آنان سندها به کلي مجعول بوده و هيچ نقشي در انتقال متون نداشتهاند. بحث و بررسي راجع به اعتبار و منشأ سند نشان داده بود که تنها بخش معيّني از سندها مسئلهدار يا از نظر تاريخي بياعتبارند: يعني قديمترين بخش سند که شامل نام مراجعي از قرن نخست هجري، از قبيل پيامبر صلي الله عليه و آله ، صحابه و تابعين بود. ايشان اما احتمال اصالت قسمتهاي جديدتر سندها را ميپذيرفتند. تقسيم سند به دو بخش اصيل و مجعول را نخستين بار شاخت صريحتر از هر کسي مطرح کرد.۲
1.. اين پرسش همچنان ذهن آدمي را به خود مشغول ميکند که اساساً آيا ـ و تا چه ميزان ـ ميتوان اين نقل منتسب به ابنسيرين را درست و واقعي دانست؟ اولاً نميتوان اطمينان يافت که اين سخن واقعاً به ابنسيرين برسد و ثانياً، حتي اگر گويندة واقعي اين سخن او باشد، به درستي نميدانيم آيا مراد وي کلي و عمومي است يا نه. اين فرض معقولتر است که سخن وي را معطوف به منطقة علمي خود وي، يعني بصره بدانيم. در اين باره نگاه کنيد به: Motzki, Origins, ۲۲-۲۳
2.. Schacht, Origins, ۱۷۱.